نتایج جستجو برای عبارت :

ابلیس منم؟؟؟

دانلود اهنگ های بیس دار حصین ابليس
دانلود رپ فارسی بیس دار
 
اهنگ حسین ابليس
 
دانلود اهنگ حصین برای سیستم
 
حسین ابليس بن بست
 
دانلود معروفترین آهنگ حسین ابليس
 
دانلود اهنگ رپ از حسین ابليس
 
دانلود آهنگ جدید حسین ابليس 94
 
دانلود آهنگ های حصین و صادقدانلود آهنگ جدید
دانلود اهنگ چه فاز سنگینی همه چی سفید سیاه دانلود آهنگ حسین ابليس فاز سنگین 320 دانلود اهنگ هی چه فاز سنگینی از حسین ابليس دانلود آهنگ فاز سنگین حسین ابليس با کیفیت 320 دانلود آهنگ هی چه فاز سنگینی همه چی سفید سیاهه دانلود بیت خالی اهنگ ابليس هی چه فاز سنگینی دانلود آهنگ ابليس دلخوشی متن هی چه فاز سنگینیدانلود آهنگ جدید
ابليس مغرور و متکبر ایستاده بود. خدا زل زده بود داخل چشمانش. ملائکه محو سجده ی خود بودند. ابليس گفت: من هرگز به گِلی لجن مال سجده نخواهم کرد. خدا رو برگرداند. ابليس جلو آمد. گفت: مرا بیرون میرانی اما زنده ام بدار تا قیامت. خدا دور میشد از او. گفت: مهلت میدهم اما تا وقتی که خودم می دانم.
ابليس رفت سراغ ابزار کارش. زینت ها را دانه دانه جمع می کرد و در خورجین خود می ریخت.
ابليس وارد زمین شد.


+برگرفته از آیات 26 تا 39 حجر



پ.ن: قرآنم دارد تبدیل به یکی از دفت
با هر هجوم افکار فلسفی و گاها کفر امیز به مغزم ،باهر نبضی که از بالا بودن فشار خونم در گیجگاهم حس میکنم و با هر گرمایی که خون در ان دقایق به وجودم سرازیر میشود ، پرت میشوم به چند سال قبل، به روزی که حرصی و بیتاب به دنبال معنای یک کلمه فرهنگ لغت را زیر و رو میکردم و ناگاه مردمک چشمانم روی یک کلمه ثابت شد و بهت وجودم را گرفت ،کلمه ی ابليس بود! 《ابليس:نامید شده از لطف خدا》نیشخندی که از بهت و ناباوری روی لبانم نشست باز هم روی لبم می اید! نمی توانم خد
با هر هجوم افکار فلسفی و گاها کفر امیز به مغزم ،باهر نبضی که از بالا بودن فشار خونم در گیجگاهم حس میکنم و با هر گرمایی که خون در ان دقایق به وجودم سرازیر میشود ، پرت میشوم به چند سال قبل، به روزی که حرصی و بیتاب به دنبال معنای یک کلمه فرهنگ لغت را زیر و رو میکردم و ناگاه مردمک چشمانم روی یک کلمه ثابت شد و بهت وجودم را گرفت ،کلمه ی ابليس بود! 《ابليس:نامید شده از لطف خدا》نیشخندی که از بهت و ناباوری روی لبانم نشست باز هم روی لبم می اید! نمی توانم خد
مردی که ابليس را دو بار بر زمین زد!مرحوم حجّةالحق، حضرت استاد اسدالله داستانی بنیسی ـ رضوان الله تعالی علیه. ـ در کتاب «همیان بِنیسی یا تاریخ گویای گذشته» نوشته‌اند:در قوم بنی‌اسرائیل عابدی زندگی می‌کرد. روزی شنید که مردم پیش درختی می‌روند و آن را عبادت می‌کنند؛ پس خشمگین شد و از روی تعصّب دینی و برای خدا، تبری برداشت و به سوی آن درخت راه افتاد تا آن را از ریشه بکَند.     ابليس به شکل انسان آشکار شد و به او گفت: «بر
دختر ابليس




خلاصه:

دانلود رمان جدید دختر ابليس داستانه ما راجب یه دختره مغرور و نترسه ……و کمی هم قد و شیطون … این دختر قصه ما پدر مادرشو تو یه تصادف از دست میده …و زندگیش دگرگون میشه خودش خانم خودش میشه…… حرف زور تو کتش نمیره …بخصوص اگه پسر باشه … این دختر خانم ما یه پارتی دعوت میشه و میره …که تو پارتی یه شخصیو میبینیه…این شخص بهش یه پیشنهاد میده که زندگیشو زیرو رو میکنه ………


ادا
دختر ابليس




خلاصه:

دانلود رمان جدید دختر ابليس داستانه ما راجب یه دختره مغرور و نترسه ……و کمی هم قد و شیطون … این دختر قصه ما پدر مادرشو تو یه تصادف از دست میده …و زندگیش دگرگون میشه خودش خانم خودش میشه…… حرف زور تو کتش نمیره …بخصوص اگه پسر باشه … این دختر خانم ما یه پارتی دعوت میشه و میره …که تو پارتی یه شخصیو میبینیه…این شخص بهش یه پیشنهاد میده که زندگیشو زیرو رو میکنه ………


