نتایج جستجو برای عبارت :

با تیشه‌ی خیال تراشیده‌ام تو را

با تيشه‌ي خيال تراشيده‌ام تو را در هر بتی كه ساخته‌ام دیده‌ام تو رااز آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟ یا چون گل از بهشت خدا چیده‌ام تو راهر گل به رنگ و بوی خودش می‌دمد به باغ من از تمام گل‌ها بوییده‌ام تو رارویای آشنای شب و روز عمر من! در خواب‌های كودكی‌ام دیده‌ام تو را از هر نظر تو عین پسند دل منی هم دیده، هم ندیده، پسندیده‌ام تو رازیباپرستیِ دل من بی‌دلیل نیست زیرا به این دلیل پرستیده‌ام تو رابا آنكه جز سكوت جوابم نمی‌دهی در هر سؤال ا
دست در دستان گرمت میگذارم در خيال 
میروم در بزم تو با عاشقانه در خيال
 لحظه های عمر من غرق حضورت میشود 
میشوم مهمان قلب مهربانت در خيال
 میزند باران،روی شیشه میکشم چشم تورا
 اه چشمان سیاهت سهم من شد در خيال
 میکشم دست ز تو،میکشی ناز مرا 
وصل تو تقدیر من شد لیک آن هم در خيال 
تو مثل فصل بهاری پر ز شادی و سرور 
میشوم پاییز سرد برگ ریزت در خيال 
گفته بودی عاشق و مجنون و شیدای منی 
دیده بودم عاشقی های تو را پیوسته اما در خيال
 عاشقی دل خسته ام بهر
 یک به یک پنجره ها را باز می کنم نور به داخل میتابد هوا جوری بهاری ستکه خيالجز اندیشه ی تو جای دیگری نمیبرد مرا دستهایم خالیست .دلم پر از عشقاز ترس دور شدنت چیزی نمیگویم  چشمانم طوری میگردند انگار همینجا کنارمی .دستهایم را باز میکنم .پرنده ای کنار پنجره ی باز می نشیند .نگاه میکنم هر چند خيال محوت همیشه با من است اما همه جا خالیست از تو غم نبودت چیز ساده ای نیست .و تنهایی تنها رنجی ست که مهمان من است.عکس و متن : اندیشه نگار.
دانلود آهنگ علی اصحابی – خيال باطلDownload New Music Ali Ashabi – Khiale Batel  دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل  دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل متن آهنگ علی اصحابی با نام خيال باطل سرده تنم اون گرمه سرش کاش برگرده سخته باورشاول راه رسیدیم به تهش عاشقم کرد و نموند آخرشیادم میاد خاطره هاش یادش رفته اون همه حرفاشآخرشم منو تنها گذاشت اصلا انگاری منو دوستم نداشتعاشق نمیشدم زهی خيال باطل دیدی چطور عاشق شدم ای دل غافلگاهی ی
من فکر می کنم تا زمانی که آدم ها می تونن آرزو کنند خوشبخت اند، آدمی که توان تصور آرزو ها شو داره می تونه اونا رو داشته باشه حتی تو خيال، دنیای خيال شاید حتی بهتر از واقعیت باشه، همه چیز همونیه که صاحب اون دنیا خلق کرده، تو عالم خيال آدم ها قهرمان دنیای خودشون اند و خوشبخت، اما گاهی آدم به جایی می رسه که تو عالم خيال اش می میره، بدبختی درست همون زمان شروع میشه وقتی که آدم تو خيال اش هم به خوشبختی فکر نمی کنه
دانلود آهنگ علی اصحابی – خيال باطلDownload New Music Ali Ashabi – Khiale Batel  دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل   دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل متن آهنگ علی اصحابی با نام خيال باطل   سرده تنم اون گرمه سرش کاش برگرده سخته باورش اول راه رسیدیم به تهش عاشقم کرد و نموند آخرش یادم میاد خاطره هاش یادش رفته اون همه حرفاش آخرشم منو تنها گذاشت اصلا انگاری منو دوستم نداشت عاشق نمیشدم زهی خيال باطل دیدی چطور عاشق شدم ای دل غافل گاهی یه شهر بدون
هیچکس صدایت را نمی شنود .
گوش ها کر شده اند .
چشم ها شیشه ای .
آدم ها مثل مامور اعدام نگاه ات میکنند . 
مثل قاضی به حرف هایت گوش میکنند .
و مثل دادستان خوبی هایت را نادیده میگیرند .

فریاد در گلوی تو بغضی را ماند که فرهاد به هنگام کندن بیستون بر دوش تیشه نهاد ولی هیچکس نشنیدش .
روح وحشی
+آیا کسی هست که صدای مرا بشنود ؟!
هل من ناصر ینصرنی ؟!
ندا آمد که هر چه دلت میخواهد فریاد بزن . نه کسی میشنود و نه یاری دهنده ای هست !
ابلهانه است اگر غیر از این فکر کنی و
متن اهنگ خيال امید دانلود اهنگ خيال امید جدید دانلود موزیک ویدیو خيال از امید اهنگ خيال امید سلطانی دانلود اهنگ امید حالا که وقت رفتنه دانلود آهنگ خيال از امید با لینک مستقیم آهنگ حالا تو بمون با عاشقات از امید دانلود آهنگ خيال کردم بری از امیددانلود آهنگ جدید
امروزه زیبایی دندان ها برای بسیاری از افراد جامعه مهم است. روش های متعددی در دندانپزشکی ها به جهت زیبایی انجام می شود که البته برای انتخاب هریک از این روش ها باید با دندانپزشک م کرد.
