نتایج جستجو برای عبارت :

از سری حسرت های کودکی

راستش را بخواهید گاهی. با حسرت به دخترو پسرهايی نگاه میکنم که عاشقانه دست هم را گرفته اند و با هم قدم میزنندحسرت چقدر تلخ است. اینکه این حس را ندارم. این ثانیه هارا ندارم اما این چیزهارا. خیلی دوست دارم .چقدر تلخ است حسرت میکشم وقتی زوج ها را میبینم که عاشقانه حرف میزنند. که مردی عاشقانه زنش را دوست دارد. و بلعکس.حسرت میکشم. با دیدن این حس هاي دو طرفه بِینشان .تلخ است که خوشبختی قسمته من نیست و تنها ماندن برای من رقم خورده چ
آیت الله بهجت (ره) : استادم سید علی قاضی طباطبایی (ره) را در خواب دیدم به او گفتم چه چیزی حسرت شماست در دنیا که انجام نداده اید؟
ایشان فرمودند : حسرت می خورم که چرا در دنیا فقط یک مرتبه در روز زیارت عاشورا می خواندم.
دانلود آهنگ جدید رضا ماهور به نام حسرت Download New Music Reza Mahoor – Hasrat دانلود آهنگ رضا ماهور به نام حسرت پخش از تهران موزیک رضا ماهور حسرت متن آهنگ حسرت از رضا ماهور    
The post دانلود آهنگ رضا ماهور به نام حسرت appeared first on دانلود آهنگ جدید ، تهران موزیک.
برنامه نویسی،سورس،پروژه
هرچند که اتفاقات این دنیا و حکمت ها و تصمیم ها و پیچیدگیش 
دیگه عجیب و بی معنی نیست،
اما مگه میشه اینهمه تمارض کنیم به رضا به رضائک!؟؟؟
نه نمیشه.
همچنان که برخی روزها هرقدر هم دور شن باز هم با همون کیفیت
خودشون و به تو تحمیل میکنن با عنوان خاطره،با عنوان یادگاری
و حسرت، حسرت ها.
و این حسرت هاي دنباله دار که حاصل محبت هاي بی توقعه!
یک نفر از بین خیل عظیم علامت سوال روزهاي خاکستری و خنثای جوونی
کم نه،حذف نه!گم شد.
دانلود آهنگ جدید حسرت از سیاوش قمیشی با کیفیت عالی
 متن آهنگ 
هر برگ زرد یعنی، یک آرزوی بر بادپاییز پشت پاییز، دنیا همینو می خواد
دنیا همینو می خواد، یادت بره کی هستییادت بره چه جوری، افتادی و شکستی
پاییز توی هر عکس، غربت تمام دنیاستما سهم انتظاریم، حسرت همیشه با ماست
حسرت همیشه با ماست، روزا میان و میرندیر اومدی عزیزم، روزای خوب، رفتن
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید هادی سپاسی به نام حسرت Download New Music Hadi Sepasi – Hasrat ترانه ، آهنگ و تنظیم : هادی سپاسی – میکس و مسترینگ : فرید قهرمانپور دانلود آهنگ هادی سپاسی به نام حسرت پخش از تهران موزیک متن آهنگ حسرت از هادی سپاسی بازم حس عجیب این ماهو جای خالیه اونایی […]
The post دانلود آهنگ هادی سپاسی به نام حسرت appeared first on تهران موزیک | دانلود آهنگ جدید ، دانلود موزیک.
برنامه نویسی،سورس،پروژه
امروز رفتم دانشگاه تربیت مدرس  و فقط حسرت خوردم که چرا یه سال دیگه پشت کنکور نموندم و دولتی قبول نشدم اگه میموندم حتما دولتی میوردم الان دچار این حال نمیشدم .
تصمیمات اشتباه و خسته شدن از زندگی بدجور حسرت بعضی چیزا رو رو دل ادم میزاره.
این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید | اس موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.
آهنگ محسن حشمتی راد حسرت دیدار دانلود آهنگ محسن حشمتی راد حسرت دیدار با کیفیت بالا 320 و 128 Download Music Mohsen Heshmati Rad Hasrate Didar
نوشته دانلود آهنگ محسن حشمتی راد حسرت دیدار اولین بار در وبسایت اس موزیک پدیدار شد.
مجله سرگرمی تفریحی تازه ترین
دلم لک می زنه برای قدم زدن با توو آرزو داشتم با تو قدم می زدم و بند هاي کتانی ت باز می شد و بنشینم عاشقانه بند کفش هايت را ببندم و دوباره بلند شوم دستانت را بگیرم و تا اوج خستگی قدم بزنیمخدایا من از تو چیزهاي ساده ای خواستماما تو حسرت هاي بزرگ را به من هدیه داده ایچه بی انصاف سهم من از عدالت تقسیم شد   
دلم لک می زنه برای قدم زدن با توو آرزو داشتم با تو قدم می زدم و بند هاي کتانی ت باز می شد و بنشینم عاشقانه بند کفش هايت را ببندم و دوباره بلند شوم دستانت را بگیرم و تا اوج خستگی قدم بزنیمخدایا من از تو چیزهاي ساده ای خواستماما تو حسرت هاي بزرگ را به من هدیه داده ایچه بی انصاف سهم من از عدالت تقسیم شد   
دلم لک می زنه برای قدم زدن با توو آرزو داشتم با تو قدم می زدم و بند هاي کتانی ت باز می شد و بنشینم عاشقانه بند کفش هايت را ببندم و دوباره بلند شوم دستانت را بگیرم و تا اوج خستگی قدم بزنیمخدایا من از تو چیزهاي ساده ای خواستماما تو حسرت هاي بزرگ را به من هدیه داده ایچه بی انصاف سهم من از عدالت تقسیم شد   
فقط نگاه کن .
امروز و دیروز و تمام روزهاي بی تو .
چیزهايی برایم داشته .
 هم ملال .
هم ددگی از از هر کسی که شبیه تو  .نبست .!
و البته میزان زیادی حسرت .
حسرت روزهايی که بدون تو خواهد آمد .
حسرت جوانی ای که بدون تو میگذرد.!
و حسرت تمام عاشقانه هاي پنهانی .
تمام تپش هاي نامنظم قلبم .
و گر گرفتن هاي صورتم .
و شرمزدگی هايی که فقط به چشم خودت بیاید .
و حسرت اشتیاق تو .برای خواندن نوشته هايم .!
و حسرت تمام آنچه نشد .!
و نبودنت .قاب عکس هاي حسرت
فقط نگاه کن .
امروز و دیروز و تمام روزهاي بی تو .
چیزهايی برایم داشته .
 هم ملال .
هم ددگی از هر کسی که شبیه تو  .نیست .!
و البته میزان زیادی حسرت .
حسرت روزهايی که بدون تو خواهد آمد .
حسرت جوانی ای که بدون تو میگذرد.!
و حسرت تمام عاشقانه هاي پنهانی .
تمام تپش هاي نامنظم قلبم .
و گر گرفتن هاي صورتم .
و شرمزدگی هايی که فقط به چشم خودت بیاید .
و حسرت اشتیاق تو .برای خواندن نوشته هايم .!
و حسرت تمام آنچه نشد .!
و نبودنت .قاب عکس هاي حسرت را
لود رمان در حسرت دیدار تو آواره‌ام
نام رمان:در حسرت دیدار تو آواره‌ام نویسنده:نادیا عثمانی ژانر: عاشقانه pdfتعداد صفحات :۲۲۹
خلاصه:آوا دختری آرام و زیبا رویی است که برای پیدا کردن مادرش به ایران
بر می گردد و به جست وجوی او می پردازد که در این طریق با درد سرهاي زیاد
مواجه می شود. اما آیا موفق می شود تا مادرش را پیدا کند
دانلود رمان در حسرت دیدار تو آواره‌ام
نام رمان:در حسرت دیدار تو آواره‌ام نویسنده:نادیا عثمانی ژانر: عاشقانه pdfتعداد صفحات :۲۲۹
خلاصه:آوا دختری آرام و زیبا رویی است که برای پیدا کردن مادرش به ایران
بر می گردد و به جست وجوی او می پردازد که در این طریق با درد سرهاي زیاد
مواجه می شود. اما آیا موفق می شود تا مادرش را پیدا ک
شاید بشه گذشته رو فراموش کردشاید بشه لبخند رو همیشه بر لب داشتشاید بشه همه ی ادمایی که جواب خوبی هاتو با بی مهری دادن بخشیداما حسرت.امان از حسرت لحظاتمیشه تو حال زندگی کرد و حسرت گذشته رو نخورداما همین که خیلیا جلو چشات با عشق کنارهم خوشنمیتونه انگیزه هاتو نابود کنهادم اون لحظه دلش میخواد یکی باشه کنارش که اینجوری براش جون بدهاز اون رابطه هاي سادهاما خییلی عمیق.همونایی که یه روز داشتیم و الان دیگه طرفش نیس که بخوایم ادامه بدیم.هیچی سخت
من که از حسرت دیدار تو کورم سال ها در تن خود زنده به گورم در گلو قوت فریاد ندارم اشک دل می شکند سنگ صبورم خانه ام را سرم آوار نکن باز عشق زد تیشه بر آن کوه غرورم آسمان تا به زمین راه کمی نیست خاک چشمان تو شد راه عبورم یا مرا یا خبرم را برسانید آه می میرم از این غم ز تو دورم خط زدم فاصله ها را نرسیدی ماهی مرده ی این تنگ بلورم پس بده بال و پرم را قفسی نیست چشم را بسته و مشکوک به نورم #الهام_ملک_محمدی
نظر علیرضا جهانبخش در مورد فوتبال ایران
جهانبخش: همینطور پیش برویم حسرت قهرمانی ۱۰۰ ساله می‌شود