ادا
دانلود آهنگ بچه بالا ولی عشق پایین حصین دانلود اهنگ بچه بالا ولی عشق پایین از حصین ابليس آهنگ بچه بالا عشق پایین حصین دانلود اهنگ حصین بچه بالا عشق پایین دانلود بچه بالا ولی عشق پایین از حصین اهنگ ابليس بچه بالا ولی عشق پایین اهنگ حصین ابليس بچه بالا ولی عشق پایین دانلود اهنگ حصین کجی بدجور از خشت پاییندانلود آهنگ جدید
۴ راهکاری که انسان برای مقابله با ابليس باید به کار بگیردشناخته شدن شیطان مساوی است با پیروی نکردن انسان‌ها از او، پس تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا وسوسه‌هایش را عادی جلوه دهد. افق انلاین ، شیطان به دنبال پیدا کردن نقطه‌ضعف در انسان‌ها است؛ و تلاش می‌کند تا راهی پیدا کند، که ساده‌تر و راحت‌تر بتواند انسان را فریب دهد؛ و یکی از ابزار مهمی که، شیطان در راه فریب دادن انسان‌ها از آن استفاده می‌کند، هوای نفس و نفس اماره است
تلبیس ابليس کتابی به عربی در ردّ و نقد
اصحاب عقاید و طوایف مختلف از جمله فیلسوفان و صوفیان ، تألیف ابوالفرج ابن
جوزی عالم و واعظ حنبلی قرن ششم می‌باشد.
این کتاب به تعبیر مؤلف درباره انواع محرّمات و بدعت های ناشی از وسوسه های شیطانی است.
ابن
جوزی در این اثر، با بحث جدلی به بسیاری از طوایف و فرق ، از جمله خوارج ،
شیعیان (به قول او روافض )، فلاسفه، متکلمان ، باطنیان و به ویژه صوفیه،
تاخته و حتی برخی محدّثان و فقها را، به سبب طرفداری از آنچه او ب
عَنْ جَابِرٍ (رضی الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ إِبْلِیسَ یَضَعُ عَرْشَهُ عَلَى الْمَاءِ، ثُمَّ یَبْعَثُ سَرَایَاهُ، فَأَدْنَاهُمْ مِنْهُمَنْزِلَةً أَعْظَمُهُمْ فِتْنَةً، یَجِیءُ أَحَدُهُمْ فَیَقُولُ: فَعَلْتُ کَذَا وَکَذَا، فَیَقُولُ: مَا صَنَعْتَ شَیْئًا، قَالَ، ثُمَّ یَجِیءُ أَحَدُهُمْفَیَقُولُ: مَا تَرَکْتُهُ حَتَّى فَرَّقْتُ بَیْنَهُ وَبَیْنَ امْرَأَتِهِ، قَالَ: فَیُدْنِیهِ مِنْهُ وَیَقُولُ: نِعْمَ أَن
ابليس شبی رفت به بالین جوانیآراسته با شكل مهیبی سر و بر را
گفتا كه: «منم مرگ و اگر خواهی زنهارباید بگزینی تو یكی زین سه خطر را
یا آن پدر پیر خودت را بكشی زاریا بشكنی از مادر خود سینه و سر را
یا خود ز می ناب كشی یك دو سه ساغرتا آن كه بپوشم ز هلاك تو نظر را
لرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشتكز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را
گفتا: «پدر و مادر من هر دو عزیزندهرگز نكنم ترك ادب این دو نفر را
لیكن چون به می دفع شر از خویش توان كردمی نوشم و با وی بكن
خیلی کلیشه ای و تکراری ولی .  سالهای سال شنیده بودیم همه آدم ها گمشده ای دارند وتا دنیا دنیاست آدم هایند وگمشده هایشان. شنیده بودیم آدم ها باید هجرت کنند تا گمشده هایشان را بیابند.هجرت از خویش ؛هجرت به آسمان وآسمان درست همین جاست؛اینجا که من ایستاده ام،اینجا که تو ایستاده ای. درست در حوالی آغاز یک سفر؛ سفر به سمت خدا، تا ترنم باران، تا حکایت دوست. اینجا درست در همین لحظه های  تکرار من وتو در سمت خدا دل به سوی آسمان وچشم به سوی آف
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم حرف می زدند یکی خدا و دیگری بنده. بنده از مسیر کلمات خدا استشمام گل محمدی می کرد.سرش را که بالا می گرفت، آسمان دشت گل بود وسیع و بی انتها 
 ابليس باطعنه گفت: زمین  را نگاه کن ببین چقدر تنگ و سیاه است مثل قلوب مجرمین.
بنده چشمش به غنچه های روییده در زمین افتاد.
خدا گفت: همه عالم بر صراط من است
غنچه ها با هم به قدرت خدا و ضعف ابليس خندیدند. زمین پر از آسمان شد!
مخالف اهل بیت علیهم السلام از حزب ابليس است!!! (به روایت اهل تسنن)
ابن حجر مکی از علمای بزرگ اهل تسنن و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتابی که بر ضد شیعه نوشته است می‌نویسد:
وَفِی رِوَایَة صححها الْحَاكِم على شَرط الشَّیْخَیْنِ النُّجُوم أَمَان لأهل الأَرْض من الْغَرق وَأهل بَیْتِی أَمَان لأمتی من الِاخْتِلَاف فَإِذا خالفتها قَبیلَة من الْعَرَب اخْتلفُوا فصاروا حزب إِبْلِیس.
در روایتی که حاکم نیشابوری آن را بنا بر شرایط دو شیخ (بخار
مخالف اهل بیت علیهم السلام از حزب ابليس است!!! (به روایت اهل سنت عمری)
ابن حجر مکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتابی که بر ضد شیعه نوشته است می‌نویسد:
وَفِی رِوَایَة صححها الْحَاكِم على شَرط الشَّیْخَیْنِ النُّجُوم أَمَان لأهل الأَرْض من الْغَرق وَأهل بَیْتِی أَمَان لأمتی من الِاخْتِلَاف فَإِذا خالفتها قَبیلَة من الْعَرَب اخْتلفُوا فصاروا حزب إِبْلِیس.
در روایتی که حاکم نیشابوری آن را بنا بر شرایط دو ش
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم حرف می زدند،  یکی خدا بود و یکی بنده. بنده در میدان نبرد بود و خدا میان او و قلبش! بنده میخواست بداند در این معرکه چه کار باید کرد. 
ابليس گفت به قلبت رجوع کن اگر قرار باشد زنده باشی یا زنده کنی، قلبت باید بتپد!
خدا گفت من از قلبت به تو نزدیکترم آن را سپر کن و خودت فقط شمشیر رسول باش تا زنده شوی و زنده کنی.
بنده استجابت کرد و به ایمان حقیقی زنده شد.
ابليس و لشگریانش ترسی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرینقال الله تعالی یا ایها الذین آمنوا لاتتبعوا خطوات الشیطانبحثی داشتیم پیرامون شیطان و وسوسه های شیطان که در در بعضی شبها به آن اشاراتی می کردیم:1-خداوند عالم دو نفر را عالم کامل خلق کرده است یکی شیطان است و دیگری ساحت قدسی امام زمان2-شیطان طبق آیه ی شریفه ی قرآن از چهار جهت انسان را وسوسه می کند3-شیطان در قیامت وقتی از او سوال می شود چرا بندگان خدا را آلوده کردی؟ جوا
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
خدا و بنده اش با هم، هم کلام می شدند وقتی که بنده به کلام خدا توجه می کرد.
ابليس هم همان افکار خرد کننده و تحقیر آمیزی بود که از طریق رسانه های طاغوت وسوسه می کرد.
ابليس گفت: زن ها برده اند. می خواست از این طریق همه را برده خود کند.
خدا گفت: من رحمان و رحیمم احکام ارث را طوری قرار دادم که کسی برده نباشد.
بنده که شاهدبود همه آقایی ها برای وقتی است که انسان ها بنده خدا باشند؛ قیام کرد بر
به نام خدای شنهای طبس


سوره بقره آیه 34:
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبی‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ
به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده کنید. پس همگان سجده کردند، مگر ابليس که خود دارى کرد و تکبّر ورزید و از کافران بود.
کان در جمله کان من الکافرین نشان آن است که در درون شیطان، کفر مستترى بود، نه این که به معناى صار باشد.
http://tadabbor.org/?page=quran&SID=2&AID=34
http://www.matquran.com/fa/Book/View/45529/74258
خداوند
حضرت موسی (علیه‌السلام) در جایی نشسته بود،  ناگاه ابليس که کلاهی رنگارنگ بر سر داشت نزد موسی آمد. 
وقتی که نزدیک شد، کلاه خود را برداشت و مؤدبانه نزد موسی (علیه‌السلام) ایستاد.
موسی (علیه‌السلام) گفت: تو کیستی؟
ابليس گفت: من ابليس هستم!
موسی (علیه‌السلام) گفت: آیا تو ابليس هستی؟ خدا تو را از ما و دیگران دور گرداند!
ابليس گفت: من آمده‌ام به خاطر مقامی که در پیشگاه خدا داری، بر تو سلام کنم!
موسی (علیه‌السلام) گفت: این کلاه چیست که بر سر داری؟
ابلی
یادمون باشه وقتی کسی رو ب خودمون وابسته میکنیمدربرابرش مسئولیمدربرابر شکستن غرورشدربرابر لحظه های تنهاییشدربرابر لحظه های بی قراریش مسئولیمکسی که چشم به راهه ازکسی که توراهه خسته ترهکسی رو چشم ب راه نزاریموقتی که بهش قول میدیچه زیباست وقتی اززندگی کسی رد میشیمردپای قشنگی از خودمان ب جا بزاریمتوجه کنید ب این مثالچرا الله متعال ابليس رو ازرحمتش محروم کرد؟چون ابليس از بزرگی و کرامت انسان خودداری کردپس چطور اجازه میدید کسی به اسم عشقبه ا
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم صحبت میکردند؛ دو نفری که خیلی با هم فرق داشتند؛ یکی خدا بود و یکی  بنده. وسطای صحبت، بنده نگاه به خودش کرد دید همه دار و ندارش هم کلامی با خداست؛ مالکیت خدا را احساس کرد. نگاه به دار و ندارش کرد. دید که هیچ وقت نبوده خدا از او چشم برداشته باشد؛ احساس عزت کرد. فهمید عذاب یعنی اینکه نتوانی با خدا هم کلام شوی!
ابليس باطعنه گفت: اگر خدا می خواست همیشه با تو هم کلام باشد، عذا
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم حرف می زدند یکی خدا و دیگری بنده. خدا هر چه می گفت، بنده می دید. هر جا هم که نمی دید وقتی بود که خیره شده بود. کلام آنجا متوقف بود.
ابليس باطعنه گفت: کو چشم؟کو چشم انداز؟  
بنده از کوری ابليس ترسید!
خدا گفت: شهید!
بنده تکانی خورد انگار که دوباره متوجه همکلامیش با خدا شده باشد.فهمید شهید آنچه خدا نازل کرده و میکند را می بیند. چون لحظه ای چشم از رسول برنداشته است.
چشمانش ر
 نگهی که زاهدان را به گناه می کشاندمن و روزگار من را به تباه می کشاندز چنین نگاه دلبر،در توبه بسته بهتربنگر که عاشقان را به چه راه می کشانداگر استوار باشی تو چو کوه،زیر چشمیز پی اش تو را مثال پر کاه می کشاندچو به خواب دیده باشی که به اوج ماه باشینکشد به زیر اگر شب به پگاه می کشاندز هزار تیر فتنه که به چلّه دارد ابليسبه جهنّم آدمی را ز نگاه می کشاندبه دیار بی قراران که بنا نهاده مهرشنکشد مرا اگر او دل و آه می کشاندسید علی کهنگی@sayedalikahangi 
به فرموده ی مولایمان امام صادق علیه السلام نماز ابليس دو رکعتش چهار هزار سال به طول انجامید.
اما زمانی که خداوند به او دستور داد تا بر ادم سجده کند گفت:خدایا مرا از سجود بر آدم معاف کن و در عوض،من عبادتی برای تو خواهم کرد که هیچ فرشته مقرب وپیامبر مرسلی چنین نکرده باشد
اما خداوند فرموند:
مرا به عبادت نو نیازی نیست،بندگی من از آن راهی است که من میخواهم نه از راهی که تو میخواهی.
ابليس میخواست با فرار به سوی "عبادت" از "عبودیت" شانه خالی کند
+از کتا
درخواستی که شیطان از خدا دارد/3
نصیحت کاربردی ابليس
امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: ابليس
شش یا هفت هزار سال از سال‌های دنیا یا غیر دنیا، با ملکوتیان بود و ظرفش از علم
پر شده و علم به توحید، قیامت،و انبیاء داشته است.

