نتایج جستجو برای عبارت :

آدم مسیر درست رو جلو بره کارها خودش جلو میره

وای من از بچه ها متنفرم دسته خودم نیست خدا هر بچه ایی حفظ كنه واسه خانوادش ولی متاسفانه بچه جز گریه پیف نق نق چیزی نداره بعدم بزرگ میشه ميره تو بلوغ ازدواج كنكور نگرانی بعدم كه ميره راسه خودش به نظرم ادما وقتی حوصلشون سر ميره بچه دار میشن
آدم مسير درست رو جلو بره  کارها  خودش  جلو ميره  خداوند دقیقا زمانی به داد آدم میرسه که آدم فکرشو هم نمیتونه بکنه یادم میاد در زمانهای نه چندان خیلی  دور اینترنت به صورت کارتی بود  الان نمی  دونم باز هم همینجوریه یا نیست به هر حال همان خریدن کارت فوقش برای  یکی  2  ساعت می شد  خرید  چون باید پول  بیشتری برای  خریدن کارت اینترنت تلفنی  می  دادیم در انزمان تازه داشتم خانه می ساختم و توان خرید هر چیزی را نداش
آدمها با خودشون و زندگی هاشون چکار می کنند؟ من با زندگیم چکار کنم؟ سخت ترین کار تو دنیا روبرو شدن آدم با خودش، با زندگیشه، با چیزهایی که درست کرده و وای به اون روزی که بفهمه هیچ چیزی درست نکرده فقط خودش و خودش و یه هیچ کامل اطرافش درست کرده.
به شدت احساس می کنم هنوز ارتباط با آدم ها رو یاد نگرفتم 
به شدت احساس می کنم اگه الان ازدواج کنم مجدد به خاطر عدم مهارت ارتباط درست می بازم 
دلسوزی در جای خودش و به حد خودش 
غرور در جای خودش و به حد خودش 
کینه در جای خودش و به حد خودش 
مهربونی در جای خودشو به حد خودش
اینا مواردی هستن که من تو زندگیم در عمل بلد نیستم و همیشه برعکس کار می کنم 
باید بدونی که برای دیگران باید تعارف بود و نه دلسوزی 
ادوارد:گاهی اون قدر خسته میشم که یادم ميره زنده امآنا:میتونی به یه منظره خوب نگاه کنیواسه خودت یه لیوان قهوه درست کنیزل بزنی به یه نقطه و به یه موزیک آروم گوش بدیادوارد:همه این کارها رو با هم انجام میدمبه چشم های قهوه ایت فکر می کنم تکه ای کوتاه از رمان بلند اسب های لئونگراف شبیه ما نیستند.!!
چطوری باید افران (دایی) را به عبادتگاه ببریم؟
اگر به کمک نقشه به خانه‌اش بروید با خزدک‌هایی روبرو میشید که مانع از سوار شدن افران و خانوادش به گاری شده‌اند.
بعد از کشتن خزدک‌ها همه خانواده سوار گاری میشن و چون مسير سرازیری ای هستش که به عبادتگاه ختم میشه بیشتر مسير را خودش ميره.
ولی چند تا مانع توی مسير هست که باید از بین ببریدشون یا با mouse جابجاشون کنید.
قسمتی از مسير رو هم که شیب کمتر میشه باید با mouse گاری را بکشید. اگر با سرعت زیاد بکشید شتا
 از شوق رود بود که دریا درست شدتقصیر درد بود مداوا درست شدعاشق به ذات خویش ندارد هویتییوسف که ناز کرد، زلیخا درست شدبادی وزید و باز نقابش کنار رفتگیسوش پیچ خورد و معما درست شدباز این چه شورش است که عیسا درست کردباز این چه شورش است که یحیا درست شدفطرس به شوق آمدنش بال و پر گرفتاز خاک پای یار مسیحا درست شدبر خاک پای خویش خودش نیز سجده کرداین گونه بود تربت اعلا درست شدسر را به پای یار که انداخت، عاقبتپایین پاش عرش معلا درست شداز بس به سینه مهر
عاقا ما پست نمیذاریم ولی هنوز زنده ایم
اصن وقتی میخوام وسط درس خوندن استراحت کنم عذاب وجدان میگیرم و دوباره میشینم سرجام و میخونم =]]]
هیچوقت فکرشو نمیکردم انقدر زود بگذره و همون بهتر که گذشت
منتظر همین ۳ ماه بودم (۳ ماه چیه !! فقط ۲ ماه مونده)
خونه جدیدمون هستیم و من هم در اتاق مستر master مسقر هستم =) حمام دستشویی به همراه جکوزی شخصی در اتاق =))
داداچمان طرح تشریف دارند 
مادرمان صبح ها مدرسه بعد از ظهرها خونه خاله مان درحال کمک برای اثاث کشی
پدرمان
مقدمه: همانطور که می دانیم در اسلام بسیاری از کارها در کتاب خدا و به دست بزرگان منع یا حرام اعلام شده اند، در میان بسیاری از آن ها چه از نظر سلامت، چه از نظر سود برای خودمان، موثر و مفید خواهد بود. بنابراین بهترین گزینه فرمان برداری و اطاعت از آن هاست.
تنه انشاء:همیشه این ضرب المثل بوسیله ی بزرگان و پدر و مادر نقل و قول و گوش زد شده است اما ما همیشه یا گاهی، درک درست از این ضرب المثل ها نداشته و با پشت گوش گذاشتن از اجرا و اطاعت آن ها شانه خالی کرد
از سر كار اومدم ، امروز سبك بود الحمدلله باز تو مسير برگشت پادكست اخرى كه دانلود كرده بودم و گذاشتم به گوش و محو مسير هرباره ى هرروز و مخمل سبز رنگ فَرِّ وردین شدم .از سرى پادكست هاى بهترین ِ خودت شوى على یگانه بود كه از بطن و ریشه ادم و قلقلك مى داد .از خاموش بودن نشخوار و صداى درونم راضى بودم و لحظه خودش و پیش چِشَمْ كِششششى میداد ك … گسى اش كم از زیبایى سبزینه پیش رو تو جاده نداشت .على یگانه تو این قسمت بدجور دس گذاشته بود رو همون فكرى كه همی
با مرور زمان که سن بالا تر ميره وقتی ادم خودش رو به آرزوهای نزدیک تر میبینه دیگه احسا پیری نمیکنه!
وقتی می بینه تلاشه ای بی نتیجه نبوده و راهی که انتخاب کرده در ست بوده بهش انگیزه می ده برای تلاش بیشتر و لذت بردن بیشتر از مسير!
همیشه در زندگیم سعی کردم از تک تک کارهایی که دارم انجاممی دم لذت ببرم. اینکه بگم همیشه شاید واژه درستی نباشه زیرا خیلی وقت های بوده که خیلی خسته و درمانده شدم و از فرط بی حوصلگی به زمین و زمان فحش دادم!
اما چیزی که همیشه در
در هر محیطی که هستیم و یا اینکه فعالیت می کنیم، مسلماً روی تمام کارها و فعالیتها نمی تونیم تاثیر محسوس بذاریم اما یک سری از کارها و فعالیت ها هستند که برای موضوعات مختلف می تونیم انجام بدیم. به این دامنه از کارها میگن دایره تاثیرگذاری.
ادامه مطلب
خواهرزادم دیشب ازم پرسید ابرها چجوری درست میشن؟ اومدم براش توضیح بدم که خودش گفت «نه! نه! خودم یادم اومد. آب دریاها بخار میشه. ميره بالا. هوا اگر سرد باشه دوباره بخارها قطره‌های ریز میشن و ابر میشه. بعد ابرها هم که به هم می‌خورن؛ رعد و برق درست میشه.» تایید و تشویقش کردم.
بعد پرسید: «خاله، آب چجوری درست شده؟» می‌دانستم پاسخم دور دارد اما چیز دیگری در ذهنم نبود. «ابرها که می‌بارن، آب درست میشه». دور را فهمیده بود و به‌ش برخورده بود که یعنی این
• یک نکته هم این است که تبیین را اساس کار بدانید. بنده می‌بینم گاهی اوقات یک جماعتی، یک افرادی، جوان‌های احتمالاً صالح و مؤمنی با یک کسی مخالفند یا با یک جلسه‌ای مخالفند، بنا می‌کنند هیاهو کردن و جنجال کردن و شعار دادن؛ بنده با این کارها موافق نیستم. این هیچ فایده‌ای ندارد؛ این را من از قدیم به کسانی که در این کارها بودند، همواره سفارش کرده‌ام. این‌که بروند در یک مجلسی، چون فلان‌کس سخنرانی می‌کند که شما مثلاً او را قبول ندارید -ممکن هم
این را برای آینده‌ی خودم می‌نویسم. برای روزی که علی بزرگ شده است و شاید بچه‌های دیگری هم داشته باشم و من هم سن و سالی ازم گذشته است. می‌نویسم تا یادم باشد که درست است که در این لحظه تمام مسائل ریز و درشت علی به من مربوط می‌شود و حال‌مان به یکدیگر گره خورده است اما در سال‌های آتی هر چقدر که او بزرگتر می‌شود، حوزه‌های شخصی‌اش پررنگ‌تر می‌شود و من اگر می‌خواهم مادر خوبی باشم باید این حوزه‌ها را هر روز بیشتر از روز قبل به رسمیت بشناسم. باید
یاحق.
خداوندا!
ما را ببخش که در بزنگاه های این روزگار، درست بر سر دوراهی ها، راه را گم می کنیم و نمی دانیم مسير درست کدام طرفی است!
ببخش که به اندازه کافی بصیر نیستیم که بدانیم چه کاری بهتر است!
ببخش که آن قدر به کارها و اعتقاداتمان، باور نداریم که تمام قد بایستیم و از آن ها دفاع کنیم!
ببخش که روزی هزاربار به خودمان و بودنمان، شک می کنیم!
ببخش که.
با اینکه ناخوش بود و بخاطر سردردش نتونست سر سفره افطار بیاد، وقتی دید حال منم خوب نیست، رفت برای من و خودش تخم مرغ عسلی درست کرد.
گفت آماده شده.
نتونستم برم تو آشپزخونه. چند دقیقه بعد خودش برام آوردش.
این بار من ازش پرسیدم: با آب جوش یا معمولی؟
همسر برگر هوس کرده بود، امشب بدون اینکه بهش بگم سفارش دادم، وقتی آوردن دم در گفتم من سفارش دادم برو بگیر بخوریم. صدبار تشکر کرد. کلی ذوق کرد. دکتر شیری راست میگه، وقتی یه نفر سعی کنه اوضاع رو مدیریت کنه، و رفتارای درست رو خودش از خودش شروع کنه، رابطه خوب میشه. دارم نجات رابطه عاطفی دکتر شیری رو گوش میدم و جاهایی که خودم اشتباه داشتم درست کنم. گوش که میدم متوجه میشم خیلی جاها اوایل درست رفتار کردم از بس بازخورد بد دیدم و اذیت شدم ول کر
من اعلام میکنم روز ه گرفتن حرام می باشد حالا چرا ؟برای اینکه من امروز از ضعیف نتوانستم کارم درست انجام و باعث ضعیف در انجام کارها بشم برای همین میگم حقوقی که امروزگرفتم درست نیست روزه برای کسانی خوب مثل . که فقط کارشان خوردن و خوابید کار دیگری انجام نمی دهند.در ضمن اولین خواستگاری هم ناموفق بودم
در این سبک به افراد آزادی بسیاری برای چگونگی انجام کارها داده می‌شود و آنها می‌توانند موعد مقرر را برای تحویل کارهایشان، خود مشخص کنند. در این سبک رهبران با تهیه‌ی منابع و در صورت وم راهنمایی‌های لازم از افراد پشتیبانی می‌کنند، و در همین حد در امور مداخله می‌کنند. این استقلال می‌تواند منجر به رضایت شغلی بالا گردد، اما از طرف دیگر اگر افراد گروه به خوبی زمان خود را مدیریت نکنند، و یا اگر دانش، مهارت و انگیزه‌ی کافی برای انجام مؤثر کار
در این سبک به افراد آزادی بسیاری برای چگونگی انجام کارها داده می‌شود و آنها می‌توانند موعد مقرر را برای تحویل کارهایشان، خود مشخص کنند. در این سبک رهبران با تهیه‌ی منابع و در صورت وم راهنمایی‌های لازم از افراد پشتیبانی می‌کنند، و در همین حد در امور مداخله می‌کنند. این استقلال می‌تواند منجر به رضایت شغلی بالا گردد، اما از طرف دیگر اگر افراد گروه به خوبی زمان خود را مدیریت نکنند، و یا اگر دانش، مهارت و انگیزه‌ی کافی برای انجام مؤثر کار
اومدیم آمادای خانوادگی اینبار. علی دو بار غذا درست کرد و تمام ظرف هاشم شست. امشب سر شام ک الویه درست کرده بود. یواش بهم گفت: ببین من اینجور مهربونی و روست داشتنمو نشون میدم
گفتم ممنون
واقعا ممنون ازش
عجب جاده ی سنگلاخیست.
امشب تی وی الکی روشن بود اصلا نفهمیدم چی داره نشون میده ولی ی چیزی شنیدم ی آقایی میگفت
حس خوب آمدنی ست نه آوردنی.
من تقلا کردم برای آوردن بعضی حس ها
یجورایی من همیشه فکر میکردم اینکه ی حس خوبی باشه یا نه ب خود آدم بستگی داره. ی
 