درمان های زیبایی انواع متعددی دارد از جمله:
• بلیچینگ
• لامینیت
• ارتودنسی
• ونیر کامپوزیت
• روکش های فول سرامیک
یکی از سریعترین این روش ها استفاده از لامینیت است.
در انجام لامینیت سطح رویی دندان ها تراشیده می شود البته نوعی از لامینیت به نام ای مکس وجود د
شروع و سر آغاز هر متنی‎شروع هر متنی با عشق و نام تو آغاز شدتو انگار خدای من شدیسر آغازم شدیسر آغاز هر دفترهر نامههر قدم قلبمهر قلم بوی آشنایی با تو داردشاید یک شب آرزویم شود در تو بمیرممرا به تنهایی بسپار تا درک عاشقانه کنیقصه مرا مجنون نشنیده مثل فرهاد شکستتیشه قلب من با دستانت هم آوا شده بودتو به درستی هر قدم تیشه زدیمجنون یار
دست در دستان گرمت میگذارم در خيال میروم در بزم تو با عاشقانه در خيال لحظه های عمر من غرق حضورت میشود میشومان قلب مهربانت در خيال میزند باران،روی شیشه میکشم چشم تورا اه چشمان سیاهت سهم من شد در خيال میکشم دست ز تو،میکشی ناز مرا وصل تو تقدیر من شد لیک آن هم در خيال تو مثل فصل بهاری پر ز شادی و سرور میشوم پاییز سرد برگ ریزت در خيال گفته بودی عاشق و مجنون و شیدای منی دیده بودم عاشقی های تو را پیوسته اما در خيال عاشق
امان از خيال پردازی و قوه ی تخیل ! 
یه مدت بود نمیرفتم تو رویاهام زندگی کنم و آرزو هامو توی خيال زندگی کنم باز امروز خيال باف شدم و به همه چی فکر میکنم به یه زندگی شاد یه عالمه رفیق یه شغل که دوقرون پول بذاره کف دستم و تیکه آخر این جورچین که یار باشه. 
روزگار خوش من کِی میاد؟ باید برم از این شهر. 
دلوم گرفته فقط همین.
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی به نام خيال باطل با کیفیت 320 و رایگانDownload New Song By Ali Ashabi Called Khiale Batelمتن آهنگسرم اومد از هرچی میترسیدمسرم تو برف بود انگاری نمیدیممن که تا حرفی از عشق میشدمیخندیدم عاشقش بودم فقط نمیفهمیدمکم نکرد از خستگی های من بیمار پشت هر چی بین قلبامون همش دیواراونکه میگفت عاشق منه شبی سی بار خواب و برد از این چشای اشکی بیدارعاشق نمیشدم زهی خيال باطل دیدی چطور عاشق شدم ای دل غافلگاهی شهر بدون بارون خیس میشه عاشق که گریه میکنه پا
حال من بد نیست غم کم می خورم کم که نه! هر روز کم کم می خورمآب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهندخود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی؟ آفتابخنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدنددشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکستسنگ را بستند و سگ آزاد شد یک شبه بیداد آمد داد شدعشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه امعشق اگر اینست مرتد می شوم خوب اگر اینست من بد می شومبس کن ای دل نابسامانی بس است ک
من از سایه بیزارم. من سایه بودم و سایه با من بود و همین است که از سایه بیزارم. دستم به ماه آسمان نمی رسید، ماه حوض خانه ی مادربرزگ را در دست می گرفتم. دستانم زیر آب و ماه روی دستانم بود و دلخوش به نقش ماه بودم. دستم به ابرهای آسمان نمی رسید، تن خسته ام را به نم نم باران می سپردم. ستاره های آسمان دور بود حسرت چیدن ستاره ها از دامن شب بر دلم می ماند و من فقط از دور برایشان دست تکان می دادم. دریا آن دوردستها بود، و من دلم را به رود کوچک شهر می سپردم. قصه
قبل از جلفا سوار شدم، بعد جلفا شروع کرد به اشک ریختن. مسافر کناری‌ام، دخترکی که سمت راستم نشسته بود. تاکسی تاریک بود و نتوانستم چهره‌اش را ببینم، فقط فهمیدم چشم‌های درشتی دارد، بی صدا اشک می‌ریخت و بعضی وقت‌ها معلوم بود توان پنهان کردن هق هقش را ندارد. دلم می‌خواست دستم را بیاندازم دور شانه اش، سرش را بگذارم روی شانه‌ام و بگویم ببین دختر جان حالا با خيال راحت گریه کن، بی هیچ حساب و کتاب و فکر و خيال بعدی، کنار آدمی که چند دقیق
نارسایی كلیه یك بیماری موذی و بی سروصداست. كلیه ها آنچنان آهسته تخریب می شوند كه بیمار كاملا از آن بی خبر است و معمولا وقتی اقدام می كند كه در مراحل انتهایی بیماری قرار گرفته است.