بازیکن تیم ملی فوتبال ایران گفت: اگر همینطور پیش برویم حسرت قهرمانی در آسیا برایمان ۱۰۰ ساله می‌شود.
ادامه مطلب
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید
گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید
حرف هاي ما هنوز ناتمام.تا نگاه می کنی:وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگی!پیش از آنکه باخبر شویلحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شودآی.ای دریغ و حسرت همیشگی!ناگهانچقدر زوددیر می شود!
حرف هاي ما هنوز ناتمام.تا نگاه می کنی:وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگی!پیش از آنکه باخبر شویلحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شودآی.ای دریغ و حسرت همیشگی!ناگهانچقدر زوددیر می شود!
دانلود رمان در حسرت دیدار تو آواره ام
 
به رسم هر سال با نزدیک شدن ماه محرم امیر و عباس با بچه ها مشغول آماده سازی مسجد محله شان برای عزاداری بودند…………
 
نام رمان : رمان در حسرت دیدار تو آواره ام
نویسنده : نادیا عثمانی
طراحی و صفحه آرایی : سایت رمانکده
تعداد صفحات : 298 صفحه
ژانر : رمان عاشقانهدانلود
تو اما خیلی چیز ها را از دست داده ای . برایت غمگینم ک نبوده ای . چیزی فراتر از غم هست بنام حسرت . یک روزی ک توی راه بیمارستان قلبم از خون تهی گشته بود و بی کس ترین بودم روی صندلی کنارم حسرت نشسته و بیخیال دست سنگینش را روی ران هايم میفشرد و قسمی از من چسبیده به صندلی برای همیشه روی آن ماندبرایت غمگینم ک روز عروسی ام دست هايم را نگرفته و اشک از گوشه چشمت نلغزیده . برایت بمیرم ک اولین بار پایت را توی خانه سبز و روشنم نگذاشته ای برایت هزار بار مت
#زندگی_به_سبک_مهدی (۶) یکی از اسامی روز قیامت ، یوم الحسرت است ، هم انسان هاي خوب حسرت می‌خورند که چرا بیشتر تلاش نکردند و هم انسانهاي بد حسرت می‌خورند که چرا با این همه امکانات و نعمات بدی کردند .اما مطمئن هستم شهید مهدی حسرت نخواهد خورد چون تلاشهايش را دیدم ، او چند برابر عمرش تلاش کرد ، هیئت ، درس ، تفحص ، روایت گری ، ارشدی دانشگاه ، تلاشها و طرحهاي کاری .، زبان آموزی (چند زبان و گویش) ، ورزش ، بسیج ، کمک به خانواده ، تدریس دانشگاه و . خواب و
بسم الله الرحمن الرحیم
 همه نقشه هايم نقش بر آب شد
همه فانتزی هايی که درکنارت برای خودم ساخته بودم بر باد رفت
دوباره دور جدیدی از فراق و دوری و امید شروع میشود و من همچنان برای هم جواری ات منتظر میمانم و حسرت زیارت مداومت حسرت سحرهاي حرمت حسرت اراده کردن و در حرمت بودن حسرت پیاده آمدن و افتخار خادمی ات  بر دلم میماند
تو سلطانی و من منتظر نگاهت.
کاش دوباره معجزه ای از جنس ضمانت رخ دهد
همان گدای قدیمی که داشتی داری
 همان امام رضایی که داشتم دار
بسم الله الرحمن الرحیم
 همه نقشه هايم نقش بر آب شد
همه فانتزی هايی که درکنارت برای خودم ساخته بودم بر باد رفت
دوباره دور جدیدی از فراق و دوری و امید شروع میشود و من همچنان برای هم جواری ات منتظر میمانم و حسرت زیارت مداومت حسرت سحرهاي حرمت حسرت اراده کردن و در حرمت بودن حسرت پیاده آمدن و افتخار خادمی ات  بر دلم میماند
تو سلطانی و من منتظر نگاهت.
کاش دوباره معجزه ای از جنس ضمانت رخ دهد
همان گدای قدیمی که داشتی داری
 همان امام رضایی که داشتم دار
خانه
تک آهنگ
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرت
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرت
دانلود آلبوم جدید کوردستان از آیت احمد نژاد
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی حسرت از آیت احمد نژاد
 
 download new song from Ayat Ahmad Nejad called Hasrat
ALBUM KURDESTAN
 
 
 
متن آهنگ حسرت از آیت احمد نژاد
آیت احمدنژاد تک آهنگ
134 views بار
۱۳ آبان ۱۳۹۸
4
دانلود آهنگ با کیفیت 128دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود ویدیو با کیفیت 1080 
00:00 / 00:00
آهنگ هاي بیشتر از آیت احمد نژاد
آی
خانه
تک آهنگ
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرت
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرت
دانلود آلبوم جدید کوردستان از آیت احمد نژاد
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی حسرت از آیت احمد نژاد
 
 download new song from Ayat Ahmad Nejad called Hasrat
ALBUM KURDESTAN
 
 
 
متن آهنگ حسرت از آیت احمد نژاد
آیت احمدنژاد تک آهنگ
38 views بار
۱۳ آبان ۱۳۹۸
4
دانلود آهنگ با کیفیت 128دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود ویدیو با کیفیت 1080 
00:00 / 00:00
آهنگ هاي بیشتر از آیت احمد نژاد
آی
شهیدم.
شهیدِ به فرمان زیستن، به فرمان مُردن. 
شاهدم، حاضرم، با بال‌هاي مگسی، در مازه‌هاي عرشِ تاریکِ نمورم، می‌خزم، بالا را نگاه می‌کنم؛ سرابِ شهید نبودن را، رویای رهايیِ پرنده را در فضایی، که بی‌نهايت بودنش را بلد نیستم، و حتماً یله‌گیِ بی‌مرزش مرا می‌کُشت یا در زمان گُمَم می‌کرد.
برگِ سبزِ بامعنی‌ام، آویزانِ درختی پیر؛ حسرت به جانِ مرگی بی‌معنی، زرد، ارغوانی، خشک و بی‌خون. حسرت به جانِ بی‌سروسامانی در آغوشِ بادهاي ولگرد. حسرت ب
دانلود آهنگ جدید مرتضی پاشایی بنام حسرت با بالاترین کیفیت










Download New MusicMorteza Pashaei – Hasrat
ترانه: مهرزاد امیرخانی , آهنگ: مرتضی پاشایی 
تنظیم، میکس و مسترینگ: مهدی حسنی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