رهبر انقلاب: در دعای مکارم الاخلاق این جمله هست «وَ استَعمِلنِی‏ بِمَا تَسأَلُنِی غَداً عَنهُ» که دعای بیستم #صحیفه_سجادیه است، دعای بسیار خوبی است و من توصیه میکنم دوستان بیشتر بخوانید این دعا را. فردا در قیامت یقه‌ی ما را میگیرند که چرا فلان کار را نکردی. 
️ بعضی از کارها را که نباید بکنیم، میکنیم، خب این را همه میدانیم. بعضی از کارها را باید بکنیم، توجه نمیکنیم، غفلت میکنیم، تنبلی میکنیم، ملاحظه‌ی این و آن را میکنیم، آن کارها را انجا
پاورپوینت مدیریت نمونه کارها(سبد پروژ ه ها)دانلود پاورپوینت با موضوع مدیریت نمونه کارها، در قالب ppt و در 38 اسلاید، قابل ویرایش. مدیریت سبد پروژه ها چیست؟ مدیریت پورتفولیو: مدیریت متمرکز یک یا چند پورتفولیو است و شناسایی، اولویت‏بندی، تصویب، مدیریت و کنترل پروژه ‏ها .
نمیدونم چرا امروز این شکلی شدم ! 
از مسير تخت به مسير هال ، دوباره از مسير هال به مسير تختمم ! 
یه موجود بی حال و بی حوصله که حتی همت نمیکنه یه چای برای خودش دم کنه :/ 
باید منظم استخر رفتن هام رو دوباره شروع کنم.
اینجوری نمیشه.
فرمانده جان کوچولو داشت حرص می‌خورد و می‌نالید از دست برادرهای پایگاه. که چرا برای برنامه های نیمه شعبان با بخش خواهران م نکرده اند و اصول کار تشکیلاتی را برده اند زیر سوال و قس علی هذا. ‌میگفت: این پسرهای مذهبی مون به جای اینکه برن یاد بگیرن چه جور با جنس مخالف ارتباط درست بگیرن، به کل صورت مساله رو پاک میکنن. وقتی میبینن که خودشون از پس کارها برمیان، ضرورت شرعیِ مراجعه به ما حذف میشه. 
به صورت همیشه مهربانش که از فرط عصبانیت صورتی شده
ن روحیات خاص خود را دارند و اگر مردی بتواند این روحیات را بفهمد و درک کند بهترین همسر برای خانوم خواهد بود. توجه نکردن به پیشنهادات و توصیه های دیگران در رابطه با این که چگونه همسر خوبی باشیم کار آسانی است که هر کسی از عهده آن بر می آید. اکنون چند سال است که ازدواج کرده اید؟ آیا کارهایی که باید انجام دهید را می دانید؟ مثلا حداقل در ماه یک بار همسرتان را به گردش و هواخوری می برید؟ شاید با خود فکر می کنید چه کسی وقت این کارها را دارد؟ بدون شک
فرمانده جان کوچولو داشت حرص می‌خورد و می‌نالید از دست برادرهای پایگاه. که چرا برای برنامه های نیمه شعبان با بخش خواهران م نکرده اند و اصول کار تشکیلاتی را برده اند زیر سوال و قس علی هذا. ‌میگفت: این پسرهای مذهبی مون به جای اینکه برن یاد بگیرن چه جور با جنس مخالف ارتباط درست بگیرن، به کل صورت مساله رو پاک میکنن. وقتی میبینن که خودشون از پس کارها برمیان، ضرورت شرعیِ مراجعه به ما حذف میشه. 
به صورت همیشه مهربانش که از فرط عصبانیت صورتی شده
اینکه میگن "شما عزمتون رو جزم کنید و تلاش کنید، اونوقت تمام کائنات بسیج میشن تا تو مسير درست رسیدن به خواسته‌هات قرار بگیری و برسی بهشون" ؛ خواستم بگم دقیقاً زمانی‌که  اطمینان داشتم همه‌چی داره درست پیش ميره و مشکلی نیست‌ و دارم به خواسته‌م میرسم همین کائنات زدن کار رو خراب کردن.
 