اگر بخواهیم به علت های این نارسایی نظری اجمالی بیفكنیم، متوجه می شویم كه در اغلب موارد این خود بیماران هستند كه سال ها و ماه ها با بی خبری و بی توجهی نسبت به سلامت خود، تیشه را برداشته و بر كلیه ها می كوبند.روش های درمان بیماری های کلیه
آسمان باز دلش گرفته، و آرام آرام گریه میکند تمام احساسش را به زمین میدهد خودم را با قطره های اشکش خیس میکنم آهسته آهسته در خیابان های آب گرفته اطراف قدم میزنم قدم ها را با دقت درون چاله های آب میگزارم سرم را بالا میگیرم ، اشک هایش سر تا پایم را خیس میکند هوا سرد است ولی فقط دستانم این را میفهمد دستان تک مانده یخ زده ، با یک ها، دلشان را گرم میکنم همراه با قطار افکار به راهم ادامه میدهم ، در زمان غرق میشوم آری دیگر هیچ چیز را نمیفهمم ، گذر ثانیه ه
می شود که خوب بود و آزاد می شود دوستان خود را کرد شاد می شود دستگیر بود در کار خوب می شود هر کوچه را کرد آبادمی شود انشا نوشت از خوب و بد می شود از عشق کرد هر احظه یاد می شود بذر سخاوت را فشاند می شود در هر زمینی بود باد می شود یک دست افتاده گرفت از سقوط یک شکست کرد آزاد می شود خوب بود وخوب ماند تا ابد بوستانی خشک را کرد آباد پس بیا در بیستون زندگی تیشه را بر مشکلات زن فرهاد
جامعه به سمتی میره که اکثرا افراد دنبال موفقیت های یک شبه هستند،گواه این حرف تعدد سمینار ها و مطالب انگیزشی با عناوینی چون موفقیت در ده روز و ‌.میباشد.
عزیز من،برای الماس شدن باید تراشیده بشی
صبر میخواهد،درد دارد،بها دارد
من خيال عاشقی رو از خود عاشقی هم بیشتر بلدم وقتی در دوردست ترین نقطه هم باشی می‌توانم ببینمت، حست کنم، بوت کنم،دستهات رو ببوسم و از کنارم عبور کنی و عطرت بپیچه توی تنم و دیروز از پشت تمام پیچ و خم های کوه با لبخند همیشگی میدیدمت که می ایستی  روبروی من و نفس هات بوی کاج ها ی آنجا را میداد و من پرنده بی پروایی بودم که بی خيال عالم و آدم برای خودم آواز می خواندم انگار توی چشمهایت برای همیشه لانه ای ساخته بودم من خیره به باران بی امان و آدمهایی
تخیل وما وارونه حقیقت نیست، بلکه روی دیگر آن است.
خيال می‌پرورانم در ذهنم. روزی را که سرباز نیستم و می‌توانم صبح با خيال راحت بلند شوم و شیر را گرم کنم و با کمی عسل مخلوطش کنم. دوش بگیرم. با دوچرخه به محل کار بروم.
هیچوقت هیچ‌کس نمی‌تونه خيال رو از شما بگیره! این خلاصه همه داستان‌های تاریخ بشریته.
این کابوس ها خيال رفتن ندارند.
شش سال.هرشب از خواب می‌پرد!
خودش هم دیگر کلافه شده!
اوایل فکر می‌کردند که او خيال پردازی ماهر است اما مگر میشود نیمه شب از خيال موجودی ترسناک بلند گریه کند!
میگوید هرکاری کرده تا شرایط عادی شود و نشده.
میگوید دیگر کلافه شده.فکر میکند شاید حرف زنی که گفت نمی‌گذارم آرامش داشته باشی  دلیلش باشد!!!
در پنجره قلب من این تنهایی ستنفرین به من اما که دم از عشق بزنممن تیشه به عشق و غم ایام زدم،لعنت من به دلی که دم از غم بزند.مرگ بر عشق و غم تنهاییکه تبر را به زمانه، غم این دل بزندهیچ وقت در احساسات تند نروید جز سایه شب در اوج تنهایی چیزی نصیبتون نمیشه 
قرن 19 قرن رمانتیسیسمروزگاری میگفتند بطالت کمال مطلوب نبوغ، و راحت طلبی فضیلت رومانتیک هاست.وظیفه ی هر فرد رمانتیک بود که زندگی را تجربه کند یا با خيال پردازی از ان بگریزد. کار های روزمره را نافرهیختگان انجام خواهند داد.
به عنوان آدمی که از وقتی یادم می‌آید به او گفته‌اند «سخت نگیر!» عرض می‌کنم که سخت گرفتن خوب است. بدون سخت گرفتن نمی‌شود یک کوهنورد حرفه‌ای یا یک نقاش ماهر شد. هر کاری در دنیا نیاز به سخت گرفتن دارد. اگر در انتخاب آدم‌هایی که با آن‌ها معاشرت می‌کنید سخت نگیرید، یک روز به خودتان می‌آیید و می‌بینید تبدیل شده‌اید به شخصیتی که همیشه از آن فراری بوده‌اید. آدم‌ها خيال می‌کنند سخت گرفتن کار درستی نیست. ولی بدون سخت گرفتن که یک تکه چوب هیچ‌وقت
گفتمش یارب چرا باید دلم را خون کندآن که با افسانه هایش خلق را افسون کندغافل از تفسیر«لااکراه فی الدّین»روزوشبخلق را تعریف از«والتّین واّیتون» کنددر دیار ما که یادش رفته کم کم پیشرفتدردها را هرکه دستش می رسد افزون کندمی زند بر ریشه ی ما تیشه دشمن از درونرنج ها را گر مضاعف دشمن از بیرون کندروی منبر حرفهای واعظ بی مایه کردآنچه با مغز جوانان باده و افیون کندهرکه می خواهد شفای دردهای جمع رااز دل و جان پیروی بایست از قانون کندناگها
این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید | اس موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.