مهرزاد امیرخانی
داره نابودم میکنه.قفلی که به لبام زدم و صبری که داره طولانی میشه.بد رقم دلم گرفت.از بی کسی خودم.چشم رو هم بزارم و بگذرم؟کار من همینه.فقط بگذرم با یه عالمه حسرت.اصن تموم حسرت هاي دنیا مال منه.اون لبخندای قشنگم مال منه.اون تظاهر به شاد و شنگول بودن هم مال منه.خدا؟از کی به کی شکایت کنم؟از کی بگذرم و به کی پناه ببرم؟بی کسی که دیگه شاخ و دم ندارهمن باید بریزم تو خودم و بس.بشه همون اخما،بشه بی حوصلگیا.بشه فاطمه بداخلاق.خدا؟قربونت برم،ص
داره نابودم میکنه.قفلی که به لبام زدم و صبری که داره طولانی میشه.بد رقم دلم گرفت.از بی کسی خودم.چشم رو هم بزارم و بگذرم؟کار من همینه.فقط بگذرم با یه عالمه حسرت.اصن تموم حسرت هاي دنیا مال منه.اون لبخندای قشنگم مال منه.اون تظاهر به شاد و شنگول بودن هم مال منه.خدا؟از کی به کی شکایت کنم؟از کی بگذرم و به کی پناه ببرم؟بی کسی که دیگه شاخ و دم ندارهمن باید بریزم تو خودم و بس.بشه همون اخما،بشه بی حوصلگیا.بشه فاطمه بداخلاق.خدا؟قربونت برم،ص
متن هايی درباره کودکان کار 
متن زیبا درباره کودکان کار
تنها کسی که اگه با یه شاخه گل به خونه بره ، مؤاخذه می شه 
کودک گل فروش سر چهار راهه …
کودکان کار در ایران
در چشم‌هايشان خیره شوی
راز تلخی را می بینی
مدت هاست
بار غم را بسته اند…
حسرت بازی‌هاي کودکي
در دل‌هاي کوچکشان
داغ مانده است.
رؤیاهاي شیرین
در جور روزگار
خاموش و خالی مانده اند…
بست نشین پیاده روها هستند
فقر و کودکان کار
آنجا که انعکاس نگاه کودکان کار،
از واکس کفش‌هاست!!
گم اند کفش‌
وقتی میگه میخواد بچه ی 45 روزشو سقط کنه ، میگم کارت اشتباهه ، میگه جای اینکه سه تابچه داشته باشم که کلی حسرت دارن ترجیح میدم همین دوتا رو با حسرت هاي کمتری بزرگ کنم و من میگم بچه هات حسرتی ندارن ، زندگیشون خیلی هم خوبه ، میگم سقط نکن گناه داره ، عذاب وجدان میگیری بعدش ، نباید میومد ولی حالا که اومده بزار بمونه . همه ی اینارو میگم ولی منم ته ته قلبم باهاش موافقم . موافقم که به دنیا اوردن یه بچه ی دیگه تو این شرایط یه اشتباه محضه  . . . موافقم که
در این بیدادگاه دل فریبانه
نشستم بی قرار در حسرت خانه
در آنجایی که بودم من زمانی پر ز شادی
کنون هستم سرابی رو به وارونه
کنارم زندگی ها غصه ها گلها گذشتند
زمان طی شد دلم گشت پر ز ویرانه
به سان مرغ در زندان تمام روز میخوانم
چرا گشتم جدا از یار و کاشانه
دلم از غصه هايش قصه هايش شاد میخواند
به سان کودکي گاهی بخندد گاه هم گریه
هنوز خواند نوایی مرغک بی جان تنهايم
 نوایی تا شود پر این زمان و این غمک لحظه
ساده
مهر 1391
      حسرت همیشگی       **      حرفهاي ما هنوز ناتمام       تا نگاه می کنی :       وقت رفتن است       باز هم همان حکایت همیشگی !      پیش از آن که با خبر شوی      لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود       آی .      ای دریغ و حسرت همیشگی!      ناگهان       چقدر زود       دیر می شود !      قیصر امین پور از آینه هاي ناگهان
متن هايی درباره کودکان کار متن زیبا درباره کودکان کارتنها کسی که اگه با یه شاخه گل به خونه بره ، مؤاخذه می شه کودک گل فروش سر چهار راهه …کودکان کار در ایراندر چشم‌هايشان خیره شویراز تلخی را می بینیمدت هاستبار غم را بسته اند…حسرت بازی‌هاي کودکيدر دل‌هاي کوچکشانداغ مانده است.رؤیاهاي شیریندر جور روزگارخاموش و خالی مانده اند…بست نشین پیاده روها هستندفقر و کودکان کارآنجا که انعکاس نگاه کودکان کار،از واکس کفش‌هاست!!گم اند کفش‌هاي پی
حالا ک بعد امتحاننن دارم گریه میکنم ، س روز برا این درس ک12فصل بود وقت داشتیم ،نقص فنی شدم درد شدید ،همیش درد دارم همیشههه ،این بار مث اون دفه هاي دیگ بود ک کارم ب بیمارستان میکشید.درد و تنها ب جون خریدم ،مردم و زنده شدم اما ب خودم میگفتم ب تلافی اون روزا ک ضعیف بودی نباید گریه کنی مردم. مرگو دیدم ،همزمان آلرژی کذاییم اود کرده بود وحشتناکدیروز 2بعد ظهر تو عالم اغما شرو کردم دست و پا شکست از درد  ک امون نداشتم ،قرار نداشتم ،تا خود صب بیدار ب
همیشه بی تو در این قلب خسته غوغا بودهمیشه سهم دلم حسرت و تمنا بودهزار سال به دنبال عشق میگشتمتو عشق بودی و جان بی تو در تقلا بودتو را ندیدم از آغاز و راه گم کردمتو را ندیدم و این تلخ، زهر دنیا بودتو را ندیدم از آغاز و قلب می پنداشتکه بی تو در خطرِ مرگ و عشق، تنها بودنه! جانِ بی تو از عالم، امید خیر نداشتو ناامید از اعجاز صبحِ فردا بودخنک نسیم بهشتی که بازگشتی بازو بازگشتنت آغاز حسرت ما بودنشسته ام به تماشای تو ولی هیهاتکه سهم این منِ تنها فقط تم
هواللطیف.چقدر دلم یک تولد بزرگ میخواهد. از آن هايی که آخرین بار پنج سالم بود که برایم گرفتند. آن هم تولد فقط من نبود. تولدم چقدر غریبانه برگزار میشود هر سال. حتی حالا که سومین تولد دوران نامزدی و متاهلی ام در راه است اما باز هم غریب. شاید حتی غریب تر از قبل. نه دوستی دارم که برایم تولد بگیرد، نه کسی حتی در هول و ولای تدارکات فرداست، نه کسی مرا سورپرایز می کند. خلاصه که من پر از شور و شوق تولدم بوده ام و حالا فقط تنهايی و غمی در د
بچه‌هاي من خوشحالندآن‌ها كه در تهران زندگی نمی‌كنندآن‌ها گرفتار افسردگی كلان‌شهری كه نیستندآن‌هافقط زیبایی‌هاي تهران را می‌بینندآن‌چهعصاره روح و حیات مردم شهر استچكیده تمام لذّت‌هايشانكه از آن‌ها گرفته شدهغصب شدهوقتی در یك جا جمع شودبلهپارك‌هاي وسیع و دلربا را می‌سازدفرزندان من كه تهران زندگی نكرده‌اندآن‌هاخمودگی و بی‌روحی آدم‌ها را نچشیده‌اندآن‌هافقط زیبایی تفرّجگاه‌ها را می‌بینند
سفر رو با همه برم نرم گفتن قبلش رفتم. رفتم تا دیگه از موقعتهايی که ازشون هراس دارم فرار نکنم. تا دیگه حسرت بی تجربگی رو نخورم. همچیزش خوب بود بجز غمی که تو دلم از دلتنگی مجید بود. که هر کار جدیدی که بعد از رفتنش انجام میدم حسرت میخورم که چرا دیگه نیست 
 