 
 
 
 
+به درجه‌ای از معرفت رسیدم که اگه همه‌چی خوب پیش بره نگران میشم.
من فکرمی‌کنم مساله‌ای که باعث می‌شود یک زن احساس‌کند که مادر بدی‌ست و با وجود تمام محبت‌ها و کارهای مختلفی که برای فرزندش انجام می‌دهد باز هم این حس را به یدک بکشد، به سه علت بستگی‌دارد:1.دوست‌نداشتن خودش به حدکافی2.کمال‌گرایی بیش ازحد3.عدم شناخت درست خودش و نکات و رفتارهای منفی و مثبتش در راستای مادری کردندر رابطه با مورد اول، وقتی کسی خودش را به قدرکافی دوست نداشته‌باشد و مدام خودش را نادیده‌بگیرد و از محبتی که خودش باید به خودش بده
1-هر انسان مجموعه ای از افکار خودآگاه و ناخودآگاه است که با کارهایش نمایان می شود.در حقیقت هر کسی کارهایش است.من هم همین کلماتم!
هیچ کس راهی درست و حسابی به درون خودش هم ندارد چه رسد به دیگران.پس عملا دو راه برای شناخت خود باقی می ماند:
اول:تفکر درباره ی کارهای خودمان
ابزار درک انسان عقل است.پس تنها کاری که می شود انجام داد ارزیابی کارها به کمک فکر است.فکر نیز تهی نیست و هر چیزی را با باور ها قیاس می کند و اگر مغایرت داشت، شاکی می شود. شکایت عقل (ب
زن نباید همه کارها را انجام دهد:زمانی که مسئولیت پذیری یکی از زوجین بیشتر از دیگری باشد، طرف مقابل به وظایف خود عمل نمیکندمثلا وقتی مردی میبیند همسرش تمام کارها را انجام میدهد، کم کم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و سعی میکند تا جایی که امکانش هست تمام کارها را به همسر خود واگذار کند. بنابراین زن ها نباید همه کارها را به عهده بگیرند.✖وظایف یکدیگر را انجام ندهید :گاهی اوقات زن یا مرد همیشه، تمام وظایف یکدیگر را انجام میدهند چون فکر میکنند
دلا بسوز که سوز تو کارها بکندنیاز نیم شبی  دفع صد بلا بکندطبیب عشق مسیحا دم است و مشفق، لیکچو درد در تو نبیند، که را دوا بکند؟تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دارکه رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند.منهیبه عینکش نگاه میکنمو به خودشو به مانتوی قرمزشو هی تو دلم میگمکاشتومعجزه کنی.حتیبا اینکهمنآدم خوبی نیستممن با همه ی این میلیاردها سلول بدنمبا ذره ذره امبا تمام وجودمازت میخوام که.
خوشحال ترینم.
صبح زود پاشدم که زنگ بزنم به استاد راهنمام،دو بار زنگ زدم طبق معمول جواب نداد.دیگه حوصله ی درس خوندنم نداشتم گرفتم خوابیدم.
ساعت دوازده بیدار شدم.برداشتم دوباره زنگ بزنم به استاد،داشت میگف« مشترک مورد نظر در حال مکالمه است»
اومدم قطعش کنم که صدای استاد پیچید: سلام خانوم دکتر
.
.
.
قرار شد خودش برا هفته بعد وقت دفاع بگیره برام‌.خودش میفهمی؟ خودش :))))
خوشحالترینم هرچند سابقه ای که ازش دارم میگه مثل دفعات قبل که خوشحالت میکنه و بعد
بسم الله
 
فکر می کرد که کنار آمدند با مسير زندگی اش
اما نه.
بحث کنار آمدن آنها نیست
بحث خودشه .خودش هنوز با خودش کنار نیومده
اگه خودش با خودش کنار بیاد همه چی درست میشه
مگر یادت نمی آید آشنایانت را؟
مگر مجید صنعتی کوپایی را یادت نمی آید؟
مگر مرتضی عطایی را یادت نمی اید؟مگر مصطفی کاظم زاده؟ طلایی؟
همه شان سیم خاردار وابستگی و دلبستگی امان شان را بریده بود.وابستگی برایشان شده بود قفس.
 