 ابليس برای
موسی بن عمران ظاهر شد و گفت: می‌خواهم ده نصیحتت بکنم. گفت: برو من نصیحت تو را
نمی‌خواهم. خطاب رسید: ردّش نکن، ابليس به موسی (علیه السلام) گفت: هیچ کجا با زن
نامحرم تنها نشو، ابليس می‌دانست که اگر مرد جوانی با زن نامحرم جوا
۔ ہجو
نسب اسرار کا پوچھو تو جاکر اس کی مادر سے،
کہ چہرہ اس قدر حضرت کا کیوں ملتا ہے بندر سے
غلامِ نفس ہے ابليس سے بھی ہے ذرا بڑھ کر
مکر جائے گا اک دن دیکھنا یہ ربِّ اکبر سے
ادامه مطلب
روح من میگردد در این عالم، میبیند هرچه را ادمیان دیده اند
میشنود هرچه را ادمیان شنیده و جنیان شنیده
میبوید هر انچه ادمیان، جنیان و فرشتگان بویده
و حس میکند هرچه را خدا حس کرد و ان نیست به جز عشقی که مابین خدا و ادم بود
حضرت ابليس از حرص عشق بود که نزول کرد
و من ادم که عشق فرشته ای چون تو کبریایی ام کرد و طعم فراغت همان کرد که گندم با اولیا کرد
بسم‌الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
بدون شک احضار روح و جن زدگی و ارواح سرگردان ،حقایقی هستند که معلومات کمی در موردشان داریم
و گاه تفاوت میان جن و روح سرگردان و روح خبیث را درک نمی‌کنیم گاه در جلسه احضار روح ، جن ظاهر میشود
و باعث جن زدگی اعضا بویژه خانم ها میشود
اکثر جن هایی که در جلسه حاضر میشوند،از ارادتمندان ابليس هستند
که با اجازه ما و اختیاری که خداوند به انسان داده است وارد مجلس ما میشوند و از روی حسادت برتری ان
میانِ آدم و ابليس جو ازل سے چھڑا
وہ معرکہ ہے ابھی تک زمیں پر برپا
ہر ایک دور میں حق والے جان دیتے رہے
ہر ایک دور میں حق خوں سے سرخرو ٹھہرا
ڈٹے رہے سر میدانِ حق نبی لیکن
یہ جنگ پہنچی سرِ کربلا تو راز کھلا
نشانِ ہمت و صبر و رضا ہے نام حسین
مقاومت کا ہے مظہر زمینِ کرب و بلا
زمینِ کرب و بلا ہے، زمین عالم کی
ہر ایک روز ہے مانند روزِ عاشورا
ادامه مطلب
میانِ آدم و ابليس جو ازل سے چھڑا
وہ معرکہ ہے ابھی تک زمیں پر برپا
ہر ایک دور میں حق والے جان دیتے رہے
ہر ایک دور میں حق خوں سے سرخرو ٹھہرا
ڈٹے رہے سر میدانِ حق نبی لیکن
یہ جنگ پہنچی سرِ کربلا تو راز کھلا
نشانِ ہمت و صبر و رضا ہے نام حسین
مقاومت کا ہے مظہر زمینِ کرب و بلا
زمینِ کرب و بلا ہے، زمین عالم کی
ہر ایک روز ہے مانند روزِ عاشورا
ادامه مطلب
۱:اقرار به گناه نکرد۲:از کرده پشیمان نشد۳:خود را ملامت نکرد۴:تصمیم به توبه نگرفت ۵: از رحمت خدا نامید شد.اما آدم به پنج علت مورد لطف الله قرار گرفت:۱:اقرار به گناه کرد۲:از کرده پشیمان شد۳:خود را سرزنش کرد۴:تعجیل در توبه کرد ۵:به رحمت حق امید داشت.
ابليس شبی رفت به بالین جوانیآراسته با شکل مهیبی سر و بر راگفتا که: «منم مرگ و اگر خواهی زنهارباید بگزینی تو یکی زین سه خطر رایا آن پدر پیر خودت را بکشی زاریا بشکنی از مادر خود سینه و سر رایا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغرتا آن که بپوشم ز هلاک تو نظر رالرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشتکز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر راگفتا: «پدر و مادر من هر دو عزیزندهرگز نکنم ترک ادب این دو نفر رالیکن چون به می دفع شر از خویش توان کردمی نوشم و با وی بکنم چاره ی شر ر
نماز غفیله به دو رکعت نمازی گفته می‌شود که با آیات و قنوت خاص بعد از نماز مغرب خوانده می‌شود. این نماز به نام‌های «غفیله»، «دو رکعتِ غفلت» و «دو رکعتِ زمانِ غفلت» مشهور شده است.
علت این نام‌گذاری این است که نماز غفیله بین نماز مغرب و عشاء که به آن، زمان غفلت گفته می‌شود خوانده می‌شود. همان‌گونه که از امام باقر(ع) نقل شده که فرمودند:
«از زمان غروب خورشید تا زمان از بین رفتن شفق (سرخی مغرب)، ابليس لشکریان شبانه‌اش را به کار گمارده و می‌گسترا
++ شنیدن کی بود مانند دیدن. این قانونیه که اکثر مواقع جواب داده. اما قطعا روی یه نفر اصصصلا جواب نداده.از بی شرفی ابليس همین بس که غیر از عمر طولانی و تجربه موجودات و ادمها از قبل از خلقت و .باز هم عبرت نگرفته. این موجود، هم سیر زندگی پیامبرو دیده و کامل خبر داشت و هم  کل دوران امام علی و امام حسین و  حضرت زهرا و .براش پخش زنده بوده و انواع ادمهای خوب و بد  در تمام تاریخ و عاقبت امور اونها رو به عینه دیده.این موجود انقد بد ذاته که دیدن هیچ ک
امروز میخواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است تزویر با لباس
تقوا و دیانت به میدان می آید تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و
بر روی دیگرش نقش ابليس است عوام خدایش را میبینند و اهل معرفت ابليسش و
چه خون دل ها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر
متدین یا ایها الذین آمنوا، آمنوا .
قطعه ای عبرت آموز از سریال مختارنامه
گزارش پیش رو درباره فردی است که به دکتر ابليس معروف شده. او در جنگ جهانی ظاهرا به برخی یهودیان راه فرار نشان می داد اما در نهایت مشخص شد که نقشه دیگری داشته است. وی سرانجام با گیوتین گردن زده شد.
برای مشاهده ادامه خبر اینجا کلیک نمایید.خبرهای سراسری
عكس العمل شیطان هنگام نزول آیه الكرسیحضرت امام محمد باقر از امیر المومنین (علیه السلام) روایت فرموده: هنگامی كه آیت الكرسی نازل شد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود آیه الكرسی آیه ای است كه از گنج عرش نازل شده و زمانی كه این آیه نازل گشت هر بتی كه در جهان بود با صورت به زمین خورد.در این زمان ابليس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.ابليس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر باهم حرف می زدند یکی خدا و دیگری بنده. اِعراب این مکالمه اکثرا منصوب. یعنی عبودیت.جلوه گاه پیچیدن و برگشتن و تکرار  نداهای توحیدی.
بنده احساس کرد نجوایش با خدا، پسر بچه هایی پر صدایند. یکی یحیی یکی عیسی یکی ابراهیم و یکی هارون.
ابليس از پژواک بچه ها سرش درد گرفت و شروع کرد به تهمت زدن!
خدا نگاهش نکرد و به وارثان زمین نظرِ رحمت کرد.
 