آهنگ امین طالبی خيال دانلود آهنگ امین طالبی خيال با کیفیت بالا 320 و 128 Download Music Amin Talebi Khiyal
نوشته دانلود آهنگ امین طالبی خيال اولین بار در وبسایت اس موزیک پدیدار شد.
مجله سرگرمی تفریحی تازه ترین
من که از حسرت دیدار تو کورم سال ها در تن خود زنده به گورم در گلو قوت فریاد ندارم اشک دل می شکند سنگ صبورم خانه ام را سرم آوار نکن باز عشق زد تیشه بر آن کوه غرورم آسمان تا به زمین راه کمی نیست خاک چشمان تو شد راه عبورم یا مرا یا خبرم را برسانید آه می میرم از این غم ز تو دورم خط زدم فاصله ها را نرسیدی ماهی مرده ی این تنگ بلورم پس بده بال و پرم را قفسی نیست چشم را بسته و مشکوک به نورم #الهام_ملک_محمدی
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
در کتاب عقاب الاعمال آمده است
1. راوى مى گوید از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: کسى که سرپرستى ده نفر را به عهده بگیرد و با عدالت با آنان رفتار نکند. در روز قیامت در حالى مى آید که دست و پاهاى و سرش در سوراخ تیشه اى است 
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر والغلبه
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن کوچک و کوچک تر میشود …ولی پدر یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهت اش را همیشه حفظ میکند ،خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچکس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …بیایید قدردان باشیم …
ای عشق تیشه را بگذار و                                                           بلند شواین آبروی ماست که فرهاد می برد
قالیچه می‌بافد
در ایوان خانه‌ای روبروی خيال
زنی گیس بافته!
گره‌ میزند عطرآگین
گره میزند جنس نور زلال
و آسوده آهی رها می‌کند
برای خنک‌کردن سینه‌ای
که از دوری شاخه‌ی اطلسی
به این روز افتاده‌ است!
پشت دورترین جسم هستی، خدا!
پندار پنهان کرده است
نه از روز رفته مینالد
نه به  ساعتی بعد دلداده‌ است
عاشقی وقت دگردیسی او را آورده
رج به رج پشت هم گره میزند عطرآگین
کمی آنطرف‌تر.
در ایوان خانه‌ای روی شاخ یک ‌شاتوت
یک نفر در حال پروانه شدن است
غوط
حقیقت:خستم،دیگه نمیکشم.خيالبالاخره سختیا تموم میشه.حقیقت:تا همین الان هم با همین جمله سرپا نگهم داشتی ولی دیگه زانوم خم شده،توان ادامه راهو ندارم.خيال:کم نیار،بجنگ.حقیقت:مگه دیگه تا کی میشه این کوله بار سخت و سنگینو تنهایی بکشم؟کوله باری که میدونم تا ته خط باهامه.خيال:ولی تو قوی تر از این حرفا بودی.حقیقت:شاید انقدر خودمو قوی نشون دادم که روزگار بی خيالم نمیشه.میگم تو میدونی ته خط کجاست؟خيال:ته خط معلوم نیست،باید ادامه بدیحقیقت:ادامه
یار خوش چیزی است؛ زیرا که یار از خيال یار قوّت می‌گیرد و می‌بالد و حیات می‌گیرد. چه عجب می‌آید؟ مجنون را خيال لیلی قوّت می‌داد و غذا می‌شد. جایی که خيالِ معشوقِ مَجازی را این قوّت و تأثیر باشد که یار او را قوّت بخشد، یار حقیقی را چه عجب می‌داری که قوّت‌ها بخشد خيال او در حضور و در غیبت؟ چه جای خيال است؟ آن خود جان حقیقت‌هاست، آن را خيال نگویند.
.
.