مگر نشنیده ای که می گویند : اگر خداوند اراده کند بر ان
بدقول تر از ما یعنی نیست؟ گیر نده بابا راستش قبول دارم در بیشتر کارها کمی از برنامه زمان بندی شده عقب می افتم اما همش دست من نیست. مشتری هم در طول کار دایم نظراتش رو تغییر میده و همین کارها رو عقب میندازه. اگه قبول نکنی هم که نمیشه. بعضی وقتها خب راست میگه و کیفیت کار ميره بالا. به نور مشتری بدقلق هم خوردم که رست منو کشیده و صاف کرده تا کار تموم شده. اونقدر دقیق و حساب شده که چاره ای جز پیچوندنش نداشتم چون حس کردم داره ازم سو استفاده میشه و کار زی
اول اینکه دیروز خاله پری شدم و خدا شاهده عین بیمار دو قطبی میشم قبل ی
و اینکه بنیامین مرخصی شو قبول نکردن خودش می گفت بخاطر مسایل نژاد پرستانه ، و بنیامین هم نامه استعفاشو نوشت و از کار اومد بیرون و شیفت شب کار می کنه ، شب ها ميره هتل و روز ها برمیگرده خونه و اعصاب‌ سرزنش های خانواده ش رو نداره چون به حد کافی بخاطر من سرزنش شده و الان بدونن بخاطر اومدن به ایران قیدکارش رو زده خیلی بد میشه و دعواش می کنند 
خودش خیلی عادی برخورد می کنه ولی
14 اردیبهشت 98 --12:17  
اگر مثل خیلی ها مردید از خدا بخواید که خودش کار ها رو سرو سامان بده
زندگی
هر مرحله ش پر از انتخاب های مختلف
اتفاق های گوناگون
پر از صداهای مختلف .
با هر انتخاب مسيری ایجاد میشه و میشه رفت جلو .
اما برای کسی که همیشه تخیل میکنه مسير هایی که میشد رفت
که چی میشه رفتن تو این مسير
یا مسير دیگه چیزی لازمه که بتونه کمی با قاطعیت موقعیت هارو  رد یا قبول کنه
دل قرص باشه که اگر انتخاب ها کمی دور هم کنه
حداقل برسونه به اون نقطه ای که
خوب نیست که آدم حافظه اش خوب کار کندهی با خودش درگیره و اونقدری کلنجار ميره که انگار میخوادمو رو از از ماست بکشه بیرون .بعضی از خاطره ها رو یجوری تو ذهن بازسازی میکنه که انگار همینلحظه داره اتفاق میفته ،وقتیم که میاد جلو چشمت کل حس و حالتگرفته میشه بلا نسبت خواننده این متن خیلی خوب میشد که آدم خنگ باشد همیشه توی ذهنم بوده هر کسی که باهوش تر باشه امتحانات زندگیشم سختتر میشه ،شاید درست بوده.
این حال بد داره شبیه یه بیمارى همیشگى میشه. بیمارى که علائمش بى حوصله شدن همراه با بغض ناگهانى هستش. این علائم معمولا هرچند وقت یه بار ظاهر میشه. 
راه درمانى واسش پیدا نشده، فقط با شکیبایى بیمار، دوره نقاهت طى میشه. کلافگى در این دوره اذیت کننده ست. اینکه شخص مورد نظر نه تحمل جمع رو داره و نه تحمل تنهایى، درنتیجه معمولا به زیر پتو ميره تا خودش هم نمیدونه چى بشه. از طرفى چون میدونه توى این مدت بسیار حساس میشه، سعى میکنه باکسى صحبت نکنه که دلخور
جوانه ی این بحث در پی خواندن چند صفحه ای از کتاب حرکت آقای صفایی حائری و بعدش صحبتی دوستانه با دو رفیق شفیق در بوستان نهج البلاغه زده شداما بعداصل قضیه ی شناخت (و معرفت بشر یعنی جمیع آگاهی هاش که یعنی جمیع هستیش) بعد از اینکه بالکل شناخت پدیده های آفاقی به شکل پیشین و کاملن آبجکتیو زیر سوال ميره، تازه سر به دریای مواج شناخت ما از خودمون میذاریماینکه حواس ما درست کار میکنن و مغز ما چطور فعالیت میکنه و دل ماست که حاکمه بر کل شناختهای ما، یه طرف،
اینو من یاد گرفتم
به شما هم میگم
امیدوارم که به دردتون بخوره
پسری اگه یه دخترو دوست داشته باشه
اگه خودش شخصیت داشته باشه به اون دختره رک و پوست کنده میگه که ازش خوشش میاد
پسری که اینکارو نمیکنه ولی نشون میده غیرمستقیم که به شما توجه میکنه و شما رو دوست داره بیمار هست بیمار
من هر پسر نرمالی که دیدم همه شون حتی میل جنسی شون رو بروز دادن
پسری که شما رو میخواد ولی بروزش نمیده و ميره اینور و اونور بر علیه شما یا غیرمستقیم به شما مینویسه بیمار هست، ب
سه روز پیشیه مرد متاهل بهم گفت شدیدا عاشقم شدهولیبهم تاکید کرد که آرزوی محالشم. گفت مشکل خودشه و خودش باید حلش کنه . گفت به من ربطی نداره و خودش میدونه که شدنی نیسبعضی وقتا از دستش در ميره ولی زود جمعش میکنهچند روز پیشا هم یکی بهم گفت شهر رو بهم ریختیا . طرفدارات زیادنحتی یکی گفته وقتی نمی بینه منو دلش برام تنگ میشه.دوسشون دارم ولی ازشون توقع دارم به عنوان همکار منو ببینن. مثل خانومایی که همکارمن دوستامن 
تو این گرما کی ميره بیرون؟ :( ولی مجبورم امروز باید کارامو انجام بدم! مقنعه یادم نره! خاک تو سرتون چرا اجازه نمیدین باشال بریم سرجلسه کنکور آخه
ناهارمم باید بیرون بخورم خودم برگردم خونه دیر میشه بعدش برم آرایشگاه
گررررررمه لنتیییییی
امروز و فردا نمیتونم درس بخونم ! دیشبم تا دیروقت بیدار موندم که برناممو تموم کنم!
مث این فیلما واسه مستر یادداشت گذاشتم بیدار شد ببینه بقول خودش بعد کشیکا نمیخوایه قشنگ ميره کما
خب دیگه فعلنی
+ دلیل اینکه با
هر چیزی سر جای خودش و تو زمان خودش قشنگه، زمان اش همون موقعی هست که مشتاق شی، بعد اون دیگه فرقی نداره باشه یا نه، انگار وجود آدم خودش رو با نداشتن اش تطبیق میده،دل به نداشتن اش خو می گیره و مغز تصور داشتن اش رو از سلول های خودش حذف می کنه به قول خواجه شیراز، دولت آن است که بی خون دل آید به کنار، ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
واقعاً یه جاهایی آدم باید قابلیت اینو داشته بشه که یهویی دوتا بشه!که بتونه پشت گردن خودشو با تیغ یا ماشین ریش تراشی بزنه. یا قابلیت اینو داشته باشه که موهای خودشو سشوار کنه! یا بتونه پشت کمر‌ خودشو بخارونه. یا یه جاهایی دو سه متر از خودش بره عقب، راجه به لباس خودش نظر بده. یا مثلاً بشینه کنار خودش تو ماشین جواب تکستاشو بده، از خودش استوری و عکس بگیره. شب پا شه پتو رو بکشه رو خودش، صُبحا رو کمر خودش راه بره، قولنج خودشو بگیره، سر تا پای خودشو
یا نور المستوحشین
می گفت من فهمیده ام، ماها جنس وجودمان طوری است که حال خوب یا بدمان یک دلیل بیشتر ندارد و آن هم کیفیت ارتباطمان با خداست. یعنی تو الان هر دلیلی برای آشفتگی ات بیاوری باز تهش می رسی به همان. یک نقصی آنجاست. دیدی گاهی اوقات هزار کار و مشکل و گرفتاری داری اما ته دلت آرام است که در نهایت همه چیز سر جای خودش قرار می گیرد؟ با آرامش و در حد توانت وظیفه ات را انجام می دهی و این قدر هم به در و دیوار وجودت مشت نمی کوبی. آن لحظه ها حتما بخا
امروز روز آموزنده طوری بود .مرغ خریدیم پاک نکرده و من که مدتها دنبال چنین فرصتی بودم رفتم و از مامان پاک کردن و تکه کردن مرغ یاد گرفتم هرچند خیلی چندش ناک بود ولی دفعه بعدی نوبت منه که مرغ پاک کنم. کلا یکسری کارها هست که خیلی دوست دارم یاد بگیرم مثل :مرغ پاک کردن. خرد کردن مرغ برای جوجه کباب. سیخ گرفتن کباب گوبیده. درست کردن خمیر پیتزا. درست کردن مرغ و ماهی شکم پور. درست کردن  کیک گوشت توی وبلاگ نگاه عزیز دستوری که باران جان گذاشته بود
یکی از خواهرهای من زیادی جدی است. سرش تو کار خودشه و همش درگیر پروژه ها. گاهی اما یادش میاد که دختره، احساس داره و شروع میکنه به محبت کردن، احوالپرسی و شوخی و خنده. و بعد دوباره همه چی یادش ميره و تا نوبت بعد. به قول خودش یه پالسی میاد و ميره.
امروز صبح محبت از خودش در وَ کرد و در همون حال که با عجله میزد بیرون برام کیوی پوست کند و گذاشت رو میز. تاکید هم کرد که از رختخواب بیام بیرون.
تا کیوی بعدی خدانگهدار.
پ.ن: گونه هاش به طور طبیعی چال داره. 
اینو گ
⚡️نکاتی برای مطالعه صحیح  و اثر بخش⚡️