و آدم، آن دم که پیمانۀ هستی را سرکشید، خدایش او را به تاجِ «کرّمنا» شرفِ وجود بخشید و همان جا بود که او محسود ابليس شد و مسجود فریشتگان.
لیک، دیری نپایید که خیل حریفان، جوهر گوهرش را با محک بندگی آزمودند. پس با تدلیس ابليس، آدمیتِ آدم، در آزمونی نا آزموده، رنگ باخت و ناگزیر، رحل اقامت خویش از بهشت عدن به میدان تکاپو انداخت.
آدم، سردی انفصال را بر نتافت. چشم ها را گشود و در فراسوی مکان، وادیِ غیرت را یافت، آنگاه با دست های تمنا تارهای حیرت را گ
بخشی از فلسفه سجده در نماز
Translate the original version فلسفه سجده در نماز along with the original text.
Get paid فلسفه سجده در نماز online at a charge.
جدیدترین نسخه فلسفه سجده در نماز را از سایت ما دانلود نمائید.
مطالب مرتبط با مقاله فلسفه سجده در نماز در سایت معتبر ما.
دیگر به جستجو برای فلسفه سجده در نماز ادامه ندهید.
موضوع علوم انسانی
نگران پیدا کردن مطلب درمورد فلسفه سجده در نماز نباشید. کافیست روی خرید کلیک کنید.
Every day a new article about فلسفه سجده در نماز
دانلود فلسفه سجده د
درشب قدرش همه دست توسل میزنیم/اتصال برخدارا لحظه ای پل میزنیم/گریه واشک و عبادت حالت ایمان ماست/برخداباگوهردل ماتوکل میزنیم/ازسرشب تاسحرباشد دعاها پرخروش/باولایت برخدا دست تکامل میزنیم/آیه های پاک ایزد گشته نازل بر نبی/سوی قرآن محمد ماتفعل میزنیم/تیراخلاص و ولایت سوی شیطان کارساز/دست ابليس ستم را دائما غل میزنیم/وقت افطاروسحرها لحظه های ناب دل/دیده را سوی نگارمهدوی گل میزنیم/
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم صحبت میکردند؛ دو نفری که خیلی با هم فرق داشتند؛ یکی خدا بود و یکی بنده. خدا می گفت و بنده خیره خیره نگاه می کرد. ۲۸۶آیه طول کشید، چشم هایش گرم شد و چرت کوتاهی زد. بیدار که شد ابليس با طعنه به او گفت: کجا رفتی؟
بنده اولش هاج و واج نگاه کرد. بعدش احساس کرد می تواند با همین بهانه با خدا حرف بزند و خنده خنده گریه کند.
 خدا گفت خیالت راحت من حی قیومم اون موقع که تو چرت می زنی م
رهبر انقلاب:
برادران! مراقب شیطان باشیم، در بهترین حالات، شیطان می‌آید سراغ انسان. در وقت نماز شب که مشغول عبادتید، مشغول تضرّعید، همان وقت شیطان می‌آید سراغ شما. بستگی دارد که من و شما چه‌جور آدمی باشیم؛
یک وقت ما را وسوسه می‌کند بوسیلۀ عُجب،یک وقت ما را وسوسه می‌کند بوسیلۀ ریا،یک وقت وسوسه می‌کند بوسیلۀ ایجاد شک و تردید در این کاری که داریم می‌کنیم.
بارها عرض کرده‌ایم این که شیطان در قرآن کریم این‌همه اسمش تکرار شده، چه اسم شیطان، چه
پشیمانی که ما را به راه راست نکشاند ، هیچ ارزشی ندارد . ارد بزرگ

رقابت تا زمانی پسندیده است که کار به حسادت نکشد. دکارت

زمان استادبزرگی است که بسیاری ازمشکلات را حل می کند. کرنی

بزرگداشت آدمیان ، رشد فرهنگ را در پی دارد . ارد بزرگ

ثروتمند واقعی کسد است که بخششی داشته باشد. کسی که از این عمل امتناع کند مسکینی بیش نیست. سوجین