اتحادیه ابلهان
اتحادیه ابلهان یکی از بهترین و شیرین ترین کتاب هاي بود که تا کنون خوانده بودم و احتمالا خواهد بود.
طنز شیرینی داشت. طنزی که کمی باید با فرهنگ آمریکایی کتاب آشنا می بود. همیشه طنز را دغدغه کامل می کند. این کتاب پر از دغدغه بود.
عاشقانه‌کتاب را خواندم و شخصیت ایگنیشس مثل برادرم بود. مانند برادرم شده بود. گاهی با او همدردی می کردم.
با او گاهی هم اندیشه بودم. این‌کتاب به شدت پیشنهاد می شود. اولین بار با داستان عجیبش جذب این‌کتاب ش
 
اتحادیه ابلهان
اتحادیه ابلهان یکی از بهترین و شیرین ترین کتاب هاي بود که تا کنون خوانده بودم و احتمالا خواهد بود.
طنز شیرینی داشت. طنزی که کمی باید با فرهنگ آمریکایی کتاب آشنا می بود. همیشه طنز را دغدغه کامل می کند. این کتاب پر از دغدغه بود.
عاشقانه‌کتاب را خواندم و شخصیت ایگنیشس مثل برادرم بود. مانند برادرم شده بود. گاهی با او همدردی می کردم.
با او گاهی هم اندیشه بودم. این‌کتاب به شدت پیشنهاد می شود. اولین بار با داستان عجیبش جذب این‌کتاب ش
 سوره_مریم آیه ۳۹
وَأَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ
و آنان را از روز ندامت و حسرت بترسان، آن هنگام که کار (از کار) بگذرد ( وهمه چیز پایان یابد) در حالی که ( اکنون) آنان در غفلتند و ایمان نمی‌آورند.
 تفسیر_و_توضیح:
کلید همه‌ی بدبختی ها، غفلت است. غفلت از خداوند، غفلت از معاد، غفلت از آثار و پیامد هاي گناه، غفلت از توطئه هاي شیطان،  غفلت از تاریخ و سنت هاي آن و غفلت از جوانی و استع
به نظر من بیشتر آدم ها در سه جای زندگی، حسرت گذشته ها و روابط نه چندان گرم شان با پدر و مادر را می خورند و بیشتر قدردان می شوند، بار اول وقتی آخر مراسم عروسی هم دیگر را در آغوش می کشند و خداحافظی  می کنند تا خانه ی پدری را با تمام آرامشش و محبت هاي خالصانه و بی منت شان ترک کنند. بار دوم وقتی پدر و مادر می شوند و تازه می فهمند وقتی از عشق حرف می زنند از چه محبت ِِ بی نهايت ِ  بی دریغی صحبت می کنند، تازه می فهمند چقدر ثانیه به ثانیه ی عمرشان، پدر و ماد
روز حسرت «یوم الحسرة»
یکی از نام هاي قیامت «یوم الحسرة» است؛در آن روز هم نیکوکاران تأسف می خورند ای کاش عمل نیک بیشتر انجام داده بودند و هم بدکاران؛چرا که پرده ها کنار می رود و حقایق اعمال و نتایج آن بر همه کس آشکار می شود
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرتآلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرتدانلود آلبوم جدید کوردستان از آیت احمد نژاد ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی حسرت از آیت احمد نژاد  download new song from Ayat Ahmad Nejad called HasratALBUM KURDESTAN متن آهنگ حسرت از آیت احمد نژادآیت احمد نژاد تک آهنگ519 views بار13 آبان 13984دانلود آهنگ با کیفیت 128دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود ویدیو با کیفیت 108000:00 / 00:00آهنگ هاي بیشتر از آیت احمد
همه دلا شکسته تموم لبها بستهدلم میخواد بخونم اما سازا شکستهاما سازا شکستههمه دلا پر از غمتو چشما اشک ماتم دیگه فریادرسی نیستبجز خدا کسی نیستبه جز خدا کسی نیستاز عشق نمیشه حرف زد نه از محبت دم زداز عشق نمی شه حرف زد نه از محبت دم زددیگه کسی نمونده که رفت و خونه ش در زدکه رفت و خونه ش در زد همه دلا شکستهتموم لبها بسته دلم میخواد بخونماما سازها شکسته اما سازها شکستهز بس تنها نشستم درها رو رو خود بستمهم صحبت آینه اونم زدم شکستمآه ای خدا به داد ما
پرسه زدن در شهر گذشته
حوالی میدان خاطره ها
سرگردان دنبال یک آدرس خاص
طی کردن کوچه هاي غریب
خودم را بعد از ساعت ها زمزمه کردن شعرهاي دبستان
جلوی همان در قدیمی پیدا میکنم ، لا به لای رنگ هاي رفته اش
روی کلید زنگی که پوسیده
سکوتی خاص
مثل گرد و غبار روی طاقچه هاي مادربزرگ
همه جا نشسته
اتاق هاي خالی
صدای خنده هاي شلوغ را میدهد
اشک هاي سرد و یخ زده ام روی آینه تکه تکه شده روی زمین مینشینند
صدایی می آید ، سرم را برمیگردانم
کبوتری میپرد
روی چوب هاي قدی
به مرگ فکر میکنم در تاریکی و تنهايی به مرگ هاي بعد از تو به تاریکی هاي ابدی  
و کنج خلوتی که نمیدانم کی مرا چون کودکي یتیم در آغوش میگیرد  و در اوج بی کسی نجاتم میدهد از هرآنچه که باید بود ولی هیچوقت نبود به مرگ فکر میکنم هر ثانیه هر لحظه در تمام لحظات تعلیق در تمام ثانیه هاي نومیدی در هر نفس از زندگی . من از بودن هاي بی تو به هیچ میرسم به تاریکی به سکوت به وحشت به سقوط اینجا که من و تو ایستاده ایم و زمین و زمان با بودن تو با من و زیستن من د
امروز ۱۲ آذر بود .وقتی استوریشو دیدم چند بار با خودم تکرار کردم .۱۲ آذر تاریخ آشنا قرار بود اربعین باهاش کربلا باشم .اما "به یادش" کربلا بودم ۱۲ آذر ،اربعین بود . شب جمعه بود .بارون میومد .زیر بارون،همونجا بهم گفت خدا دوستت داره .داره صورتتو با بارونش میبوسه از اون موقع به بعد به بارونای کربلا به چشم بوسه هاي خدا نگاه میکردم که دیگه خیلی هم نصیبم نشد کربلا رو الان بهش بیشتر محتاجم اما ازش محروم ترم .حسرت همه ی اون روزهارو خور
ته دلم خالیه. احساس میکنم جا موندم از رویاهام. نه تنها حس می کنم از بقیه هم سن و سالام عقب افتادم هر چند ممکنه تو ظاهر این جوری به نظر نرسه ولی خوب حسه دیگه، چه میشه کرد؛ احساس می کنم از خود قبلم هم عقب افتادم. حس پسرفت می کنم.
یه ناراحتی ته ته دلم هست، نمی دونم چیه اصلا.
بعضی وقتا همه چی رو میندازم گردن شرایط زندگی ام، ولی بعد به خودم میام؛ میگم نه واقعا تقصیر خودمم هست. ولی خوب که چی؟ احساس الانم تقصیر خودم بوده؟ خوب چیکار کنم؟ الان رو چیکار کنم