1⃣.هنگام درس خواندن کاغذ و خودکاری کنار دست خود بگذارید و فکرهایی که به ذهنتان می‌رسد و مزاحم درس خواندن می‌شود یادداشت کنید. با این کار دیگر نگران فراموش کردن کارها و ایده‌ها نیستید و به خودتان یادآوری می‌کنید. درست است که این کارها به اندازه‌ای مهم هستند که آن‌ها را یادداشت کنید و بعداً برای‌شان کاری انجام بدهید اما آن‌قدر مهم نیستند که به خاطرشان درس خواندن را متوقف کنید.
2⃣.خوب است گاهی فکره
(29 اردیبهشت 96)+کاش الان نبود-میدونم+کاش دو سه سال پیش بود-اینم میدونم+نه نه.کاش پارسال بود. اندازه پارسالم میرفت عقب راضی بودم-چرا پارسال؟+فکر و خیال نمیکردم دیگه. از اولی که میدیدمش میدونستم. بهش پیام نمیدادم، کادوی تولد هم نمیدادم. نمیرفتم ببینمش بهش فکر نمیکردم. خلاصه رد میشد تو سه ماهه ی تابستون-هنوزم دیر نشده. بندازش بیرون از زندگیت+چطوری؟-بهش محل نذار. جوابشو نده. نرو ببینش. خواستی بری تهران باهاش خداحافظی نکن. اون وقت خودش ميره+آره حق ب
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمت جام جهان نما بکند
طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند
بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند
⭕️ این مطلب به شدت آشفته و بی سر و ته است ⭕️ ولی دوستش دارم.   
به نظر شما حل مسائل ریاضی طور جذاب تره یا مسائل ی اجتماعی ؟ دوست دارین جواب مسئله صفر و یک باشه یا طیف عظیمی از جواب ها که هرکدوم طرف دارهای خاص خودش رو داره ؟ دوست دارید سرمسئله ای چونه بزنید که مطمئنین که یا شما جواب درست رو میگید، یا طرف مقابل و یا حتی طرف سوم، ولی ااما یکی درست میگه، یا مسئله ای که شاید جواب هر دوتون درست باشه با فرسنگ ها فاصله از هم و یا که جواب هردو تون ا
استراتژی سه مرحله ای وارن بافت در انتخاب هدف
در این گفتار در باره استراتژی بسیار ساده اما کاربردی 3 مرحله ای با شما صحبت می کنم که وارن بافت، سرمایه گذار افسانه ای آمریکایی، به کارمندانش برای انتخاب هدف درست در مسير موفقیت شغلی آموزش داده ولی در هر زمینه زندگی و در هر بازه زمانی قابل تعمیم و کاربردیه. اساس و پایه ی این روش بر روی تعیین اولویت های مهم زندگی شما نهاده شده و تاکید می کنه که رمز بزرگ موفقیت و پیروزی در زندگی، تمرکز بر اولویت ها نی
⭕️ این مطلب به شدت آشفته و بی سر و ته است ⭕️ ولی دوستش دارم.   
به نظر شما حل مسائل ریاضی طور جذاب تره یا مسائل ی اجتماعی ؟ دوست دارین جواب مسئله صفر و یک باشه یا طیف عظیمی از جواب ها که هرکدوم طرف دارهای خاص خودش رو داره ؟ دوست دارید سرمسئله ای چونه بزنید که مطمئنین که یا شما جواب درست رو میگید، یا طرف مقابل و یا حتی طرف سوم، ولی ااما یکی درست میگه، یا مسئله ای که شاید جواب هر دوتون درست باشه با فرسنگ ها فاصله از هم و یا که جواب هردو تون ا
رئیسم سر یه کاری شروع کرد به داد زدن. من تا الان سکوت کرده بودم هر دفعه حرفی می زد. این دفعه گفتم: من کارم رو درست انجام دادم. اینکه فلانی ده روز خارج از کشور بوده به من ربطی نداره. من پیگیر کار بودم. بعد شروع کرد از خودش تعریف کردن که من حقوق به موقع میدم پس مدیر خوبی هستم. اگه به موقع حقوق ندم خوب نیستم. گفتم: کی بود من اومدم گفتم مزایای من رو قطع کردن. رسیدگی کردید؟ کدوم حقوق؟ گفت: یعنی چون مزایات قطع شده کار رو خوابوندی؟گفتم: نه. ولی اینو
نمی دانم اینستاگرامم چه مرگش شده.لود نمی شود و هی خطا پشت خطا.
از وقتی که برگشته ام ذهنم درگیرش شده.نمی دانم چرا دلم خواست اسمش را توی نت جستجو کنم.گوگل برایم آدم های هم نام او را بالا آورد.آدم هایی که هیچ چیزشان شبیه او نبود.
اما درست لا به لای همین جستجوها بود که به یک وبلاگ متروکه رسیدم.اولش گفتم شاید نویسنده ی وبلاگ فقط هم نام او بوده باشد همین.اما.
مطمئنم که این وبلاگ مال خود خودش بوده.مطمئنم.تمام پست ها و چیزهایی که از آن ها نوشته با خود خو
نمیدانم چطور اینکار را میکنید. چطور احساستان را می شناسید؟ چطور می فهمید چه کاری درست است و چه کاری نه؟ چطور بزرگ شده اید؟ چرا من نمی شوم؟
من همیشه ادم دیوانه ای بودم. البته اول ادم نبودم، بعد از ادم شدنم هم دیوانه بودم. همیشه عجیب به دنبال عشق بودم. دلم فقط یک عشق میخواست. حاضر بودم هستم. همه کار کنم که یک عشق داشته باشم که مال خودم باشد و مال خودش باشم. فقط همین. اما همیشه شکست میخوردم.
فکر میکردم عشقم را پیدا کرده ام. یک سالی می گذرد. بعد از تم
آدم وقتی بیکار میشه اولین چیزی که ميره سراغش حضرت اینستاس.
جالبه ؛ توی همین عید جذاب و جالب ۹۸ توی IG TV با یه آدمی آشنا شدم Dritan alsela ✔️ کافه‌دار ه (هست) خودشون میگن barista یه فیلم گذاشته بود i love my job اگه پیداش کنین ، میبینین که با چه لذت و کیفی داره کارش رو انجام می ده (فقط اون چشمکایی که وسط کارش می زد)
آشپزی خودش یه صفایی داره ولی قهوه درست کردن یه چیز دیگس اونایی که قهوه رو فقط شب امتحان نمی خورن (به قول خودشون عربیکا ۱۰۰‎٪) می دونن چی میگم
ادامه م
بازی مار و پله را به یاد داریم. مار و نردبان و شش آوردن. جلو می رویم و خانه ها را پشت سر می گذاریم، گاهی از نردبان بالا می رویم، و گاهی نیش مار و سقوط به جایگاه قبلی. زندگی ما نیز درست شبیه همین است. انتخاب ها و بالا رفتن ها و لغزش ها و سقوط دوباره و دوباره و دوباره. و این چرخه، مدام تکرار می شود. به این مار در ادبیات عرفانی می گویند اژدهای نفس.
عمل صالح، انتخاب پسندیده، تصمیم صحیح و به خدمت گرفتن فکر و اندیشه، و در نهایت بالا رفتن از کوه اراده! و همز
دیروز که رفته بودیم خونه خاله کوچیکه مامان عید دیدنی (لازم به ذکره عید دیدنی اونها چون چهاردانگه زندگی میکنن یه مسافرته خودش! 4 رفتیم 9 برگشته بودیم!) سر صحبت شوهرِ خاله ی کوچیک باز شد. حاج آقای کاظمی چندین ساله گاوداری دارن و دیروز میگفت از 50 کیلو شیر شروع کرده و به 2 تن رسیده. میگفت خدا میرسونه و میسازه برا آدم. میگفت فلانی هفت تن شیر تولید میکنه در روز همه اش آبه و مواد. از دغلکاری هم صنفاش میگفت و از اینکه قدیما اصلن اینجوری نبود! از چیزهایی که
ااگر در انتخاب درست عمل کنیم اگر مجلس درست شود دولت و سایر قوا نیز درست خواهد شد.نا کارامدی دولت و دستگاه قضایی ناشی از نداشتن مجلس درست و بروز است.مجلس کارامد یعنی کارای ن
درست 55 سال پیش تو یه خانواده متوسط پسری به دنیا میاد که مثل اسمش شکوه و بزرگی و همراه خودش برا خانواده اش میاره .پسر گندم گونه و ریز اندام بچه اول خانواده میشه همینطور که قد میکشه سختیها و رنجهای بسیاریم برا خودش خانوادش به جون میخره !!!کار میکنه تلاش میکنه،روز به روز بیشتر از قبل بدون وقفه یکه و تنها همه خواهر برادرها رو زیر پرو بال خودش میگیره و سرو سامونشون میده سختی های زیادی و تحمل کردی ولی برات بهترینها رو آرزو میکنم نفس نسیم دخترتتولدت
درست 55 سال پیش تو یه خانواده متوسط پسری به دنیا میاد که مثل اسمش شکوه و بزرگی و همراه خودش برا خانواده اش میاره .پسر گندم گونه و ریز اندام بچه اول خانواده میشه همینطور که قد میکشه سختیها و رنجهای بسیاریم برا خودش خانوادش به جون میخره !!!کار میکنه تلاش میکنه،روز به روز بیشتر از قبل بدون وقفه یکه و تنها همه خواهر برادرها رو زیر پرو بال خودش میگیره و سرو سامونشون میده سختی های زیادی و تحمل کردی ولی برات بهترینها رو آرزو میکنم نفس نسیم دخترتتولدت
درست 55 سال پیش تو یه خانواده متوسط پسری به دنیا میاد که مثل اسمش شکوه و بزرگی و همراه خودش برا خانواده اش میاره .پسر گندم گونه و ریز اندام بچه اول خانواده میشه همینطور که قد میکشه سختیها و رنجهای بسیاریم برا خودش خانوادش به جون میخره !!!کار میکنه تلاش میکنه،روز به روز بیشتر از قبل بدون وقفه یکه و تنها همه خواهر برادرها رو زیر پرو بال خودش میگیره و سرو سامونشون میده سختی های زیادی و تحمل کردی ولی برات بهترینها رو آرزو میکنم نفس نسیم دخترتتولدت
سنجاب پیش خودش فکر می‌کرد که کارهای زیادی دارد که باید انجام بدهد. مثلا قایم‌کردن فندق‌ها در زیرزمین‌ها و چال کردن آن‌ها برای روز مبادا. حوصله‌اش را نداشت. می‌خواست زیر آفتاب بنشنید و به آواز پرندگان گوش بدهد و از صدای رود لذت ببرد. از طرفی فکر می‌کرد که دلش می‌خواهد ساختمان بهتری برای خانه‌اش بسازد و فکری بکند که چطور نور آفتاب را بیشتر به خانه‌اش هدایت کند اما حوصله‌‌ی این کارهای فکری را هم نداشت.
سنجاب گاهی‌اوقات فکر می‌کرد که وق
یه بادکنک رو پر از آب میکنیم و به زور می چپونیم توی یک جعبه .
یه سگ گرگی رو قلاده می زنیم و تربیتش میکنیم تا دست بده .
یه بچه را که داره اذیت میشه و میخواد داد بزنه که بابا منو نبوس هی سقلمه می زنیم که ای داد بده زشته بذار ببوستت خب .
دخترمون میخواد وسط خیابون کرکره خنده سر بده . میگیم ای وای زشته مردم چی میگن .
پسرمون میخواد بجای لباس مجلسی با تیشرت و جین بره عروسی.  میگیم وای آبروم رفت .
کلا به همه میگیم اونی نباش که هستی چون مموش و حرف گوش کن و
این روزها دست به کارهای جدیدی زده ام و مهمترینش واگذاری کارها به دیگران اما همنان خودم زیاد کار می کنم. به هر حال سنی ازم گذشته و یا اینکه علاقه ای به انجام برخی کارها دیگر ندارم. چه بهتر که واگذار کنم و به دیگران اعتماد کنم.
مثلا ترجمه و ویرایش و پاکنویسی یک مقاله 1000 کلمه ای شاید برایم چندین ساعت زمان ببرد اما فردی که تمرکزش روی ترجمه است و به آن موضوع مسلط است حتما در زمان کمتر و با سرعت بیشتری آنرا ترجمه می کند.
در عوض من کارم را می گذارم روی ا
بسم الله الرحمن الرحیم
در چشم‌بودن آسیب‌های خودش را دارد.
بعضی اوقات واجب است آدم در چشم باشد. خوب عیبی ندارد و باید در چشم قرار بگیرد.
ولی بعضی وقت‌ها واجب نیست.
و بعضی اوقات آدم خودش می‌فهمد که دارد به نوعی مانور تجمل می‌دهد!
بعضی وقت‌ها هم احتمالا دوست داریم بقیه کف‌بر شوند!
از کسی که حسادت می‌کند در آن لحظات، به صاحب اثر و به وجود آورنده‌ی آثار پناه می‌بریم. پناه می‌بریم در عمل یعنی نرویم سراغ این‌کارها دیگر.
+ صدقه بدهیم.
+ در حالت‌
دیشب رفتیم مهمونی شام دعوت بودیم. علی خیلی کمک کرد. اخر مهمونی بود ک زندایی ام صدام کرد. همون زن دایی ای ک شوهرش واسه ی انگشتر 3 روز باهاش قهر بود. بهم گفت مریم چقدر شوهرت خوبه چقدر انسان شریفیه و کلی تعریف دیگه. (تمام افراد فامیل ازش تعریف میکنن) گفتم ممنون و ازش دور شدم. و ب این فکر میکردم ک چقدر وقته خوشی های کوچک عمیقم رو ننوشتم. و ب کلمه کلمه ی این عبارت فکر میکنم
خوشی
کوچک
عمیق
باید ی تغیراتی توش داد
"خوبی های کوچک عمیق"
خوبیه. خوشی نیست برام ح
ازدواج یکی از مهم ترین تصمیم هایی است که هر فرد در زندگی برای خودش می گیرد و اگر اهداف ازدواج را درست انتخاب کرده باشد و دلیل ازدواجش منطقی باشد نه احساسی امکان یک ازدواج موفق بیشتر است . هر کسی برای ازدواج دلیل خودش را دارد ولی حتما باید قبل ازدواج به این فکر کند که آیا این دلیل برای داشتن یک ازدواج موفق کافی است ؟به بیان سایت مشاوره روانشناسی تلفنی فیلیا داشتن هدف ازدواج مثل این موارد اشتباه است و اغلب منجر به شکست ازدواج می شود : فرار از تنه
همیشه این مطلب و یادم ميره.#کار_خوبه_خدا_درست_کنه_سلطان_محمود_خر_کیه یادش بخیر سال 94 حدود چهار ماه این و گوش دادم.آخرش خوده سلطان اصلی کارمو درست کرد.ولی خودم اشتباهاتی کردم و باز رسیدم همون جای قبل.گاهی وقت ها حضور بعضی آدم ها همه چی رو خراب میکنه.خودم کردم که لعنت بر خودم باد .خوبی نیومده تو این دنیا.ولی باز هم میگم#کار_خوبه_خدا_درست_کنه
دوستی‌ داشتم که به گفته ی خودش، خیلی‌ کم طاقت بود و زود کلافه میشد به خصوص تو برخورد با آدمای نزدیکش، گاهی این کلافگی رو با قهر و پرخاش نشون میداد این دوستم چند سال پیش ازدواج کرد و همیشه میگفت که همسرش، خیلی‌ پر طاقت و آرومه و این صبر به اون و به رابطه شون خیلی‌ کمک کرده پارسال که صحبت میکردیم داشت میگفت که همسرش هم جدیدا بی‌ طاقت شده و زود از کوره در ميرهمی‌خوام بگم که هر آدمی‌، باید تنهای روی ضعف هاش کار کنه اینکه فکر کنیم یه آدم
یَفْعَلُ‏ اللَّهُ‏ مَا یَشَاءُ بِقُدْرَتِهِ‏ وَ یَحْکُمُ‏ مَا یُرِیدُ بِعِزَّتِهِ‏ *
 