شما را اگر این سخن مکرّر می‌نماید از آن باشد که شما درس نخستین را فهم نکرده‌اید. پس لازم شد ما
به عنوان آدمی که از وقتی یادم می‌آید به او گفته‌اند «سخت نگیر!» عرض می‌کنم که سخت گرفتن خوب است. بدون سخت گرفتن نمی‌شود یک کوهنورد حرفه‌ای یا یک نقاش ماهر شد. هر کاری در دنیا نیاز به سخت گرفتن دارد. اگر در انتخاب آدم‌هایی که با آن‌ها معاشرت می‌کنید سخت نگیرید، یک روز به خودتان می‌آیید و می‌بینید تبدیل شده‌اید به شخصیتی که همیشه از آن فراری بوده‌اید. آدم‌ها خيال می‌کنند سخت گرفتن کار درستی نیست. ولی بدون سخت گرفتن که یک تکه چوب هیچ‌وقت
حقیقت:خستم،دیگه نمیکشم.خيالبالاخره سختیا تموم میشه.حقیقت:تا همین الان هم با همین جمله سرپا نگهم داشتی ولی دیگه زانوم خم شده،توان ادامه راهو ندارم.خيال:کم نیار،بجنگ.حقیقت:مگه دیگه تا کی میشه این کوله بار سخت و سنگینو تنهایی بکشم؟کوله باری که میدونم تا ته خط باهامه.خيال:ولی تو قوی تر از این حرفا بودی.حقیقت:شاید انقدر خودمو قوی نشون دادم که روزگار بی خيالم نمیشه.میگم تو میدونی ته خط کجاست؟خيال:ته خط معلوم نیست،باید ادامه بدیحقیقت:ادامه
من پریان قصه گوی زیادی را میشناسم که هزاران کتاب و افسانه را از بَرَند ،سینه هایشان مجمع پچ پچ های اسرار جادویی ست اما هیچ کدامشان راه کوچه پس کوچه های  زمستان را حفظ نیستند. فصل ِ غریبی که دست یلدا را گرفته و یک دقیقه برای بوسیدنش زمان بیشتری میخواهد.
فصل ِ شروع ِ دیوانگی های من رسیده! زیبا نیست؟
زمستان و یلدا  ؛ من و؟
من و دیوانگی ام
در سیاهی چشمانم نشسته است ، زیر کرسی پلک هایم ، 
 محبوس در مژه هایم و من خوشبخت ترین زندان بان دنیایم. یلدا دق
اخلاص و رهایی از دام شیطان
تا زمانی که در شخص مرتبه اخلاص وجود نداشته باشد، از شر شیطان رها نخواهد شد. زیرا خود شیطان لعین، به عزت رب العالمین قسم یاد کرده است که همه بندگان را گمراه می سازد، مگر اهل اخلاص را. چنان که از زبان او، در قرآن مجید آمده است:
قالَ فَبِعِزَّتِکَ َلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ إِلاّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ. (ص: 82 ـ 83)
به عزت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد، مگر خاصان از بندگانت که برای تو خالص شدند.
د
خيالم خام است میدانم اما بیخيال! اوکه همیشه میبافد یكبار هم خام باشدخيال است دیگر !جور دیگر كه باشد مبتلایش میشویخام که باشد آخر رهایش میشوی#نگار_دزکی_زاده18/03/2019سکوت آینه
دلم میخواد یه شب بشینم برات حسابی غر بزنم
ولی انقد خسته ام که هنوز شروع نکرده خوابم میبره
صدالبته دیگه شک دارم به اینکه صدامو بشنوی
یه جوری شده که انگار منی وجود نداره
یه جوری که دیگه دلم نمیخواد حتی حرف بزنم باهات.حرف معمولی
این همه تفاوت.چرا؟
میدونی چیه؟
خر ما از کره گی دم نداشت. شما که بی خيال مایی
منم بی خيال غر زدن میشم
.
دوباره باتفعل حافظ دوباره فال خودم
دلم گرفته دوباره به سوز حال خودم
تو نقطه اوج غزل های سابقم بودی
چه کرده ای که شکستم خيال وبال خودم
چرا نمیشود حتی بدون تو خندید
چرا،چگونه،چه شد این سوال خودم
چرا نمی رسد این بهار بعد از تو
چرا نمیرود این خزان سال خودم
اگر ندهی پاسخی به جان خودت
که میروم به نیستی و بی خيال خودم
به نام نامی الله
رمان شاهزاده زمینی
مقدمه:
در دنیای خيال، سرنوشت تقدیر جوانی را با خيال‌انگیزترین موارد گره می‌زند. گره زدنی
که ممکن است به بهای گرفتن جانش تمام شود؛ رازهایی برایش یک به یک آشکار
می‌شود که نظیرش را حتی در خواب هم هرگز نخواهد دید.
آری دنیای خيال همیشه و همه‌جا با ناممکن‌هایی همراه و هم‌قدم است که از باور هر
انسانی به دور است و تنها در محدوده وجودی خودش می‌توان به باورها رنگ حقیقت
پاشید.
ادامه مطلب
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
وقتی که رب تو بر جبل تابید. جبل یعنی مَن، کوه انانیت. انا. من. چون کوه مانع خورشید است. نمی توانیم خورشید را ببینیم. جبل من بین من و منطقه نوراللهی من مانع شده، نمی توانم منطقه را ببینم. در ظلمت هستم .