ابليس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید . فردوسی خردمند

بزرگداشت کسانی دیدنیست
؛ امام ای (مدظلّه العالی) :"پی گیری کردن، مطالعه کردن، درباره ی مسأله اندیشیدن، آن را پخته کردن، راه کار اجرایی را برای آن جستجو کردن، برای طرحش با مراکز دست اندرکار و مجری تلاش کردن و فعالیت کردن و بالاخره خود وارد میدان کارشدن و در کنار آن، مطالبه و طلب کاری و مدعا داشتن؛ این ها جزء وظایف و تکالیف جوان است که این را بایستی جوان ما درک کند.[۱]"
ادامه مطلب
به پیشگاه خداوند بنده ای بردندکه نامه ی عمل وی سیاه و درهم بود
بگفت: از چه ز ابليس پیروی کردی؟بگفت پیروی او ز عهد آدم بود
بگفت: از جه نهادی به راه ی پایبگفت خرج فزون و، درآمدم کم بود
بگفت: در پی زن های هرزه افتادیبگفت بهر فقیر ازدواج چون سم بود
بگفت: سد هوس را به جهد بشکستی؟بگفت آه ازین سد، که سخت محکم بود
بگفت: بهر چه آنقدر باده می خوردیبگفت باده ی گلگون علاج هر غم بود
بگفت: سخت هواداری ازبدان کردیبگفت رونق کار بدان مسلم بود
بگفت: به که تو
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر باهم حرف می زدند یکی خدا و یکی بنده یکی میزبان و یکی میهمان سفره ای از کلام خدا پهن بود، بنده نگاه کرد دید که هر چه حظّ و بهره می برد از ارتباط مستقیمش با خداست دلش خواست دیگران را هم بر سر این سفره دعوت کند او همسفره ای میخواست تا با هم بودن را، میهمان خداکند.
ابليس این را دوست نداشت. چون می دانست ربط مستقیم با یک نفر یعنی گسترده شدن این سفره.
خدا گفت: اصلا اگر همه را به ا
رمضان موعداخلاص ودعا و سحر است/وقت افطار و رضایت زخدابر بشراست/سفره رحمت وبرکت شده است پهن زمین/موسم دلبری حق وولا واثراست/رحل قرآن مسلمان شده زینت هرجا/لذت ذکر ومناجات وعروج و ثمراست/بسته شد دست ستم ازبر شیطان رجیم/موعد دوری ابليس وگذرازخطراست/وصل کن جان گرامی به صفای ملکوت/درسحرزمزم دل موسم حال دگراست/دستگیری ز فقیران همه اش ایمانی است/بازکن پنجره دل که صفای بصر است/دیده بگشاوجمال ورخ مهدی بنگر/شیعه راگوشه چشمی زهمان منتظراست/
بسم الله الرحمن الرحیماللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم حرف می زدند، یک خدا بود و یکی بنده. بنده نگاهی به کلمات خودش با خدا کرد، دید در بیابان خشک درختی شده خوش قامت و پر شاخه، با میوه هایی آبدار و شیرین.خواست شکر نعمت کند. همانجا برای آن درخت خانه ای ساخت درش را هم باز گذاشت تا نسل به نسل بچه ها میوه توحید بچینند.ابليس که این صحنه را دید روزگارش سیاه شد، شروع کرد به وعده های دروغ دادن تا خبر و نشانی این خانه به بچه ها نرسد و
مومن دراین ماه خدا مهمان رحمان میشود/ازسفره فیض وعطا بسیاراحسان میشود/برکت ورحمت جلوه گر در کوچه های بندگی/سختی مشکلها براو هرلحظه آسان میشود/تیرعبادت می خورد بر قلب ابليس ستم/شیطان وهمدستان او محبوس وزندان میشود/وقت سحر افطار را نزدیک کن باعاشقی/فصل بهاری بردعا یاکل قرآن میشود/گنج ولایت شیعه راتا روضه رضوان برد/اندر شب قدرش نگرتقدیر انسان میشود/آیدنشان ازمهدی وروز ظهور حضرتش/آماده بهرمقدمش رهبر وایران میشود/
ـ بی حساب داخل بهشت شدن
ـ خراش صورت ابليس
ـ حضور فرشتگان
ـ استغفار فرشتگان
ـ خرسندی خداوند متعال
ـ مونس مهربان در عالم برزخ و قیامت
ـ مایه زوال غم
ـ دعای فرشتگان در حق او
ـ کمال ایمان
ـ ایمنی از سختی حساب در قیامت
(مکیال المکارم،ج1،ص292_308)
التماس دعای فرج از همه شما عزیزان
ابليس از درگاه حق رانده شد.
ملعون شد، ملعون.
*******************
آنجا حق تعالی ملائکه را فراخواند تا شاهد جعل خلیفه در زمین باشند.
اینجا پیامبر تمام صحابه و همراهان در مناسک حج را فراخواند تا شاهد جعل خلیفه در زمین باشند.
*******************
آنجا ملائکه وجه « مَن یفسد فیها و یسفک الدماء » آدم را دیدند؛ 
اینجا غدیریان وجه « کرّار » بودن علی در جنگهای پیامبر را، ک خون اقوام و عشیره ی برخی از آنها را بر زمین ریخت.
********************
آنجا « علّم آدم الأسماء کلّها » حق تعالی
 غفلت «به عارفی گفتند: ای شیخ! دل های ما خفته است که سخن تو در آن اثر نمی کند چه کنیم ؟ گفت: کاش خفته بودی که هرگاه خفته را بجنبانی ، بیدار می شود؛ حال آنکه دل های شما مرده است که هر چند بجنبانی ، بیدار نمی شود.»تکبر«آورده اند که روزی عابدی نمازش را به درازا کشید و چون نگریست مردی را دید که به نشانه خشنودی در وی می نگرد ، عابد او را گفت : آنچه از من دیدی ، تو را به شگفتی نیاورد که ابليس نیز روزگاری دراز، با دیگر فرشتگان به پرستش خدا مشغ
خوشاماه مبارک جلوه دیدارمی باشد/برای حق پرستی بنده اش بیدارمی باشد/شودرمی تمام مظهر ابليس دردنیا/همیشه مومن ازشیطان چنان بیزار می باشد/نگارستان جانان وسحر وقت پریدن هاست/بصیرت در دل شیعه زآن اسرارمی باشد/نگر لذت به وقت ناب افطار واذان آید/ولایت محوری گنجی که باایثارمی باشد/ز قرآن خداتوشه فراوان کسب می باید/مناجات خدالطفی که بارفتارمی باشد/شکوه این مه زیبا نشان یوسف زهراست/برای حضرت مهدی پرازآثارمی باشد/
"جادو، دستگاه ابليس است و چیزی نیست جز فریب حواس و قوای ذهنی. اما اعجاز نمودِ قدرت پروردگار است به دستِ حبیبش. سحر و جادو کاری می کند که تو اشکال را به شکلی دیگر ببینی و این خطای چشم های توست. اما اعجاز در ماهیّت اشیا اثر می گذارد و ذات آن ها را تغییر می دهد."
+ اقیانوس مشرق - مجید پورولی کلشتری
 بقا مبادت مرادخلود بدادت بباددر آن بوده یک شجرخدا فرمود کن حذرعین غرور هم شیطانباعث شده بر نسیانبابا آدم ، هم مادرکذب را بکردند باورآن میوه را ممنوعهعامل خلود بنمودهبه پیروی از لعینهبوط کردند بر زمینراه چالش با ابليسرب بکرده هم تدریسورزش باید با جهادقوت یابد تا نهاددر مصرفت صائم باشصرفه جویی دائم باشخدا که داد بس نعمتزکوة نما پس همتهر چند کنی پرخوریبدتر ز آن خودخوریرشوه خوری هم دهیخواهی  بیداد گستریحرام کنی خورد و نوشکدام کنند این 
 بسم الله الرحمن الرحیمسلام آقای خوبمآقاجانم اجازه! داشت به تفاوت ها فکر می‌کرد، تفاوت میان انسان‌ها.یادش آمد وقتی آدم می‌خواهد با کسی ارتباط بزند، یکی از راه‌هایش این است که از طریق وجوه اشتراکش با طرف مقابل اقدام می‌کند. آن وقت این وجوه اشتراک هستند که سبب کشش آدمها به سمت یکدیگر می‌شوند. همان جمله معروف: الجنس مع الجنس یمیلون!بنابراین تفاوت ها هم همین کار را در حالت عکس انجام می دهند. البته از آنجایی که انسان تنوع طلب
 بسم الله الرحمن الرحیمسلام آقای خوبمآقاجانم اجازه! داشت به تفاوت ها فکر می‌کرد، تفاوت میان انسان‌ها.یادش آمد وقتی آدم می‌خواهد با کسی ارتباط بزند، یکی از راه‌هایش این است که از طریق وجوه اشتراکش با طرف مقابل اقدام می‌کند. آن وقت این وجوه اشتراک هستند که سبب کشش آدمها به سمت یکدیگر می‌شوند. همان جمله معروف: الجنس مع الجنس یمیلون!بنابراین تفاوت ها هم همین کار را در حالت عکس انجام می دهند. البته از آنجایی که انسان تنوع طلب
مختصر فلسفه سجده در نماز
دانلود فلسفه سجده در نماز با فرمت jar برای گوشی.
The sale of the file فلسفه سجده در نماز is now possible on this site.
By subscribing to the site for download فلسفه سجده در نماز Also get acquainted with new articles.
فروش فایل های تخصصی پیرامون فلسفه سجده در نماز در این سایت امکان پذیر است.
By entering the site, you can get enough information about فلسفه سجده در نماز.
خرید ارزان فلسفه سجده در نماز
آیا میدانید معنی و مفهوم فلسفه سجده در نماز چیست؟
آیا قصد خرید فایل فلسفه سجده در نماز را دارید؟ روی ل
چپاول تنها هدف باقی حیوانات هست این طبیعت حیوانی درآخرامان بیشتر رخ میداد.اینکه آخرامان مکان درگیری هست علتش مسلمانان هستند.اعتقاد به خداوشیطان همه معادلات را بهم میزند.این فکری بود که یزیدیان هم درعصرپیامبران مختلف داشتند.انسان های خوب وانسان های بد.گرچه هردودنبال سهم مساوی ازدنیاهستند.اما هم نسل جن و نسل شیطان ونسل های دیگرمرئی ونامرئی بدنبال آذوقه بودند.یعنی25درصدازآذوقه سهم طایفه آدم هست؟چقدر آدم سهم دارد؟این سوال ابليس بود.من
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بینیها
دو نفر با هم حرف می زدند یکی خدا و دیگری بنده. بنده در سبزه زار با وسعتی بود که ارتفاع و پر پشتی علف ها اجازه نمی داد به ذهنش خشک شدن و برهوت را تصور کند.اما در یک آن، همه چیز خشک شد و دیگر از علفزار خبری نبود. دلش گرفت و در حیرت فرو رفت.
نیکوترین کار را همکلام شدن با خدا دید.هر کلامی، بر سرسبزی و خرمی اضافه میکرداینبار همه جا پر از گل و سبزه بود اما عمر گلها ابدی .مدتی بعد خوا
سفره رحمت ایزدپهن درعالم شده/برکت وبخشش فراوان بهرآن همدم شده/درتکاپوی فضیلت روزه داری گوهراست/شادی افطارمومن جانشین غم شده/مسجدوبیت ومصلی بوی ایمان میدهد/آیه های ناب قرآن بهردل مرهم شده/بادعانزدیک گردد عرش حق بربندگان/عشق زیبای ولایت آیتی محکم شده/درنمازو درسحرها گوهراخلاص جوی/چشم شیعه از بصیرت دیده زمزم شده/درغل وزنجیر شیطان بهر مومن گشته است/قلب ابليس ستمگرمملو ماتم شده/لطف مهدی بهرشیعه با ولایت میرسد/دیدگان درمقدم اواشکها شبنم شده/
پَشول = فعالیت زیاد 
سَمسول کاری  = سهل انگاری - جدی نگرفتن کار
شر رود = به هم ریخته 
ِسِتتوک = دهن لق - افشاکننده راز 
َدَباد = عصبانی 
َتَرو تُرُش = عصبانی
ِاِشکم پُلُت = چاق 
ُکپّی = سبد مخصوص کشک 
گُردَک = کلیه 
اِستیزه باز = لجباز 
فَرطه غم = بی خیال 
اِستَوه = آفتابه
اِجلاف = زیبا 
اِفتَمبار = آفتاب برآمد 
اِنگَمو = اندام ها
اَوُک = مورچه 
بَوج = زنبور 
لَکَتو = آویزان 
نَعلی = تشک
قَطیفه = حوله حمام 
اَولیس = ابليس - شیطان
رِجّه = طناب یا بند برای آ
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر باهم حرف می زدند؛ یکی خدا و دیگری بنده. بنده متوجه شد آیه ها ستاره اند. چشمانش را که به آنها می دوزد ارتفاع می گیرد. آنقدر بالا می رود که همه چیز و همه وقت و همه جا را می تواند یکجا ببیند.
بنده گفت: الله اکبر! از این بالا، چقدر دیوارها و بن بست ها و موانع حقیرند. خدایا همکلامی با تو قد را بلند می کند.
ابليس گفت: طمع من به نشسته هاست.شریکشان در اموال و اولاد هستم
موانع من برای آن
اشاره ی اول:
خطبه ی قاصعه:
فَاعْتَبِرُوا بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإبْلِیسَ، إذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ، وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ .
عبرت بگیرید از آنچه خدا با ابليس کرد؛ ک عمل طولانی و سعی و تلاش بی وقفه اش حبط و تباه شد.