دوره‌ی راهنمایی بودم و ماه رمضان بود، هر سال ماه رمضان که می‌شد مدرسه یک بعد از ظهر را آش رشته درست می‌کرد و از روز قبل به دانش‌آموزان اطلاع می‌داد که با خودشان ظرف ببرند، من هم آن‌روز با ذوق، ظرف آش رشته‌ی داغ را جوری گرفته بودم که ازش چیزی به بیرون نریزد، کوچه‌ها را با احتیاط گذر کردم تا به خانه رسیدم، نزدیک اذان که شد مادرم سفره‌ی افطار را کم‌کم پهن کرد، لیوان‌ها، فلاسک آب جوش، خرما، زولبیا، بامیه، نشاسته و ظرف آش. بالای سر ظرف آش ن
مضمون هاي پر تکرار بر دفترم رنگ می بازدشاعری که حرف هايش درگلو می ماند!تلخ می شودمثل قهو هاي نخورده و کافه هاي نرفته و حسرت عاشقانه هاي نداشته!آنوقت کلمات بوی خون می دهندو واژه ها تا مرز جنون فریاد می زنند و در حسرت قافیه شدن در یک بیت شعر می میرند! کولی دوره گرد و آمد و زوددستمالی دور سرش پیچیدبا چشم هاي از کاسه دریدهفنجان قهوه را ز دستم قاپید فاش ، فال مرا فریاد می زد درگوش شهری که خون می باریداز کوچه ها ی تاریک و ترسناکشهر لحظه یک زن جنون می
دانلود آهنگ مرتضی پاشایی و سینا سرلک به نام حسرت
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی حسرت از سینا سرلک و مرتضی پاشایی با کیفیت و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ
خوانندگان: مرتضی پاشایی و سینا سرلک | سبک آهنگ: غمگین و احساسی | طراح کاور: علی طریقی | تنظیم و میکس و مسترینگ: مهدی حسنی | آهنگساز: مرتضی پاشایی | ترانه سرا: مهرزاد امیرخانیمهاجر موزیک| دانلود آهنگ هاي محبوب
دلم میخواهد فرار کنم
 از
 تباهیِ این شهر.
 برم
 نجف
 کربلا
 مشهد
 یا
 حتی قم.
 چند ماه
 بخوانم
 و
 بیاندیشم
 و
 توسل کنم.
 آه
 که
 چقدر 
 دلم
 خلوت می خواهد
 از
 نوع
 عاشقانه اش.
 کاش می شد
 جایی بود
 و
 درس دین و اخلاق
 را
 از الفبایش مشق می کرد
بسم الله
إنا لله و إنا إلیه راجعون.
پ.ن یک. فرمود "ترجعونها إن کنتم صادقین" (سوره ی واقعه). هر چه تلاش کردیم و کردند، نشد. نمی شود، نمی توانیم؛ باید تسلیم بود.
پ.ن دو. نقل است که حضرت امیر فرموده اند "من یَمُت یَرَنی". با حسرت به چشمان مادر نگاه می کردم.
پ.ن سه. ممنون از بزرگوارانی که دعا کردند. گم شود تدبیر عاقل پیش تقدیر خدا
پ.ن چهار. اگر در قید حیات هستند، هوای مادر و پدرتان را بیشتر داشته باشید. حتی اگر روزی ده بار دستشان را ببوسید، شاید فردا حس
میگه حسرت نخور! میشه حسرت نخورد؟ پیر شدیم و زندگی نکردیم  گم شدیم توی این صفحه از تاریخ  میشد چند صده قبل دنیا می اومدیم؟ یا اصن دنیا نمی اومدیم؟ اغا من یادم نمیاد گفته باشم این دنیا رو دوس دارم اصن قالوا بلی رو کی گفتیم یادمون نی! کوه و ماه و خورشید و همه گفتن ما نمیتونیم بعد چطو ما قبول کردیم ؟ ما رو چه به این شکر خوریا؟ فیلم طنز ایرانی دیدم اولش آخرش معلوم بود! فقطم فحش می دادن مثلا مزه فیلم بود! نارنجک بخوره تو اون سینمای هجوتون!  فنچ قسم
سفر رو با همه برم نرم گفتن قبلش رفتم. رفتم تا دیگه از موقعتهايی که ازشون هراس دارم فرار نکنم. تا دیگه حسرت بی تجربگی رو نخورم. همچیزش خوب بود بجز غمی که تو دلم از دلتنگی مجید بود. که هر کار جدیدی که بعد از رفتنش انجام میدم حسرت میخورم که چرا دیگه نیست
مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَن یَکُونَ لَهُ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
هیچ پیامبری حق ندارد اسیرانی (از دشمن) بگیرد تا کاملاً بر آنها پیروز گردد (؛ و جای پای خود را در زمین محکم کند)! شما متاع ناپایدار دنیا را می‌خواهید؛ (و مایلید اسیران بیشتری بگیرید، و در برابر گرفتن فدیه آزاد کنید؛ ولی خداوند، سرای دیگر را (برای شما) می‌خواهد؛ و خداوند قادر و حک
ساعت دوئه.تا حالا داشتم پست هاي قبلی وبلاگمو میخوندم و هی یه صدای ترسناکی تو گوشم میگفت بخون فاتحه ی ذوق گذشته ات رو.بسم الله الرحمن الرحیم.الحمدلله رب العالمین.میدونین قضیه چیه؟که اون لحظه که ناراحتی .که اون لحطه که دنیا به نظرت تموم شده یا خیلییی خیلیییی کم مونده که تموم شه.باید بگی زپلشک.وایسا تا بدترش رو ببینی.این که چیزی نبود!!!مثلنا.من همین پارسال هزار هزار جور ناله و بد وبیراه به دنیا گفتم و الان حسرت اون دنیا داره آزارم میده
ساعت دوئه.تا حالا داشتم پست هاي قبلی وبلاگمو میخوندم و هی یه صدای ترسناکی تو گوشم میگفت بخون فاتحه ی ذوق گذشته ات رو.بسم الله الرحمن الرحیم.الحمدلله رب العالمین.میدونین قضیه چیه؟که اون لحظه که ناراحتی .که اون لحطه که دنیا به نظرت تموم شده یا خیلییی خیلیییی کم مونده که تموم شه.باید بگی زپلشک.وایسا تا بدترش رو ببینی.این که چیزی نبود!!!مثلنا.من همین پارسال هزار هزار جور ناله و بد وبیراه به دنیا گفتم و الان حسرت اون دنیا داره آزارم میده
شاید برای خیلی ها 
رویاهاي ما
خنده دار باشد.
اما همین که بافکرش هم عشق می کنم
برایم کافی ست
همین که به یقین برسم" الاعمالُ بالنیّات"
خودش یک دنیا رسیدنه
مثل همان که; سالهادرخیالِ خود
باکوله باری از عشق
پیاده عازمت می شدم
و آخر هم شدم!!!!.
وحالا دوباره همان خیالات با
بارهاي دوچندان به سرم می زند.
چقدر سنگین تر قدم برمی دارم این بار
چقدر سخت تر و شیرین تر است سفرِعشق!!!!.
نمی دانم به یادِ محمدابراهیم
یا حتی همان حبیب که بارها برایت جان داد
اما
پدر دو تا خاطره مهم از رو درواسی تو زندگیش داشت:
1. تو اتوبوس پیش ی کارخونه دار سرمایه دار بزرگ نشسته بوده؛ هی اون بهش گفته ازت خوشم میاد ولی هی این روش نشده بهش بگه ی کاری به من بده :)) 12 ساعت تو اتوبوس باهم بودند و هرچه با خودش کلنجار رفته تهش روش نشده بگه. و همیشه از این بابت حسرت میخورد و فکر میکرد اگر گفته بود خیلی پیشرفت عجیب غریبی می کرد
2. خونه عمه ش بوده وقتی خیلی بچه بوده. عمه آش درست کرده بوده ولی هرچی بهش تعارف میزنند بخوره، با این که دلش
همه ما به دنبال یک عکس خاص و زیبا دونفره هستیم ولی معمولا موفق نمی شویم که عکسی که مدنظرمان است را پیدا کنیم در این بخش سعی کرده ایم یکسري از بهترین عکس هاي دونفره عاشقانه بدون متن را برای شما عزیزان جمع آوری کنیم تا با دیدن این تصاویر عکس خاصی که به دنبالش هستین را پیدا کنید.