حال اگر انسان با تیشه فرهادی زد، البته آن کافی نیست. یک مرد و عنایت مرتضوی هم لازم است. یک انفاس قدسی پیر طریقت علی بن ابی طالب لازم است. اصلا بدون ولایت نمی توان جلو رفت. این تیشه کوه را بزند، از آن طرف هم به او ع
زندگی گه گاهی قشنگ است روی سرزمین تنهائی!فکر، وَهم و خيال یک شاعر که شده عجین تنهائیزندگی واژه‌ی که بنویسی« آه! چقدر دوستت دارم»گم شوی در خيال مبهم شعر بنشینی در کمین تنهائیزندگی طراوت اردیبهشت، بوی ارغوان و نرگس و مریملحظه‌ها که گاه تکرار ا‌ست، درد. درد بر جبین تنهائیزندگی لحظه‌‌های کوتاهست در نگاه یک بنفشه و بلبلرنگ آبی‌ در خيال یک نقاش، طعم شیرین تنهائیزندگی پشت پلک ثریاست گاه لالوان و سرگردانشاید هم نوشته‌ی تقدیر بر چروک و چین تن
بیست سالش بودفقط بیست سالبدلیل پارگی دیسککمرشو جراحی کردنبهش گفتم مگه دیسک پاره میشه؟من تصورم این که دیسک استخوانپس شکسته میشه نه پارهولی اون گفت پاره شدهبر اثر دولابودن زیاد و ضعف عضلات چون کارگر زمین هستومیرفته تیشه زنی و علف کنی و.و من بعد نمیتواند برودو باید برود دنبال فیزیوتراپیومعاینه های بعد از عملوپادردی که ایجاد شده وخدایایک زنبا کمری معیوبو وضع مالی ضعیفهیچ فکر ناشی از دلسوزی یا ترحمی نمیکنمچون خدایی به بزرگی تو دارددر ای
  تمام مدت انگار خواب هستی. انگار رویا می بینی یا با چشمان بسته خيال می بافی. به امیدی که شاید به باریکی یک مو باشد دلت گرم است، دلت شاد است. اما تا کی می توان چشم ها را بست؟ تا کجا می توان رویا دید؟ آن زمان که چشمانت را بگشایی حقیقت را از هر رویایی به خودت نزدیکتر می بینی. حقیقتی تلخ که در مقابل توست. هر چقدر هم که تلاش کنی تا از حقیقت بگریزی، هر چقدر که بکوشی که واقعیت را نادیده بگیری، هر چقدر که چشمانت را محکم تر ببندی باز حقیقت پیش روی تو
#کنار_پنجره_اسفند
کنار پنجره اسفند
زنی با روسری سبز یشمی سپیده دم
گلدانی به دست 
لبخندی بر لب
کنار پنجره اسفند
زنی بود که بهار از گل های دامنش  می شکفت .
کنار پنجره اسفند
زیر چادر شفاف آسمان
زنی با همه حرف می زد
به عابران پیاده سلام 
به پرندگان آسمان شور پرواز
کنار پنجره اسفند
زنی،
بی خيال باد و باران
گیسوانش را به حراج چشم عابران گذاشته بود!
کنار پنجره اسفند
زنی با شکوفه های منحنی تنش
با یک مشت شعر داغ 
سر مست از شور شب پیشین
بی خيال حرف های ن
کاروانسرای مشیرالملک در ضلع شرقی میدان مرکزی شهر برازجان قراردارد.این کاروانسرا در سال 1250 شمسی به فرمان حاج میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک با هزینه‌ای معادل 40 هزارتومان ساخته شدمعمار این ساختمان حاج محمد رحیم شیرازی سازنده پل مشیر و کاروانسرای دالکی است که به طرز ماهرانه‌ای اقدام به ساخت این بنا به سبک معماری زندیه کرده است.عمده مصالح تشکیل دهنده این کاروانسرا سنگ، گچ و ساروج است و در کف آن از تخته سنگ‌های بزرگ تراشیده شده، استفاده شده ا
مثل ِ بچه‌هایی که دست روی چشم‌هایشان می‌گذارند و خيال می‌کنند دیگر هیچ‌کس نمی‌بیندشان ، دیوانگی‌هایم را قایم کرده‌ام زیر ِ چادرم و خيال می‌کنم این‌جوری دیگر هیچ‌وقت عاشقم نمی‌شوی .
مثل ِ بچه‌هایی که نمی‌توانند دروغ بگویند ، دیوانه ای و یادت می‌رود دیوانگی‌هایت را برداری و زیر ِ پیراهنت قایم کنی . آن وقت هرچه من نذر و نیاز کنم که عاشقت نشوم ، چشم‌های لامصب و موهایی که ریخته توی پیشانی‌ات نمی‌گذارند عین ِ بچه‌ی آدم به کار و زندگی
شهر پترا با آن ستون‎های بلند تراشیده شده با سرستون‎ها و طاق‎های بی‎نظیر ، بیشتر شما را به یاد روم و یونان می‎اندازد تا بنایی در کشور اردن.?پترا به زبان رومی یعنی صخره. اولین بار عیسی مسیح این نام را برای یکی از حواریون به نام شمعون گذاشت، که در کتاب‎های مقدس به نام پطرس از آن یاد شده. آیا می‎توان تصور کرد روزی شهری کامل را ببینیم که تماماً در دل صخره سخت، در کوهی عظیم، با تخته‎سنگ‎هایی به رنگ بی‎نظیر گل سرخِ نورسیده، ی
زیبا جانمتو کجای این کره خاکی به یاد منی ؟؟؟که من همه جا با یادت زنده ام .شب شده بود و من بعد از یک روز سختکه لحظه لحظه از روز اول تا روزهای آخر رو مرور می کردمتمام روز فکر میکردم که آن روز اینجا با تو و امروز اینجا بی توو فکر میکردم که امشب بخوابم می آیی بهترینمبه تله پاتی شدید و همیشگی بینمون فکر میکردم . . .درگیر یا دلگیر بودم که چرا بلاکم کردیو حق دادم که اگر کسی را دوست داریمدلیلی ندارد که او هم دوستمان بداردو هزار فکر و هزار خيال دیگرغرق در
قیامت است خدایا؟،صدای صور کجاست.؟
تمام زنده ذلیلیم ، دلِ جسور کجاست.؟
به زخمه ی چه کنم های شهر گم شده ام
کجاست کوی صفا، خانه ی سُرور کجاست؟
شدند خیلِ خلایق مرید گوساله
کجاست موسیِ عمران و راه طور کجاست.؟
چقدر یوسف ما زخمی یهودا شد
زِ چاه تا به زلیخا پلِ عبور کجاست .؟
صدای تیشه ی فرهاد را کسی نشنید؟
کجاست عزتتان!؟شوکتِ غرور کجاست؟!