اشاره ی دوم:
آیه ی 36 سوره بقره:
 فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ.
شیطان آن دو را متزل ساخت و از آن جایگاهی ک در آن بودند، خارجشان کرد.

اشاره ی سوم:
کلام حضرت رسول خت
خرید فلسفه سجده در نماز
هدف ما راحتی شماست. ما هر آنچه که شما در مورد فلسفه سجده در نماز نیازمندید را برایتان فراهم ساخته ایم.
دریافت ترجمه دوره کامل فلسفه سجده در نماز
سایتی باشکوه در زمینه فروش مقالات پیرامون فلسفه سجده در نماز راه اندازی شد.
نحوه دانلود فلسفه سجده در نماز با لینک مستقیم و رایگان.
شما می توانید با استفاده از بت های جستجوگر موجود در کانال ما به راحتی فلسفه سجده در نماز را تهیه نمایید.
free download فلسفه سجده در نماز
پرسش و پاس
یکی مرد بود اندر آن روزگار

ز دشت سواران نیزه گذار


گرانمایه هم شاه و هم نیک مرد

ز ترس جهاندار با باد سرد


که مرداس نام گرانمایه بود

به داد و دهش برترین پایه بود


مراو را ز دوشیدنی چارپای

ز هر یک هزار آمدندی به جای


همان گاو دوشابه فرمانبری

همان تازی اسب گزیده مری


بز و میش بد شیرور همچنین

به دوشیزگان داده بد پاکدین


به شیر آن کسی را که بودی نیاز

بدان خواسته دست بردی فراز


پسر بد مراین پاکدل را یکی

کش از مهر بهره نبود اندکی


جهانجوی را نام ض
الهی! در جلال، رحمانی، در کمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و
نه آرزومند مکانی، نه کسی به تو ماند، و نه به کسی مانی، پیداست که در
میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی. الهی! نام تو، ما را
جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان.
الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز
است آن کس که تو خواهی.
یا ربّ دل پاک و جانِ‌ آگاهم ده   آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول زخودم بی‌خود کن  
الهی! در جلال، رحمانی، در کمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و
نه آرزومند مکانی، نه کسی به تو ماند، و نه به کسی مانی، پیداست که در
میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی. الهی! نام تو، ما را
جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان.
الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز
است آن کس که تو خواهی.
یا ربّ دل پاک و جانِ‌ آگاهم ده   آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول زخودم بی‌خود کن  
                                    تاب هجران (8)گنه بنده نمود و حق خجل شد            مرا از کار حق هر دم عجَب شدخلایق آفریدن را سبب شد                 زِ فضل و جودِ او بر ما کَرَم شدزِ بسم الله نویسم نامِ یزدان                تو خود دانی ندارم تابِ هجرانمگر مجبور بودی یا که ناچار                 زِ دستِ بندگان باشی گرفتارنمائی بهرشان با جود، رفت
هو
اگر احیانا صاحب کمالی از این علوم غریبه داند ، بدان التفات ننماید و اگر به ظهور آورد ، بگوید که این چیز از علوم غریبه است نه کرامت تا سبب هدایت خلق الله باشد نه سبب ضلالت. و اگر نعوذبالله من ذلک ، کسی از علوم غریبه چیزی داند ، در لباس کرامت ظاهر کند ملبّس [فریب کار و مکار] باشد و ملبّس از جنود ابليس است. شنوده باشی که بعضی از هنود [هندی ها] در هوا می پرند بلی این معنی ، ممکن است از غیر طایفهٔ اهل الله ، بدان سبب که حالا در این زمان ، بسیار جوکیان
از آدم تا خاتم بشنو تاریخت حکایت می کنداز غم دوران شکایت می کندکز نخستین دمکه آدم شدپدیدقصه های تلخ و شیرین آفریدبود آدم در بهشتآرام و راممی زدی گام همچو کبک خوشخراممی وزید باد بهاران در برشسایه های بید مجنونبر سرشزیر پایشمخمل سبز چمنپیش دستشدسته های یاسمندر کنارش چشمه های خوشگواردر جوارش رشته های جویباربر فرازش طوطیان و بلبلاناز میان شاخساراننغمه خوان مر ملائک را خطاب آمد که منخلق خواهم کرد خلقی این زمناو خلیفه ی من بود ا
سم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم صحبت می کردند، یکی خدا بود و یکی بنده. بنده به واسطه قلبش نبود که حیات داشت؛ جنبش حیاتش اوامر خدا بود. در سینه اش باید ، نباید، باید، نباید.می تپید. چون خدا را میان خود و قلبش حایل می دید. احساس کرد به هیچ بهایی حاضر به معامله بر سر تابش نور خدا نیست. 
ابليس گفت: نمی شود! مصلحت در حفظ منافع، حرمت ها و قداست ها و پیوندهای اجتماعی، عاطفی، قبیله ای، ی و اقتصادی به هر ق
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم صحبت میکردند؛ دو نفری که خیلی با
هم فرق داشتند؛ یکی خدا بود و یکی بنده. ابليس فضول هم لال شده بود.
بنده خدا می خواست به خدا چیزی بگوید، بلد نبود!
خدا خودش یادش داد. گفت: در مورد همون کسی بگو که همه ستایش ها مخصوص اوست.دو سه
کلمه که گفت، ابليس گفت: «چقدر از هم دورید، پیش هم نشسته ­اید ولی درباره «او» می­گویید».
بنده خدا بغضش ترکید.
آخر می­ دانست اگر به خدا بگوید «تو» یعن
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم صحبت میکردند؛ دو نفری که خیلی با
هم فرق داشتند؛ یکی خدا بود و یکی بنده. ابليس فضول هم لال شده بود.
بنده خدا می خواست به خدا چیزی بگوید، بلد نبود!
خدا خودش یادش داد. گفت: در مورد همون کسی بگو که همه ستایش ها مخصوص اوست.دو سه
کلمه که گفت، ابليس گفت: «چقدر از هم دورید، پیش هم نشسته ­اید ولی درباره «او» می­گویید».
بنده خدا بغضش ترکید.
آخر می­ دانست اگر به خدا بگوید «تو» یعن
مورخ :  داستان به قدرت رسیدن ضحاک را میدونی ؟ملت:
نه به چه درد من میخوره .مورخ:
مگه نشنیدی ایرانیا از تاریخ عبرت نمی گیرند؟ملت :
حالا تعریف کن ببینم .امورخ:
خلاصه –اش اینه که مردم ایران باستان که از حکومت
جمشید به خاطر خودبینی و غرورشناراضی
بودند و رفتند "آژیدهاکه" یا همون ضحاک 
روکه از
اهالی بابِل بود و تبار تازی ( عرب) داشت آوردن و به تخت پادشاهی نشوندن .ملت:
خوب ؟مورخ:
خوب به جمالت ، کجا رفته درک و کمالت ؟این
ضحاک ملعون هم ظاهرا گول
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
دو نفر با هم حرف می زدند یکی خدا و یکی بنده. بنده گفت:  از همه زندگیم، چه سخت باشند چه آسان، قطعه هایی هست که انگار جوری دیگرند.آنقدر شیرین و گویا هستند که می توان برای دیگران تعریف کرد. آنقدر ارزش دارند که قابل توصیه اند!
ابليس گفت: چقدر سهم تو از این بخش از زندگی کم است.اکثر زندگی تو ارزشی ندارد.
بنده دلش گرفت.
خدا گفت: من برای تو قرآن را فرستادم وقتی به هر آیه پناه می بری زندگی
مرگ بر منافق تزویر
مختار:
امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابليس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابليسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین
از آن روزی که امام مهربانی ها سنگ بنای ایستادگی در برابر ظالم را نهاد،  تمامی کفر در برابر او ایستاد تا نگذارد کلام آن مجاهد فی سبیل الله به عمق جان مردم آگاه نشیند. اما به لطف خداوند این شیطان بزرگ چونان گذشته پوزه اش به خاک مالیده شد و در اوج ظلمت، امام با اندیشه ی استکبار ستیزی و ایستادگی در برابر بیداد پا به عرصه جهاد گذاشت. اعتقاد امام این بود که برای رسیدن به حقیقت باید مطالبه گری کرد. ایشان می فرمودند: «مطالبه گر اگر بداند و یا احتمال ده
بسم الله الرحمن الرحیمصورتش خیس اشک بود؛ مژده ای شنیده بود که  قلبش را آرام می کرد.دیگر ترسی نداشت از اینکه خود به ملاقات مرگ رود یا مرگ او را در آغوش گیرد.دقایقی قبل، رسول خدا صلی الله علیه وآله، با او از رجعت گفته بود و از بازگشت مومنان در زمانه ظهور. آن روز سلمان محمّدی از پیامبر شنید که:«آخرین جانشین من، مهدی است.همان که زمانه ظهورش را درک خواهید کرد؛ تو، و هر که مثل تو باشد.و هر که با معرفتی راستین، او را پیروی کند». اشک شوق سلمان روی گونه
عقل برو، زوزه مکش، خاک شویا که حجاب افکن و چالاک شو
گرچه که چالاکی تو مردن استیا غم در وقت و قضا خوردن است
تو ملخ جزء‌خوراکی و بسبنده‌ی بی‌جیره‌ی خاکی و بس
عام ز دست تو به بند و عزاخاص به اندیشه‌ی تو مبتلا
در سر ابليس چه پیچیده‌اینور ندیده‌ای و نخندیده‌ای 
دیو ظلامی، تو سرشتت بد استزاده‌ی زندانی و مامت دد است
عشق چو آمد تو دگر پا بچیندست ادب گیر و به کنجی نشین
طفل شرارت‌زده‌ی بی‌هوا!عشق چو آمد دگرت نیست جا
عشق بیامد که به رقص آوردظلمت ص
سرد است هوا ، کمی بغل میخواهم !از خرمگسان دهر ، عسل می خواهم !یاران به برم چو ابر سرگردانندرفتند ولی به یاد من میماننددریا دریا ، دلم هوایت کرده استهجران تو ،وه! چه بر سرم آورده استجمهوری عشق را بنا خواهم کردوآن وعده که داده ام ، وفا خواهم کردامنیت ما به بوسه ای در خطر استدر گوشه ی روح من غمت مستتر استسرو قد تو نشان آزادگی استپاییز شد و موسم دلدادگی استمیخانه دوباره پر ز می خواهد شددر گوش زمانه ، چنگ و نی خواهد شدقربان وفای ساقی مه رویمتا شام ا
از کی کمک میخوای⁉️
 سوره_کهف آیه ۵۱
 مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ مَا کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا
من آنان (ابليس و فرزندانش) را، نه در آفرینش آسمان ها و زمین، و نه در آفرینش خودشان، به شهادت نطلبیدم و من گمراه‌کنندگان را دستیار خود نمی‌گیرم.
 تفسیر_و_توضیح
 اشاره به اینکه در کارهایمان، چه در کار جمعی و چه در کارهای فردی، از کسانی یاری بخواهیم که خود در مسیر حق باشند و به آ
گفتم در گروه خودتان چه کا ره اید
گفت دروازه بان دلم إ
گفتم این هم شد کا ر ؟ برو تو خط حمله .
گفت فکرم از در وازه مطمئن نیست . دلم یک در وازه است . اگر کنترل نکنم ،  می بینی پی درپی گل میخورم .
گفتم مثلا چه گلی ؟
گفت گل گناه ، گل هوس ، گل غرور . گل دوستیهای حساب نشده ، گل غفلت از آینده و آخرت !
گفتم چطور است جمع شویم و با تیم ابليس مسابقه بدهیم ؟
گفت به شرط این که دروازه بان خودم باشم ، چون می دانم که از چه زاویه ای « توپ گناه » را به طرف دروازه دلها شوت می ک
عباس! امروز دیگر روز توست. پسر مرجانه بدکاره در نامه ای به عمر سعد نوشته است که میان آب و سپاه حسین، حایل شود تا اینکه شمایان حتی یک قطره از این آب را ننوشید. البته از پسر مرجانه بعید نیست که چنین کینه ای داشته باشد. ریشه که ناپاک باشد، ثمری بهتر از این ندارد. اما، ای وای بر امت محمد که از میان آنان، سپاهی از ابن زیادها به مصاف فرزند پیامبر آمده اند. درد این است عباس! درد، انحراف امت پیامبر است. درد، گم کردن خورشید ولایت است. درد، زیاده خواهی و حرا
 امکان عاشقی!خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشدکه در دستت به جز ساغر نباشدزمان خوشدلی دریاب و در یابکه دایم در صدف گوهر نباشدغنیمت دان و می خور در گلستانکه گل تا هفته دیگر نباشدجناب حافظ (که خداوند از او خشنود باد)شاید سخن این بزرگ برگرفته از فرمایش رسول و پیام آور عاشقی باشد که فرمود:سولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : إنّ لِرَبِّكُم فی أیّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لَعَلَّهُ أن یُصِیبَكُم نَفحَةٌ مِنها فلا تَشقَونَ بَعدَها أ
** اراده ی خداوند تحقق یافت و پیکر آدم ، از گل مخصوصی خلق شد ، اما هنوز روح در آن دمیده نشده بود. فرشتگان با بهت و حیرت از آن بازدید میکردند و از ساختمان جالب و بی سابقه ی آن ، دچار اعجاب میشدند و در انتظار دمیدن حیات در آن بودند. لحظه ی حساس و تعیین شده فرا رسید. نسیم حیات وزید و از روح الهی در آن پیکر خاکی دمیده شد. آدم ب جنب و جوش درآمد و خیل فرشتگان ، طبق فرمان خداوند متعال در برابر خلیفته الله ب سجده افتادند. همه در حال سجده بودند و تنها یک نفر ،
هشدار!کمی در آیات قصه خلقت در قرآن کریم ، تدبّر کنیم ، واضحست که تعلیم اسماء آل محمد و معرفت و خبر دادن از آن ، آنقدربرای خداوند اهمیّت دارد که از هر عبادت و هر تسبیح و تقدیسی حتی اگر از سوی ملائکه مقربین باشد برایش مهمترست ، حتی از جلوگیری فساد روی زمین و خونریزی های آن مهمترست ، از توحید ظاهری و چند هزار سال عبادت ابليس هم مهمترست ، حتی ملاک صداقت ملائکه است ، ملائکه حق ندارند چیزی از آن را کتمان کنند ، اصلا ملاک تعیین قبله برای سجده ی ملائکه
معنای لغوی إبلیس:
در مفردات راغب آمده است ک ابليس یعنی کسی ک بسیار غمزده و ناامید و گرفتار است و از بابت آن غمزدگی، بیشتر، سکوت دارد و خاموش است. حجت و بیان برایش تمام شده و مأیوس گشته است.
معنای لغوی شیطان:
یعنی دور شده از رحمت حق.
**********************
پرده ی اول : ( خلق وجه مائی و هوائی انسان )

وَ جعلنا مِنَ الماء کلَّ شیء حیّ.
( یا من کبس الأرض علی الماء : ای کسی ک خشکی را بر فراز آب ظاهر ساخت.
روایت است ک بر اثر شدت برخورد آبها ب همدیگر، کفهای آب جمع شدند و
یکی از جاهایی که آدما همه با هم یکسانن و همه م معمولا مقاومتشونو از دس میدن موقع درد داشتنه. پیامبر خدا باشی یا ابليس ملعون، درد از پا درت میاره. اینقد که حاضری هرچی داریو بدی تا واسه یه لحظه م که شده به حالت عادی خودت برگردی.واسه منی که هر وقت فشار عصبی زیادیو تحمل میکنم درد میزنه به دندونم و یه طرف فکم کلا درد میگیره این دندون دردای نصف شبی نه غیرطبیعیه نه غیرقابل تحمل. ولی خب راحت نیس تحمل دندون درد. هر چی باشه نشون از لنگی یه جای کار داره؛ و
با عرض سلام وقتتون بخیر.
 