عکس هاي عاشقانه دونفره همراه با متن
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام جز بر دو روی یار موافق که درهمست … هیچ منظره ای حسرت برانگیز تر و دل انگیز تر از دیدن چهره دو یار
"دۊیەتەیل ژان"  چارە                        رەشکراس                       شڕ◻️◻️هاودەنگ                 هیۊردەگوڵەیل هاوار                   هناس سەرد   #ترجمه "دختران درد"پیشانی نوشت             سیاهجامه                          ژنده ◻️◻️همدم                        گل هاي کوچکفریاد                        آه حسرت #نیلوفر_مسیح 
و دیروز، برای رسیدن، کلی راه رفتم و سعی کردم از زمان‌بندی‌ام بیشترین استفاده را بکنم و «راه‌»هاي جدیدی را بشناسم. مثلاً از آدرس مطمئن استفاده نکردم و خواستم حدس خودم را امتحان کنم. شد حدود 20 تا 25 دقیقه پیاده‌روی در فضایی دوست‌داشتنی و ختم شد به کشف اینکه: «ئه، اصلاً این ایستگاه مترو خیلی مناسب‌تر و نزدیک‌تر است!» در برگشت. و در مجموع، ختم شد به خیلی چیزهاي قشنگ و یگانة دیگر؛ از حضور در محضر بزرگان گرفته تا دیدن شخص مبارکی که واقعاً غبطه‌
رفیق بغض هر شبم هوای گریه و تبم به گریه هايمن بگو خیال دیدن تو کوای عشق تمام حسرت هنوزم دلیل آه سینه سوزمببر مرا به ناکجا عشقای درد ببین به استخوان رسیدی همین که از دلمبریدی ببر مرا به هرکجا عشق   خیال خنده هاي تو شد آرزوی هر شبم به چشم هاي تو قسم که جان رسیده بر لبمخزان شد و نیامدی عزیز لحظه هاي من اگر ندیدمت تو را، تو گریه کن برای منای عشق تمام حسرت هنوزم دلیل آه سینه سوزمببر مرا به ناکجا عشقای درد ببین به استخوان رسیدی همین که از دل
  انگشتانم نفس می کشیدند و با ابرهايی قشنگ و رنگارنگ  داستانهايم را برشیشه اتاقم می نوشتند 
 از کودکي 
و 
 بازیهايش 
از گریه ها و 
 حسرت هايش
از دعواهاي راه مدرسه  و 
غم هايش  
 ازنوجوانی و غوغایش 
و از جوانی هاي هنوز  نیامده رفته 
حتی 
 ازلباس ها و کفش هايی که وقتی به آنها نگاه می کنم 
 متحیر می مانم از کی بزرگ شدنم 
باز هم انگشتانم نفس می کشند و می لغزند بر صفحه عرق کرده و خجالت زده شیشه اتاقم 
واای 
 لغت ها اشتباه از آ ب در امدند 
غلط ه
سرد است هوا ، کمی بغل میخواهم !از خرمگسان دهر ، عسل می خواهم !یاران به برم چو ابر سرگردانندرفتند ولی به یاد من میماننددریا دریا ، دلم هوایت کرده استهجران تو ،وه! چه بر سرم آورده استجمهوری عشق را بنا خواهم کردوآن وعده که داده ام ، وفا خواهم کردامنیت ما به بوسه ای در خطر استدر گوشه ی روح من غمت مستتر استسرو قد تو نشان آزادگی استپاییز شد و موسم دلدادگی استمیخانه دوباره پر ز می خواهد شددر گوش زمانه ، چنگ و نی خواهد شدقربان وفای ساقی مه رویمتا شام ا
یه وقتایی به زندگیم فکر میکنم به داشته هام ، به چیزایی که داشتم و دارم و خواهم داشت .به چیزایی که برای به دست آوردنشون تلاش میکنم . همیشه
به چیزایی که داشتم افتخار کردم و رازی بودم اما میبینم هستند آدمایی که
خیلی بیشتر از من دارن اما هیچ لذتی از داشته هاشون نمیبرن و قانع نیستن
.صبح با تمام وجودم از خدا تشکر کردم بخاطر داشته هام . بخاطر پدر و مادری که هیچوقت نذاشتن حسرت نداشتن چیزیو بخورم . بخاطر زندگی خوبی که دارم .بخاطر عشقی که پدر و ماد
دوران کوثر کودکي، دوران بهتر کودکي
دوران باور کودکي، هرگز تو نگذر کودکي
دل می رود بر کودکي، با یاد آن دوران خوش
مادر بیا، مادر بیا، مارا ببر بر کودکي
یکدانه بودم کودکي، دردانه بودم کودکي
ای کودکي ای کودکي، دوران آذر کودکي
رو بوس مادر کار ما، آغوش مادر جای ما
پر می زدم بر دور او، چون آن کبوتر کودکي
گهواره ام دامان او، هر مشکلم آسان او
ای کاش بودی کان مرا، عمرم سراسر کودکي
فرزانه ای مادر بخوان، دیوانه ای مادر بخوان
با ما بیا دامان او، دردانه پر
زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیمهمه تغییر دمی بود ونمیدانستیمحسرت رد شدن ثانیه هاي کوچکفرصت محترمی بود ونمیدانستیمعمرماجمله به سر رفت وبه قول سهرابآب دریک قدمی بودنمیدانستیم
قلبم درد میکند مغزم هم.دیوانه ام دیوانه اعصابم هم داغان استشک و تردید خیلی راحت روی مغزم می خزد و بعد می آید قلبم را نیش میزند و هی به من می گوید: ادبیات به چه دردت میخوره؟ آخرش چیه؟ آخرش هیچی نمی شی هیچی.دلم میخواد زجه بزنم و گریه کنم و این سرگردانی پایان یابد این حس پشیمانی و حسرت اینکه چرا فلان دانشگاه و فلان رشته را انتخاب نکردم چرا. این حس حسرت مرا میکشد امیدی هم ندارم، کاش این ناامیدی تمام می شد کاش این بی انگیزگی نابود می شد، این بی ا
قلبم درد میکند مغزم هم.دیوانه ام دیوانه اعصابم هم داغان استشک و تردید خیلی راحت روی مغزم می خزد و بعد می آید قلبم را نیش میزند و هی به من می گوید: ادبیات به چه دردت میخوره؟ آخرش چیه؟ آخرش هیچی نمی شی هیچی.دلم میخواد زجه بزنم و گریه کنم و این سرگردانی پایان یابد این حس پشیمانی و حسرت اینکه چرا فلان دانشگاه و فلان رشته را انتخاب نکردم چرا. این حس حسرت مرا میکشد امیدی هم ندارم، کاش این ناامیدی تمام می شد کاش این بی انگیزگی نابود می شد، این بی ا
قلبم درد میکند مغزم هم.دیوانه ام دیوانه اعصابم هم داغان استشک و تردید خیلی راحت روی مغزم می خزد و بعد می آید قلبم را نیش میزند و هی به من می گوید: ادبیات به چه دردت میخوره؟ آخرش چیه؟ آخرش هیچی نمی شی هیچی.دلم میخواد زجه بزنم و گریه کنم و این سرگردانی پایان یابد این حس پشیمانی و حسرت اینکه چرا فلان دانشگاه و فلان رشته را انتخاب نکردم چرا. این حس حسرت مرا میکشد امیدی هم ندارم، کاش این ناامیدی تمام می شد کاش این بی انگیزگی نابود می شد، این بی ا