شبِ سمور نخواهم در این هجومِ بلا
برای یک شب راحت، لبِ تنور کجاست ؟*
مرا چنین منگر ! روزگار بد تا کرد.!
ملامتم مکن ای ی
مهربان بودیم ولی خنجر زدند بر پشت ماداس نامردی زدند بر دست و بر انگشت مابرده‌اند ما را به چشمه و ندادند آب خوشتیشه قهر است هنوز بر ریشه و بر خشت ماتشنه لب هستیم کنار ساحل و دریای آبوای، خشکانیده شد سبزه، چمن بر دشت مادانه بسیار است ولی دانه درشت بسیارترآتش و داغ رفیق مانده هنوز بر شصت مابند کیفم را بدست دارد رفیق نارفیقعاشق انگشتری گردید، برید انگشت ماناله #آرام تا عرش و سما گویا رسیدکی پریشانی و فقر پر میکشد از مشت ما
#حمید_آرامیان
طفلی می‌گفت مشکل آن جایی بود که خيال می‌کردم اگر با مردم کاری نداشته باشم آن‌ها هم با من کاری ندارند. من هم خيال می‌کنم اگر دیگران بوی عودم را دوست نداشته باشند و روشن نکنم پس آن‌ها هم کنار من سیگار و قلیان نمی‌کشند و کنار دهانم نمی‌گوزند. تحمل این رفتار همان‌قدری برایم توهین‌آمیز است که اجبار والدینم برای چادر سر کردنم توهین‌آمیز بود، البته همراه چاشنی تحقیر.
من بی‌بهانه و هوسی عاشقت شدمبا هر تپیدن و نفسی عاشقت شدمچتری شدی! همیشه به دنبال سایه‌امدر سر نمانده یاد کسی عاشقت شدموقتی خدا رقم زده تصویر تازه‌اتبا یاد کهنه عکس کسی عاشقت شدمدرگیر با تو شد همه ذرات هستی‌امیک شهر شاهدند بسی عاشقت شدمدیدم تو را که بال کشیدی به آسماناز پشت میله قفسی عاشقت شدمحالا من و خيال تو هر شب نشسته‌ایمچشم انتظار تا برسی عاشقت شدم
من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکی از شماها معلم بود، یکی دانشجو بود، یکی #طلبه بود، یکی منبری بود، همه‌مان این‌طور بودیم؛ اما حالا مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه‌ی اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته‌ایم، همین کافی است!؟ نه، ما هم مترفین میشویم. والله در جامعه‌ی اسلامی هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیه‌ی شریف
میکروپیگمنتیشن صورت (FMP) همان مفهوم و تکنیک دقیق با میکروپیگمنتیشن پوست سر است اما به وضوح روی صورت قرار دارد.
 
با تطابق رنگ پوست و رنگ موی صورت با سایه مناسب رنگدانه ، برداشت های سبک بر روی سبیل یا ریش ایجاد می شود تا هر نوع لکه های طاس شده پر شود.
 
این تراکم با ریش تراشیده شده در یک محافظ صفر ترکیب کاملی از تراکم ایجاد می کند و با توجه به قیمت میکروپیگمنتیشن به ظاهر سایه 5 ساعت با ریش طبیعی کاملی از گچ های یکدست مخلوط می شود.
 
این
همه اش خيال می کردم اگر در نمایشگاه دیدمت چی ؟ اما خيال خامی نیست می دانم.خب خیلی خنده دار است بعد از این همه سال یکی از بچه های دانشگاه را ببینم که دوست تو هم است و من دنبال تو می گشتم ، شاید که زودتر یا دیرتر رد شده ای اما نه ، باز هم انتظار بیهوده ای بود.نمایشگاه کتاب امسال هم با یک عالم کتاب تمام شد برایم.