رفت بالای منبر. گفت آی مردم! صد و بیست و چهار هزار پیغمبر اومدند شما رو به توحید دعوت کردند؛ من امشب اومدم شما رو به شرک دعوت کنم.!
مردم. تو کارهاتون یه پا هم خدا رو شریک کنید.
شیخ جعفر شوشتری نفس حقی داشت.
 
:::
یعنی همه‌ کارهایتان خالصانه برای غیر خدا نباشد! کاری که خالصانه برای غیر خداست، یعنی کاری که آدمی فقط برای دنیا انجام می‌دهد که هیچ به خدا ار
فکر می‌کنم خیلی از دعواها و بگو مگو های شویی، در اثر درست حرف نزدن و عدم مهارت در بیان کردن افکار و عدم مهارت در درست شنیدن حرف‌هاست. یه وقتایی هر چیزی که یکی از زوجین میگه رو طرف مقابل اصلا نمی‌شنوه. چون مهارت درست شنیدن نداره. چون وقتی حرفی رو می‌شنوه با چهارچوب ها و جبهه‌گیری های ذهنی خودش می‌شنوه، با تاثیر پذیری از مشکلاتی که ممکنه در کودکی و یا حتی سال‌های قبل تر در زندگی‌ش رخ داده . تفکراتی که مثل یک حصار افکار فعلی فرد رو در بر گ
با وجود اینترنت و شبکه های اجتماعی، افراد زیادی هستند که تبلیغ میکنند: لاغر شدن در 10 روز، پولدار شدن در یک ماه و . . قولهایی که شباهت زیادی به حرفهای تمدارانی داره که یک دسته ادم را به دنبال خودش میکشد بدون اینکه به هیچ کدام از پیمانهایش عمل کند. به جای جستجوی کردن برای انجام دادن کارها به سرعت زیاد، یاد بگیریم که کاری را که در حال حاضر انجام میدهیم را دوست بداریم و به بهترین نحو ممکن انجام دهیم.
خیلییی ناراحتم بغض توگلومه خیلی ناراحتم صب اماده شدیم رفتیم باخانواده كباب كردیم خیلی خوش گذشت ولی یه مشكلی پیش اومدازرضابی خبربودم خیلی بهش زنگ زدم به اون خط٠٩١٥جواب گفت مأموریت خورده ميره شهرستان منوباش فك میكردم فرداتموم میشه یكشنبه میبینمش ولی الان بایدبره كمك به سیل زده هاكنه قلبم دردگرفت بدون خداحافظی یعنی من بایدبرم این همه دیدمش دقیقاًروزای اخرنتونستم ببینمش چرااااااا،امروزتویع امام زاده خیلی دعاكردم ولی یه باربررضادعانكرد
چه حفره‌ی عمیق افتاده بین آنچه که من شده است ، با آنچه که من ‌دلش میخواست که بشود و حالا گم و کمرنگ شده پشت سالها حرف و فکر و دروغ . من هرروز صبح که بیدار میشود ، از خود روز گذشته‌اش، از حرفهایی که زده و کارهایی که کرده ، حتی از تمام فکرهای به زبان نیاورده‌اش متنفر است . از خودش عذاب میکشد ، از خودش درد می‌شود، به خودش زخم میزند . انگار که چیزی ، تعارضی ، یک چیز لعنتیِ نامشخص، بزرگ شده باشد و ریشه دوانده باشد و خودش را چپانده باشد میان روحش .
پکیج کامل توانگرشو
حتما تا کنون انسان های موفق زیادی را دیده
اید که با وجود موفقیت اما حال خوبی ندارند ، در این دوره دو جلسه ای دکتر
شیری در مورد اینکه چگونه فکر های خوبمان را عملی کنیم و به موفقیت برسیم
در حالی که حال خوب هم داشته باشیم ، صحبت میکند ، این دوره مقدمه ای بر
دوره جامع توانگری است و در آن با مفهوم توانگری آشنا خواهید شد.
جمع بندى سال قبل به قصد ورود درست به سال بعدکدام کارها را در سال بعد باید دیگر انجام ندهم؟کدام کارها را در سال
بارها افراد خیرخواه و دلسوز گفته‌اند و بنده هم تأیید میکنم که تحریم در موارد بسیاری به سود کشور است، به سود ملّت ایران است، این را افراد دلسوز و علاقه‌مند و مطّلع بیان میکنند. بله، تحریم یک مشکلاتی را ایجاد میکند؛ تحریم مبادلات بانکی، تحریم نفتی و غیره ممکن است یک مشکلاتی را به وجود بیاورد امّا در نهایت به نفع کشور است.یکی از مسئولین کشور میگفت که در یک جلسه‌ی خارجی، یک نفر از تمداران خارجی به ما میگفت آقا! شما در دوران تحریم توانستید
هر آدمی باید اعضا و جوارح خودش را بشناسه . چشم و گوش و دست و پا و سیستم گوارش و بالاخره اعضای جنسی خودش را .
ما نباید با بدن خودمون رودربایستی کنیم یا نامهربان باشیم باهاش .
عدم توجه درست به بدن منجر به بروز بیماری میشه .
ما تنها کسی هستیم که باید به تمامی با بدن خودمون آشنا باشیم و او را بشناسیم .
دعوتتون میکنم به دیدن دو ویدئوی کوتاه کاملا پزشکی و آموزشی .
هیچ محدودیت سنی هم نداره .
اینجا ببینید :
آناتومی دستگاه جنسی
sahaja_yoga@
روح وحشی 
سلام دوستان وقتتون بخیر اگه دنبال درآمد میلیونی هستید این متن رو بخونید ضرر نمیکنید به خدا راست میگم این کاری که میگم انجام بدید اگه جواب نگرفتید دیگه انجام ندید در مورد برنامه ی 7030 چیزی شندید؟ شما وقتی از برنامه هایی مثل آپ شارژ میخرید،کارت به کارت میکنید،قبض پرداخت میکنید یا بسته ی اینترنت میخرید یه درصد از سود همین کارها ميره تو جیب آپ مثلا واسه خرید یه شارژ پنج تومنی 550تومنش کم میشه و 530 تومن ميره تو حساب آپ و از همین پونصد تومن ها سودهای
یادگاران (کتاب بروجردی): بعضی آدم ها را باید مدام یادآوری کرد. جان پای دین داده اند.
 
