نتایج جستجو برای عبارت :

افغان کیبورد

هنوز درگیر هیجانات آخر داستان بودم. یک ساعت پیش که تمام شد سریع غذا آوردم و مشغول خوردن شدم. هنوز گرسنه بودم که یک گرفتگی عجیبی توی قفسه سینه ام احساس کردم. حالا بیشتر از نیم ساعت گذشته. دستم رو گذاشتم روی قلبم. کمی تندتر از همیشه می کوبد. دلم میخواد بزنم از خونه بیرون اما میترسم با ماه اک از خانه بیرون بروم. دلم میخواد برم حمام سبک شم اما میترسم ماه را با خودم ببرم. افکارم پریشان نیست ولی وقتی پای ماه اک در میان است بدترین حالت را فرض می کنم و با
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

Justin مهندس کامپیوتر در این وبلاگ یادمیگیریم... اقتصاد امروز شرکت بازرگانی بارمان نماز و قرآن آبان نوشت حمید سکوریتی Billy