به آسمان نگاه می كنم، حسرت پرکشیدن در بال هاي نداشته‌ام موج می‌زند!به آسمان نگاه می كنم، آن همه آبی بیکران ، مرا به خود می‌خواند!و ناگهان به یادم می‌آید چه روزهايی را که در فکر اوج و پرواز بودم!چه روزها که بر من گذشت و گذشت و چه لحظه‌ها که رفت و برنگشت و حالا من مانده‌ام و بال هايی که ندارم و بلندای آسمان آبی!غزل مانده‌ است و بال هايی که ندارد و حسرت یک لحظه پرکشیدن! سرم رو به آسمان است و قلبم رو به خالقِ تمام خوبی و پاكی! و سرم پر از شور پرواز
به آسمان نگاه می كنم، حسرت پرکشیدن در بال هاي نداشته‌ام موج می‌زند!به آسمان نگاه می كنم، آن همه آبی بیکران ، مرا به خود می‌خواند!و ناگهان به یادم می‌آید چه روزهايی را که در فکر اوج و پرواز بودم!چه روزها که بر من گذشت و گذشت و چه لحظه‌ها که رفت و برنگشت و حالا من مانده‌ام و بال هايی که ندارم و بلندای آسمان آبی!غزل مانده‌ است و بال هايی که ندارد و حسرت یک لحظه پرکشیدن! سرم رو به آسمان است و قلبم رو به خالقِ تمام خوبی و پاكی! و سرم پر از شور پرواز
حسرت داشتنش تا ابد موند روی دلمامروز خیلی جدی رفتم دنبال کارای مهاجرت این مدت درگیر یه تصمیم سخت بودم واقعا انگاری نمیتونم به هیچ کس دیگه تکیه کنم نزدیک به ۱۰ ماهه که گذشته ولی همچنان تو ذهن و قلب منه.خودن باید پاشم یه کاری کنم اینجوری نیمیتونم 
بار ها
اشاره هاي تو به گردنم،
ولی هنوز هم سرم به باد نرفته است. / مرا ببخش
پی نوشت:
"افسوس که عمری پی اغیار دویدیم
از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم
سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم
جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم"
شاعر؟!
قبل از خواب، همین‌طور که داشتم یه جستار می‌خوندم، به این فکر افتادم که اگه این مسیری که در پیش گرفتم واقعاً به سرانجام منطقی خودش برسه، و من بزنم خودم رو بترم، از چی حیفم می‌آد؟ دیدم اولین چیز همانا این‌همه داستان و شعر و مقالۀ نخونده است. و بعضاً ترجمه‌نشده، که دلم می‌خواد خودم ترجمه کنم. اما این‌ها مهم نیست اونقدرا. ولی یه حسرت خیلی بزرگی خزید به جونم. من هیچ‌وقت نمی‌تونستم و نمی‌تونم یه چیزی بنویسم که یکی مثل خودم با خوندنش به این
همیشه بی تو در این قلب خسته غوغا بودهمیشه سهم دلم حسرت و تمنا بودهزار سال به دنبال عشق میگشتمتو عشق بودی و جان بی تو در تقلا بودتو را ندیدم از آغاز و راه گم کردمتو را ندیدم و این تلخ، زهر دنیا بودتو را ندیدم از آغاز و قلب می پنداشتکه بی تو در خطرِ مرگ و عشق، تنها بودنه! جانِ بی تو از عالم، امید خیر نداشتو ناامید از اعجاز صبحِ فردا بودخنک نسیم بهشتی که بازگشتی بازو بازگشتنت آغاز حسرت ما بودنشسته ام به تماشای تو ولی هیهاتکه سهم این منِ تنها فقط تم
دغدغه‌هاي فرهنگی
.
شرح مزجی یکی از بیانات محوری مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۳ با استفاده از دیگر بیانات معظم له است.
✨دغدغه‌هاي فرهنگی‌ یکی از بهترین، شیواترین و زیباترین کتاب‌هايیست که خوانده‌ام. کتابی که تک تک کلمات آن انگار با عمر ۲۱ ساله من راه رفته و قد علم کرده. 
✨دغدغه‌هاي فرهنگی، دغدغه‌هاي مردیست که در بالاترین جایگاه ی عقیدتی جمهوری اسلامی ایران دغدغه‌هاي جامعه‌ی خود را از پایین‌ترین تا بالاترین نقطه آن می‌شناسد.
ک
6 گام برای جذب ثروت و فراوانی در زندگیرازهاي جذب ثروت و فراوانیآیا رویاهاي کودکي خود را به یاد می آورید؟!
شاید آرزوی مخترع شدن را در سر می پروراندید یا دوست داشتید مهندس یا نویسنده مشهوری شوید.
یا شاید در خواب هاي شیرین خود می دیدید که روزی دنیا را به نحوی تغییر داده اید، کسب و کار خود را راه اندازی کرده اید یا آن قدر ثروتمند و موفق شده اید که نه خودتان و نه عزیزان شما هرگز غصه یا حسرت چیزی را نخورند.
ادامه مطلب
. دست؟ مگر دست هاي او چه می شوند؟ تو در یک لحظه، دو نگاه داری؛ نگاه هايی متفاوت. با شوق تمام، ماه تمامت را می بینی که چگونه در آغوش خورشید تابناک تو غرق بوسه و مهربانی می شود، و نیز با اضطرابی بی وصف با هر قطره از اشک علی، محزون و غمگین می شوی و آرام و قرارت گرفته می شود. نگاه می کنی. فقط نگاه می کنی. چه حکایتی است در این لرزش چشمان علی؟ چه رازی است در پس این آه و حسرت؟ چه شده است؟ راز آن همه بوسه و این همه اشک چیست؟ به هر عضوی از فرزندت نگاه می کند،
امروز با میم بیرون رفتیم کناره سبزه و آب.میم از نگرانیاش گفت و. اینکه دائم خودشو بابت اشتباهاتش سرزنش میکنهمن یاد اولین باری که اونجا رفتیم افتادممهر بودحالم خیلییی بهتر از الان بود.نمیفهمم چیشد اون حال حالا اون حالمم زیاد خوب نبود ولی خیلی بهتر از الان بود.دلم واسه اون روزا تنگ شدهواسه زندگی!اصلا احساس میکنم خیلی نابودشدم:((سین یه جورایی شده باهامانگار که پشت سرت یه چی بگه و جلو روت یه چیز دیگه.صاف نیست باهام.رفتارش خوشم نمیاد.با
ای کسامی که ایمان آوردید
شما مانند کسانی نباشید که راه کفر
پیمودند
و درباره برادران و خویشان خود که به سفر رفته و یا به جنگ حاضر
شدند (و مردند یا به شهادت رسیدند)
گفتند: اگر نزد ما می‌ماندند به چنگ مرگ
نمی‌افتادند و کشته نمی‌شدند.
این آرزوهاي باطل را خدا حسرت دلهاي آنان
خواهد کرد
و خداست که زنده می‌گرداند و می‌میراند و خدا به هر چه کنید
آگاه است.
یَا
أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا وَقَالُوا
لِإِخْوَا
عملیات تا سه صبح طول کشید، خیلی خسته بودیم؛ رفتیم کمی استراحت کنیم اما صدای شلیک تانک‌ها هر از گاهی بیدارمان می‌کرد، وقتی بیدار شدم، ساعت هشت و نیم صبح شده بود. بچه‌ها را بیدار کردم تا صبحانه بخوریم، وقتی فرهاد را بیدار کردم گفتم: عجب عملیاتی بود پسر، با کمترین تلفات شهر را آزاد کردیم
با حسرت گفت: چه فایده وقتی نماز صبحمون قضا شد.
شهید مدافع حرم
فرهاد خوشه‌بر
نماز اول وقت
                                                         