ببخشید سوالی دارم.
عرفا و فلاسفه ی حاضر نظیر علامه حسن زاده آملی و در قدیم علامه طباطبایی و خیلی های دیگر عرفان ابن عربی را قبول داشته و از اهل تصوف بودند، اما میبینیم عده ای از علما هم بشدت مخالف عرفان و فلسفه و تصوف هستند.
 
هم چنین در احادیثی دیده میشه که تصوف را امامان و پیامبر بشدت تایید کرده اند و هم چنین در احادیث دیگر دیده میشود که امامان و پیامبر بشدت تصوف را مورد نکوهش قرار داده و کفار بد تر شمرده اند.
دوست دارم بیایی بنشینی کنارم. از اول تا آخر زندگی ام را ورق بزنیم و برایم توضیح بدهی. حرف بزنی. دلجویی کنی. مثلا بگویی فلان‌جا صلاحت نبود، بهترش را برایت نوشتم. آن‌جا خیلی بد شده بودی. باید پس کله ای میخوردی تا به راه بیایی. توی فلان سکانس زندگی ات، خیلی خالص بودی؛ حال کردم. شب قدر ملائکه ام صدای ضجه هایت را به عرش آوردند و اراده کردم تمام سیئاتت را به حسنات بدل کردم.
آخرش هم کتاب زندگی ام را ببندی و بگویی: با ارفاق قبول. دیگر تا ابد پیش خودم هست
 
حر بن یزید ریاحی»
اولین کسی بود که آب را به روی امام بست و اولین کسی شد که خونش را برای او داد. عمرسعد اولین کسی بود که به امام نامه نوشت و دعوتش کرد برای آن‌که رهبرشان شود و اولین کسی شد که تیر را به سمت او پرتاب کرد. کی می‌داند آخر کارش به کجا می‌رسد؟ دنیا دار ابتلاست.
با هر امتحانی چهره‌ای از ما آشکار می‌شود، چهره‌ای که گاهی خودمان را شگفت‌زده می‌کند. چه‌طور می‌شود در این دنیا بر کسی خرده گرفت و خود را ندید؟
می‌گویند خداوند داستان ابل
شیطان شناسی عملی
1- نخست باید دانست که شیطان موجودی واقعی و غیر از موجودیت بشری است و از اجنه است و بشر هم قبل از آمدن به کالبد خاکی از اجنه بوده است طبق کلام خدا در کتابش! پس انسان و شیطان دارای اصل وجودی واحدی هستند و از یک خانواده آفرینش تلقی می شوند. پس آدمی در نفس و جان خود دارای رگ و ریشه و اصالت جنی-شیطانی است و اجنه به مثابه اجداد ما در آفرینش هستند و ما در آفرینش پیشرفته تریم. و اصلاً جان آدمی از جن است یعنی جان هویتی جنی دارد.
2- دوم اینکه ش
چهل و نه) اما اسلام ابراهیم(ع) و محمد(ص)به ما آموخته است که الله از چنین مقدس خودپرست بیزار است،اگر یک روز،کسی از کار خلق غافل ماند و روز را به سر آرد و به سرنوشت جامعه اش نیندیشد و در راه اصلاح آن نکوشد،نه تنها گنهکار است،که حتی مسلمان هم نیست![من اصبح و لم یهتمّ بأمور المسلمین،فلیس بمسلم]

پنجاه) تصوف،بی آنکه بر عرفات و مشعر بگذرد،از منی آغاز می کند و در منی می ماند؛و فلسفه تا مشعر می آید و به منی نمی رسد؛و تمدن،بی مشعر و منی در عرفات ساکن است و
در حدیث آمده که پیغمبری در مسجد مناجات می‌کرد و می‌گفت:«خداوندا! می‌خواهم که شیطان را به صورت خودش به من بنمایی.» فرمان رسید که «از مسجد بیرون رو.» آن پیغمبر از مسجد بیرون آمده، ابليس را دید که بر در مسجد ایستاده است؛ در حالی‌که عَلَمی در دست و طبلی بر گردن و تیری در میان فرو برده، پیغمبر گفت:ای ملعون اینها چیست؟ گفت: ای پیغمبر خدا من هر روز بدین صفت در مساجد می‌روم و یکی از یاران خود را به درون مسجد می‌فرستم تا چون مردم سلام نماز دهند، وسوس
چه باشد زهد جز ایمان‌فروشی؟ به جای جانسپاری جان‌فروشی
به صحن دیده‌ها افتی و خیزینه با نفس ریایی می‌ستیزی
خوشا ای روسپی تن می‌فروشینه چون زاهد برهمن می‌فروشی
تو را این بندگی در صحن خلق استکه نان و خانمانت رهن خلق است
تو نه حق بهر حق گم می‌پرستی تو ای پوسیده مردم می‌پرستی
سر سجاده‌های خودنماییبه کوی خلق حیران هوایی
تو را در بند خود ابليس داردچو تو بس بنده دامن‌خیس دارد
مجیز عقل گفتی مرد ترسانکه عقلت دست گیرد کوی رحمان
ولیکن عقل بردت کو
ماهت آغاز شد و غرق در احسان شده‌ام
سفره‌ات پهن شد و شامل غفران شده‌ام
عبد فرار توام راه بده برگردم
سر به زیر آمده‌ام، سخت پشیمان شده‌ام
همه‌جا سر زده‌ام با همه‌کس دوست شدم
باز برگشته‌ام و باز پریشان شده‌ام
چقدر توبه شکستم چقدر بخشیدی
از همه بیشتر از ستر تو حیران شده‌ام
باعث شادی ابليس شدم وای به من
بی‌سبب نیست که این‌گونه هراسان شده‌ام
من که آلوده شدم قلب علی محزون شد
باعث اشک دو چشم شه مردان شده‌ام
هرچه بودم به دعای علوی برگشتم
مست
وَإِذْ
قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ
کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ
وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ
لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا(کهف/50)
به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها
همگی سجده کردند جز ابليس -که از جن بود- و از فرمان پروردگارش بیرون شد
آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولی
بار nام است و آخرین بار نیست: خدا surpriser است. غافلگیر می‌کند. قدرتش، شوخ‌طبعیش و حکمتش، من حیث لا یحتسب نقاب از چهره برمی‌کشد. یک جوری گردون را می‌چرخاند که حساب تتا و فی و آر از دست آدم در برود.
و باور کند. که بهشت و جهنم آدم‌ها یک گوشه‌ای همین‌ دور و برهاست.
و بعد از او. هیچ قدرتی بالاتر از ترکش قلب‌های شکسته نیست!
تو ببخش و رها کن.
یک شب که دیگر سال‌هاست حواست نیست،
گذشته‌ات را با زانوی زخمی به پایت می‌اندازد.
بعد -مثل حالتی که قبل از مرگ ر
سوال

«دجال» کیست؟ درباره او و روایات مربوطه توضیح دهید.

پاسخ

یکی از علایم ظهور، خروج و نمایانگری موجودی گمراه و گمراه کننده به نام «دجال» است. در لغت به هر دروغ گو، دجال گفته می شود. توصیفات بسیار عجیبی درباره اش گفته شده که چون عمدتاً در منابع اهل تسنن یافت می شود و فاقد سند قابل اعتماد است، نمی توان به آنها اعتماد کرد. نقش گمراه کنندگی او آن چنان است که وم احتراز از هر عامل گمراهی و افسون را به ما هشدار می دهد.
آیا او انسان است؟ تکنولوژری
منطقه نوسنگی جنوب شرق ایران و مناطق نوسنگی ایران،  که در تارنمای ارگ ایران نوشته شده،  کوتاهی از این دوره بمنظور آگاهی و تکمیل بازدیدها و مطالب دیگر ارگ ایران است.

منطقه نوسنگی جنوب شرق ایران

استان سیستان و بلوچستان

این برگه پیوست لینک زیر است:

 کلیک کنید:  فهرست تاریخ و مناطق نوسنگی در ایران



   تصویر دیوارنگاری غار دوشه، خرم‌آباد لرستان، حدود هزاره سوم پیش از گاه ایرانی،  عکس ۴۸۷۵.

منطقه نوسنگی جنوب شرق ایران

تل
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

درب اتوماتيک شيشه اي فایر 125 - فروش جعبه های آتش نشانی اشتیاق Kristin خریدوفروش سیم کارت یکتا Rachel مدرسه حضرت معصومه شهرستان آق قلا مهدی ملک پوری Bob