یادگاران (کتاب بروجردی) : عباس رمضانی
بریده کتاب(۱):
یکی می خواست بیاید تهران، نمی دانم وزیر دفاع آمریکا بود یا نماینده سازمان ملل. گفتند شاه گفته « هیچ اتفاقی نباید بیفته» همین حرف برای محمد کافی بود. گفت: «باید بیفته»رفیقی داشت توی اصفهان. اسمش سلیمان بود. توی این جور کارها با همدیگر بودند. خودش هم که تهران بود. درست همان وقتی که قرار بود هیچ اتفاقی نیفتد، یک
دنیا مال همه بیخیال همه من با تو حالم خوبه فقطبگو راحت چته من حواسم بهته کم نشه یه تار مو ازت♪♪♫♫♪♪♯هرجای عالمی وقتی دلتنگمی من خودمو بهت میرسونممیخوامت بی حساب من بیدارم تو بخواب سرد بشه روتو بپوشونمعمدا از تو میپرسم کجا یعنی مث دیوونه ها با من برو با من بیا♪♪♫♫♪♪♯از بس عاشقم رفتارم عجیبهعمدا از تو میگیره دلم تو خودش ميره دلم بفهمی گیره دلمجوری که تورو دوس دارم عجبیه♪♪♫♫♪♪♯عاشقتم یعنی بهت یه وقتایی پیلمیه روزایی رو تعطیلم من
میون یه بهم ریختگی اساسی، به فکر این باشی که "آدم خوبه" رو خبر کنی تا بیاد بهت گوشزد کنه که زندگی هنوز قشنگه ولی دست دست کنی!از خونه بزنی بیرون، نت نداشته باشی، غافل ازینکه اون خودش سراغ گرفته که بخواد ببینتت!و در نهایت، هر دو طرف بی خبر از فکر اون یکی، توی این شهر شلوغ همو ببینن!!!انگار که قرار بوده هر طور شده همو ببینیم!! :)))دوباره نشست روبروم و مثه یه فرشته، دعوتم کرد به خوشحال بودن.فرشته ی نجات!بعله.بحث عشق اول زندگی مریم خانومه!آدمی که
مورچه ، خرده بیسکوئیتی بزرگ تر از خودش پیدا کرده و داره ب سختی دنبال خودش میکشونه
خیلی جالبه هر چند ثانیه یه بار ، می ایسته و ميره ده سانتی متر جلوترش رو نگاه میکنه و مسير رو بررسی میکنه!! و اینطوری لابد خستگی هم در میکنه ؛ و بعد دوباره میاد روزیشو از همون مسير که چک کرده بود میبره پام درازه که مورچهه میرسه ، با دیدن شلوار طوسی ، لابد فکر میکنه برخورد کرده ب صخره و سنگ :| خخخ پامو جمع میکنم که آزارم ب مورچه هم نرسه، لابد مورچه با خودش فکر میکنه خ
یه بنده خدایی یه سوال طرح کرد ، گفت یه ریل قطار رو در نظر بگیر و شما در یکی از ایستگاه های ان مشغول به کارید این ایستگاه فرعی است و دو مسير دارد یکی مسير اصلی که همیشه قطار ها از آن عبور میکنند و دیگری مسيری فرعی برای مواقع اضطراری ، حالا چند تا فرض جلوی من گذاشت . اول اینکه فرض کنیم هشت تا بچه در حال بازی بر روی ریل اصلی قطار در حال بازی هستند با اینکه بار ها به ان ها گفته اید و تذکر داده اید که آنجا بازی کردن اشتباه است و خطر زیادی دارد و آن ها باز
آدم ها گاهی به نقطه ای می رسند که هیچ چیز بعد آن مثل قبل نیست، نه حواس نه رنگ ها نه بو ها نه خاطرات نه لذات.  می فهمد در میانه یک بازی نا برابر ایستاده است  که نقش اول اش را خودش بازی می کند اما کارگردان و نویسنده خودش نبوده، تنها چیزی که باعث می شود تماشا برایش کف بزنند بازی زیبای اوست وگرنه هر کسی داستان خودش را دارد.  
همانطور که میدانیم اسباب کشی ممکن است یکی از سخت ترین و طاقت فرسا
ترین کارها باشد. اما زمانی که بتونیم این کار و به درستی انجام بدهیم یکی
از ساده ترین و لذت بخش ترین کارها خواهد شد . پس به نکات زیر توجه کنید تا
بتونید یک اسباب کشی بی دردسر داشته باشید و با نکات مهم اسباب کشی آشنا
شوید.
ادامه مطلب
متن آهنگ محسن ابراهیم زاده بنام وابستگی

تو چی داری تو چشات چی داری توی نگات دلم داره ميره برات چشات که باز و بسته میشه دلم میميره زنده میشه جلو چشم دو دقیقه نباشی نمیشه همه چی مون وسطه کی میگه آخه غلطه یار برت باشه و دلبر نازت آخ که چه لوبته تا صبح که بیدارم دل دست کی دادم خودش میدونه من به اون دیوونه وابستگی دارم تا صبح که بیدارم دل دست کی دادم خودش میدونه من به اون دیوونه وابستگی دارم دل من رو دلت بدجوری قفله درگیره وقتی زل ک همیزنی من دلم وا
امسال اولین تابستانی نیست که مهمان‌دار شده‌ام اما اولین تابستانی است که همراه با علی و مقتضیات همراهی‌اش باید پذیرای مهمان‌ها باشم. مهمان‌های هرساله‌ام مامان و بابا بودند که یا من یادم رفته است اولین باری که مهمان‌مان شدند اوضاع چه طور بود یا ناخودآگاه با نظم ذهنی و مدل من سازگارتر بودند.
مهمان‌های امسالم را خیلیی دوست دارم. چندین سال است که منتظر آمدن‌شان هستیم و لبخند رضایتی که روی لب های محمد است بیش از هر چیزی به من آرامش می‌دهد.
دو سال پیش با خواندن این مطلب در متمم برنامه جدیدی برای
خودم تنظیم کردم و در آن برای هرروز کلی کار تعریف کردم.
طبق معمول چندهفته‌ای برنامه خوب پیش می‌رفت اما بعد از
مدتی خیلی از کارها انجام نمی‌شد. در ابتدا فکر می‌کردم مشکل از زمان‌بندی است اما
تنها این مشکل نبود. مشکل این بود که حجم کارهایی که برای خودم تعریف کرده بود
زیاد بود. مثلاً هرروز باید 5 کار مختلف 15 تا 30 دقیقه‌ای انجام می‌دادم .