@modafeanharam77
هفتاد سالمان که بشود، حسرت چه کارهاي نکرده‌ای را خواهیم خورد؟ کدام روزها، ماه‌ها، کتاب‌ها، صداها، فیلم‌ها یا آهنگ‌ها برایمان تداعی‌کنندهٔ اتفاقات و آدم‌هاي رفته و نرفتهٔ زندگی‌مان خواهند بود؟از کدام روزهاي زندگی و جوانی با برق آشکاری در چشم‌ها و تپش پنهان‌نشدنی‌ای در قلبمان یاد خواهیم کرد؟تنها روی نیمکت پارک، خانهٔ خودمان یا خانهٔ سالمندان، در جمع دوستان، خانواده یا فرزندان، در هرکدام از این موقعیت‌ها به چه چیزی فکر می‌کنیم؟
ابرها قصه دلتنگی تواند که در آسمان دلم منزل کرده اند
به اندوه فراغت کلمات از آنها چون قطره هاي باران می بارند
و من چون کودکي در باران کلمات به رقص در می ایم
واژه ها به هم می پیوندند و ابیات و شعر پدیدار می شوند
تا به تصویر کشم تو را در آسمان وجودم
همچون طلوع هلال زیبای رنگین کمانی پس از باران
پس در رنج دوری و حسرت آغوشت
از دلتنگی خود باکره ای می سازم چون تو
و او را سخت به آغوش می کشم
چنان که تنها مرگ فارغ میان من و تو باشد.
می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرمخبر از پای ندارم که زمین می‌سپرممی‌روم بی‌دل و بی یار و یقین می‌دانمکه من بی‌دل بی یار نه مرد سفرمخاک من زنده به تأثیر هوای لب توستسازگاری نکند آب و هوای دگرموه که گر بر سر کوی تو شبی روز کنمغلغل اندر ملکوت افتد از آه سحرمپای می‌پیچم و چون پای دلم می‌پیچدبار می‌بندم و از بار فروبسته‌ترمچه کنم دست ندارم به گریبان اجلتا به تن در ز غمت پیرهن جان بدرمآتش خشم تو برد آب من خاک آلودبعد از این باد به گوش تو رساند
از عنفوان کودکي تا همین یکی دو سال پیش، همیشه وقتی می دیدم یکی از هم کلاسی هام توی دوران مدرسه و دانشگاه یه فامیل یا آشنایی چیزی داره توی مدرسه و دانشگاه که یا معلمش هست یا مدیر و معاون و یا حتی استاد، با یه نگاه حسرت بار و منم میخوام طوری نگاهشون می کردم که فکر می کردم حتما چیز خیلی خوبی باید باشه و همیشه فکر می کردم حسرت به دل میمونم توی این مورد. 
دلیل این حسرتم هم این بود که می دیدم اون فامیل چقدر هوای اون هم کلاسی رو داره و اون هم کلاسی برای
بعضی وقت ها دلم برای دوران کودکي تنگ میشه .
کاش میشد گاهی به اون روزا سر زد و برگشت !
بزرگ شدن و به تکامل رسیدن خوبه ولی کودکي شیرین تر بود .
به قول یکی از بچه ها بزرگ شدن آرزوی دوران کودکي ما بود ، اما حالا می بینم همچین آش دهن سوزی هم نبود که برای رسیدن بهش تند و تند روزای قشنگ کودکي و نوجوانی رو ورق بزنیم .
کودکي رفته ولی در کودکي جامانده ام
بین دنیای بزرگان میهمان ناخوانده ام
گرچه می آید بزرگی ، کودکي زیباتر است
من که جامانده در آنجا و از این
سی سال وقت می گذارد و شاهنامه ای می نویسد که تاریخ به آن می بالد
ما برای هر خوب و بدی، سفید و سیاهی، زیبایی و زشتی وقت می گذاریم 
آخرش هم هیچی که هیچی
نه اثری از ما به جا مونده
نه نامی نیک
امیدوارم روزی حسرت لحظات از دست رفته ام را نخورم
من برگ زردی غروب سردی یا شام شومی از آذر سال‌هاي دورِ نگذشته، کنج خاطرم خانه کرده‌‌‌‌‌ام.
شاهد ایثار گلی سرخ میان مردابی مرده‌. 
خاکم؛ زیرینش تر و رویینش خشک، خشکِ ترک‌ برداشته با گلی سرخ بر کفم. سوخته تا شاید روزی ثمری اما حسرت‌زده‌ی برف سنگین سال‌هاي دور گذشته. چون دیداری دور، دیداری دیر از دور. 
نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی
 بانگاهت داغ یک رؤیای شیرین بر دلم
می‌نشانی تا بفهمم حکم ویرانم تویی
بی‌قراری می‌کند در شعر هم رؤیای تو
باعث بی‌تابی چشمان گریانم تویی
آمدی تا من فقط مومن به چشمانت شوم
«ربّنا و آتنا»ی بین دستانم تویی
گرگ‌هاي چشم تو، آدم به آدم می‌درند
من نمی‌ترسم از آن وقتی که چوپانم تویی
عشق ِ دورم از کجای قلعه‌ام وارد شدی؟
که ندیدی در حریمم، ماه و سلطانم تویی
درد یعنی حرفی از نام ت
#شعر #جدید #بهنام #حسرت #سردز #دست دادیم ما دو دستی عمرمانحس نکردیم #عشق و لذت با یارمانزین سبب گر ندارد حوصله او حرفمانپس به که ما هم وقت نگیریمش چنانگرچه #کاش میرقصید لای زلفش دستمانمینشاندم خنده با لب بر لبانش با جان، جانعاشقانه در بغل #محکم میگرفتم بازوانبا نگاهم تا سحر میدیدمش من بی امانتا بدانجا که شرم از بین میرفت بینمان#بوسه  میداد او مرا  از  ته دل توأمانزین سبب مست میکردم وجودش با لبانتنش را بر تنم #میرقصاند زیر باران خزان#جان
اواخر  بهار باشه، تا خود صبح بیدار باشی، بطور اتفاقی ترانه سارق روح از کاوه آفاق رو بشنوی و خاطرات آوار بشن، هی آهنگ رو پلی کنی هی بغض کنی، هر چی سعی کنی بی خیال شی نشه که بشه، یادتموم داشته ها ونداشته هات بیفتی که قطره هستن مقابل اقیانوس،فرقی هم نداره یاد اون چند تایی که خواستی و نشد یا اونایی که خواستن و تو پس زدی همه و همه قطار بشن جلوی چشمت،یهو یاد این جمله از نادر ابراهیمی بیفتی که تو کتاب قلب کوچکم را به چه کسی بدهم؟ میگه:پدرم می‌
می خواهم تلخ بنویسم.چون داروها اکثرأ تلخ هستند.
شین مثل:شعور!
شعور!یک کیمیای در زمان ما کم یاب.
یک حسرت و آه، وقتی از کسی ناامید میشوی!
شعور!طلای ناب زیبنده شخصیت آدمی.
نه یک ماسکِ متشخصانه بر چهره.
بیشعوری رنجی است برای مخاطب آدم بیشعور.کاظم سعیدزاده
فاصله ها ، حضرت آئینه ها
بین حرم تا سحر و سینه ها
خاطره هاي خوشتان ماندنیست
روضه ی دیدار شما خواندنیست
نور شما روشنی خانه ام
عطر شما شادی کاشانه ام
ذکر شما ورد شب و روز من
دیدنتان حسرت من ، سوز من
داغ غم است در دل من پرده در
پرده ی آخر ،غمِ راه و سفر
منتظر روشنی  خانه ام
بوی حرم هستی و افسانه ام .
#احمد_یزدانی
#بین_الحرمین
#اربعین
به نام دوست
رفیق بغض هر شبم
دلیل گریه و تبم
ای عشق تمام حسرت هنوزم
دلیل آه سینه سوزم
ببر مرا به ناکجا عشقای درد ببین به استخوان رسیدیهمین که از دلم بریدی
ببر مرا به هر کجا عشق
خیال خنده هاي تو شد آرزوی هر شبم
به چشم هاي تو قسم که جان رسیده بر لبم
خزان شد و نیامدی عزیز لحظه هاي من
اگر ندیدمت تو را تو گریه کن برای من
له له زدن تو این هوا و تجربه ی غیر باور بُر زدن آدمها توسط آدمهاي نزدیک و اینکه چطور ممکنه اینطور بشه؛ چطور میشه که بشه اصلا!!! اولین روزهاي آخرین ماه قبل از تموم شدن 31 سالگی حال این روزهامه که کمی بیش از حد معمول حرص چاشنیش هست.  دارم سعی میکنم بتونم حرصم و ناراحتیم و الخ ام رو نشون ندم و همون باشم ک بودم ولی اما از وقتی .
له له زدن تو این هوا و تجربه ی غیر باور بُر زدن آدمها توسط آدمهاي نزدیک و اینکه چطور ممکنه اینطور بشه؛ چطور میشه که بشه اصلا!!! اولین روزهاي آخرین ماه قبل از تموم شدن 31 سالگی حال این روزهامه که کمی بیش از حد معمول حرص چاشنیش هست.  دارم سعی میکنم بتونم حرصم و ناراحتیم و الخ ام رو نشون ندم و همون باشم ک بودم ولی اما از وقتی .
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشیاین تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌هااز آه زیاد است ، نه از خوردن آشیاز تُنگ پریدیم به امید رهايیناکام تقلایی و بیهوده تلاشییک بار شده بر جگرم  زخم نکاری؟یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟ هر بار دلم رفت و نگاهی به تو کردم بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی از شوق هم‌آغوشی و از حسرت دیداربایست بمیریم چه باشی چه نباشی 
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

فروشگاه فایل وطن seomaster فیلم ، صوت ، کلیپ . هیئت رزمندگان اسلام شهرستان بافق فروش لوازم یدکی پروتون در ایران بیراهه نوردان کویر محصولات کامور | سالم،رژیمی،بدون قند