سرانجام به این نتیجه رسیدم که همه کارها را نمی‌توان
رفیق ناب: الی میگما، نمیخوی بری یه حالی ازین مردک دماغ سوخته بگیری؟ همینطوری یعنی ولش کنیم برای خودش راست راست بچرخه؟من: نه! چیکارش کنم مثلا؟ نمیبینی راه و بی راه داره دردسر درست میکنه! بگذار این تپه هایی که رنگ کرده رو فعلا پاک کنم و ازین مخمصه بیرون بیام تا بعدشرفیق ناب: اه اه اه ، عاموو  حوصله ندارما، تو آدرسش بده باقیش با من.تو چیکار داری دیگه دخالت نکنمن: دختر بشین سر جات، حوصله شر ندارم، میاد یه بلای سرت میاره هارفیق ناب: کاریش ندارم
استارت دوره آموزشی کارم زده شد، مغزم پر بود از نگرانی و انرژی منفی، رفت و آمد برام سخت بود، اما مثل همیشه خدایی در همین نزدیکی دستم رو گرفت و کارها رو برام حل کرد. خدایی که پیشاپیش ما بندها گام برمیداره و راهی که می رویم را آسان میکنه. خدایا شکرت که هوامو داری، خدایا شکرت که دلم را قرص می‌کنی، خدایا شکرت که کارها رو به همون سبک و سیاقی که صلاح میدونی پیش می بری. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
از نظر من مردها دو دسته اند: دسته اول رمانتیک و عاشق پیشه اند، محبت کلامی بلدند، بلدند قربان صدقه زنشان بروند، کادو بخرند، عشقم و عزیزم و خوشگلم از دهانشان نمی افتد و همه این کارها جزئی از رفتار و کردار روزانه شان است درست مثل آب خوردن، خوابیدن ، راه رفتن و.دسته دوم هیچ کدام از این کارها را بلد نیستند و استعداد یادگیری هم ندارند یا اگر دارند زیر بار یادگرفتنش نمی روند، از شانس بد من سین جزء دسته دوم است! زندگی کردن با مردهای دسته دوم یک کمی
نوشته بود: «شما روانشناس هستید؟»
من با خودم فکر کردم من روانشناسِ روانِ خودم هستم.
اصلا هر آدمی بهترین روانشناس خودش است. هیچ آدمی مثل خود آدم، خودش را نمی‌شناسد.
هر کسی می‌تواند به همه دروغ بگوید، نقاب بزند به چهره، فیلم بازی کند، اما نمی‌تواند به خودش دروغ بگوید، خودش را گول بزند.
نوشته بود: «.من با خودم مشکل دارم.»
دلم می‌خواست برایش بنویسم: «چون با خودت مهربان نیستی، خودت را دوست نداری.»
دردها از جایی شروع می‌شود که خودمان را نمی‌بی
از وسط خیابون رد می‌شدم که صدای آهنگ میخ شد توی سرم، درد شد توی دلم، داغ شد روی سینه‌ام، نفسام انگار سخت بالا می‌اومد، تند تند پلک می‌زدم بلکه اشکام نریزه ولی نمی‌شد، آدم مگه چقدر میتونه به روی خودش نیاره؟چقدر میتونه تحمل کنه؟ 
آدم‌ یه جاهایی کم میاره، میشه عین یه ظرف لب‌ریز که با یه تلنگر سر ميره، با یه اخم بغض میکنه، داد میکشه ، گریه میکنه. اصلا چرا حواسمون به دل آدم‌ها نیست؟ چرا وقتی میریم به اونهایی که میمونن فکر نمی‌کنیم؟ 
رفتن و د
امروز پنجمین روز از سال ۹۸ است به نظرم امسال سال خوبی هست و حسی بهم میگه تغییرات بزرگی قراره در زندگی من رخ بدهدبه نظرم انسان باید برای خودش زندگی کند و هرگز زندگی خودش را با دیگران مقایسه نکند.به نظرم انسان همیشه باید کار درست را انجام بدهد تحت هر شرایطی که هست.انسان باید همه حرفها را بشنود اما فقط خوبهایش را نگه دارد و بد ها را دور بریزدواقعیت اینه که زندگی  یک فرصت کوتاه  است و بهتر است که انسان خوبیهایش بیش از بدیهایش باشد.
 باز هم قضاوت عجولانه.نمیدونم چرا همه اخلاقشون اینجوری شدههمش دوست دارن بدونن چرا اسم وبلاگا گذاشتم "چشمان سبز"چند بار بگم شاید یکی دوست نداشته باشه کسی بدونه؟شاید یه چیزی بین خودش و خدای خودش باشهشاید یه راز باشهنمیدونم چرا توی این دوره زمونه همه دوس دارند فقط از دیگرون حرف بکشند ولی هیچوقت از خودشون به کسی چیزی نگننمیدونم چرا همه فقط میخان دیگرون رو قضاوت کننو هیچوقت درباره خودشون فکری نمیکننوقضاوتی نمیکنن؟چرا توی دین ما"چشم سبز" من
تو چی داری تو چشات ؟ چی داری توی نگات ؟ دلم داره ميره برات
چشات که باز و بسته میشه دلم میميره زنده میشه
جلو چشم دو دقیقه نباشی نمیشه
همه چی مون وسطه، کی میگه آخه غلطه
یار برت باشه و دلبر نازت آخ که چه لوبته
تا صبح که بیدارم، دل دست کی دادم
خودش میدونه به اون دیوونه وابستگی دارم
تا صبح که بیدارم، دل دست کی دادم
خودش میدونه به اون دیوونه وابستگی دارم
دل من رو دلت بدجوری قفله درگیره
وقتی زل که میزنی من دلم واسه تو ميره
همه چی مون وسطه کی میگه آخه غلط
خب از ه گفته بودم براتون
که وقتی تنهاس میاد با من
و وقتی اون دوتا دوستش رو می بینه کلا میذاره ميره
تصمیمم این شد که ولش کنم هر غلطی خواست بکنه
گفتم خب هر وقت خواست با همیم هر وقتم نخواست بره سی خودش
دیگه م بد اخلاقی و اخم و تخم نکردم
چند شب پیشا اومد گفت میخواد واسه یکی از اون دوستاش تولد بگیره
اولش قرار بود کلی باشه و منم دعوت کرد
نمیخواستم برم و پیچوندم و در نهایت طی یه سری صحبت قرار شد خصوصی دو سه نفری تولد بگیرن
بهم گفت کاش تو هم میومدی :/
گفتم
چند روزه یه چیزی از توی دلم ميره توی مغزم و بهش دستور یه کاری رو میده ولی من هی مچش رو میگیرم و میگم نکن بچه جان!!! بعضی وقتا همون چیزه وسط راه برگشت به قلب میاد یه لگدی هم به گلوم میزنه! 
بعضی وقتا که میبینه من مانع رسیدن به خواسته اش شدم وقتی به خونه دل میرسه میاد میشینه روی زمین خاکی دلم و پاهاشو میکوبه و گرد و خاک راه میندازه و خودش رو به در و دیوار میکوبه!!
این بازی فعلا ادامه داره باید ببینم تا کجا پیش ميره؟! ولی اگه شما بودین چه میکردین با این
بسم او .
خودش شاید نمی داند اما از اولین باری که دیدمش برایم باعث خیر شد. کمک کرد راهم را پیدا کنم. هرچند که خودش دیرتر از من رسید. کمک، واژه ایست که با اسمش در ذهنم عجین شده. چه خودش بخواهد و چه نخواهد به من کمک می کند. با حرف هایش، با کارهایش و گاهی حتی با نگاه کردنش.
ادامه مطلب
سومین موردی که من فکر می‌کنم باعث می‌شود که یک مادر حس کند که به اندازه‌ی کافی خوب نیست، عدم شناخت درست خودش و نکات منفی و مثبتش در راستای مادری کردن است.اینکه مادر تمام نکات مثبت و منفی‌اش را درباره‌ی رفتارهایی که درمورد کودکش انجام می‌دهد، صادقانه روی کاغذ بنویسد، در شناخت ویژگی‌های مثبت و منفی مادری‌اش موثر خواهدبود. او با مقایسه‌ی ویژگی‌های مثبت و منفی‌اش خواهددید که نکات مثبتش بیشتر است و این خود در راستای کاهش این حس که مادربد
وقتی وبلاگ مینویسم احساس اعتماد به نفس بالاتری دارم. وقتی سن نوجوانی رو داشتم، مخصوصا تو فصل های سرد مشهد آن زمان اعتماد به نفسم جبرا خیلی پایین میرفت. یک بخشیش به اطرافیان مربوط میشد. تصورش رو بکنید که الآن دختری با دستای نحیف که انگار از سوءتغذیه رنج میبره داره براتون تایپ میکنه. به خواهرم که میگم، میگه آخه تو دستات رو هم خودت یک جوری میگیری!به بدتربیت شدگیم هم عادت کرده ام؛ دستام رو هم یک جوری میگیرم. آه، ولی گاهی با خودم فکرمیکنم که آیا را
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

ذغال اذرسا سرزمین فیلم تازه های سلامت و پزشکی سیمرغ پلاس توتال کیک بوکسینگ بانوان ایران سای فکت / Psy Fact " سورین سایت | Surin-Site " هتل الماس 2 مشهد خريد و فروش سيم کارت