‍‍ ابراهیم می‌گه از من هم بنویس، می‌گم چی بنویسم؟ می‌گه فرقی نمی‌کنه! فقط بنویس!من با این "فرقی نمی‌کنه" خاطره دارم. پنجم دبستان بودم، یه روز معلممون اومد توو کلاس و گفت بچه‌ها نقاشی بکشین. گفتیم چی بکشیم؟ گفت فرقی نمی‌کنه! فقط بکشین!من و محمد هم‌میزی بودیم. بهش گفتم تو چی می‌کشی؟ گفت یه خونه می‌کشم. گفتم این رو هفته پیش کشیدی که! گفت این بار می‌خوام پارکینگ هم بکشم! معلممون نشست پشت میز و یه کتاب پاره پوره باز کرد و شروع کرد به خوندن. من
‍‍ ابراهیم می‌گه از من هم بنویس، می‌گم چی بنویسم؟ می‌گه فرقی نمی‌کنه! فقط بنویس!من با این "فرقی نمی‌کنه" خاطره دارم. پنجم دبستان بودم، یه روز معلممون اومد توو کلاس و گفت بچه‌ها نقاشی بکشین. گفتیم چی بکشیم؟ گفت فرقی نمی‌کنه! فقط بکشین!من و محمد هم‌میزی بودیم. بهش گفتم تو چی می‌کشی؟ گفت یه خونه می‌کشم. گفتم این رو هفته پیش کشیدی که! گفت این بار می‌خوام پارکینگ هم بکشم! معلممون نشست پشت میز و یه کتاب پاره پوره باز کرد و شروع کرد به خوندن. من
‍‍ ابراهیم می‌گه از من هم بنویس، می‌گم چی بنویسم؟ می‌گه فرقی نمی‌کنه! فقط بنویس!من با این "فرقی نمی‌کنه" خاطره دارم. پنجم دبستان بودم، یه روز معلممون اومد توو کلاس و گفت بچه‌ها نقاشی بکشین. گفتیم چی بکشیم؟ گفت فرقی نمی‌کنه! فقط بکشین!من و محمد هم‌میزی بودیم. بهش گفتم تو چی می‌کشی؟ گفت یه خونه می‌کشم. گفتم این رو هفته پیش کشیدی که! گفت این بار می‌خوام پارکینگ هم بکشم! معلممون نشست پشت میز و یه کتاب پاره پوره باز کرد و شروع کرد به خوندن. من
‍‍ ابراهیم می‌گه از من هم بنویس، می‌گم چی بنویسم؟ می‌گه فرقی نمی‌کنه! فقط بنویس!من با این "فرقی نمی‌کنه" خاطره دارم. پنجم دبستان بودم، یه روز معلممون اومد توو کلاس و گفت بچه‌ها نقاشی بکشین. گفتیم چی بکشیم؟ گفت فرقی نمی‌کنه! فقط بکشین!من و محمد هم‌میزی بودیم. بهش گفتم تو چی می‌کشی؟ گفت یه خونه می‌کشم. گفتم این رو هفته پیش کشیدی که! گفت این بار می‌خوام پارکینگ هم بکشم! معلممون نشست پشت میز و یه کتاب پاره پوره باز کرد و شروع کرد به خوندن. من
میگن آدم اگه بدونه یكى هواشو داره با خيال راحت حركت میكنهجلو میره و حتى میجنگه◈◈تا وقتى داداشم هوامو داره نه تنها جایى عقب نمیكشم بلكه اونقد جلو میرم ک برنده بشمシیه احساس فوق العادس ک از زمین و زمان پیش داداشم شكایت میكنم.غر میزنم∵∵هوامو داره پس دیگه طوفانى نمیتونه منو شكست بده♀من فرمانده ى همون لشكرم ک داداشم امپراطورشه∞∞
دانلود آهنگ جدید غمگین و احساسی یوسف زمانی به نام شب که بشه حال ما شه بشه خراب خراب تو با خيال راحتت بگیر بخواب با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang shab ke beshe hale ma kharab kharab to ba khiyale rahat begir bekhab az Yousef Zamani
دانلود آهنگ شب که بشه حال ما شه خراب خراب تو با خيال راحتت بگیر بخواب
شب که بشه حال ما شه خراب خراب … !×××
تو با خيال ـه راحتت ، بگیر بخواب … !×××
♪♪
من خیره به ستاره های آسمون … !×××
تو ولی دلت !×××
دانلود اهنگ شب که بشه حا
روی ندارم که روی از تو بتابمزانکه چو روی تو در زمانه نیابمچون همه عالم خيال روی تو داردروی ز رویت بگو چگونه بتابمحیله‌گری چون کنم به عقل چو گم کردعشق سر رشته خطا و صوابمنی ز تو بتوان برید تا بشکیبمنی به تو بتوان رسید تا بشتابممن چو شب از محنت تو هیچ نخسبمشاید کاندر خيال وصل بخوابمراحتم از روزگار خویش همین استاین که تو دانی که بی‌تو در چه عذابمگفتی خواهم که نام من نبری هیچزانکه از این بیش نیست برگ جوابمعربده بر مست هیچ خرده نگیرندبا من از ای
maryam rad:*نجوا ▪️ وضو گرفتم به اشکهایت تطهیر شدن مسلک من است تیمم می کنم به نگاهت مسح می کشم به چشم هایم به پهنای صورت لبخند می زنم به خنده هایت نجوا می کنند که اغوا شده است ▪️چشم ها را می بندم دریچه ی بسته سو سو نمی زند و از چشم هایت از خنده هایت از دستهای نوازشگرت گذشتم گذشتن سهم کوچکی از من بود هنگامی که ضرورت عبور بود مثل عابری ساده از رد پای خاطرات من عبور عبور عبور ▪️سجاده سجاده سجده کردم به رد پای تو انگار حک شده است عطر تنت در کوچه پس کوچه
درد دارم همیشه .
نمیدونم کجام درد میکنه و چرا !
ذهنم
روحم
روانم
دلم
نمیدونم واقعا .
وراجی میکنم .
الکی میخندم .
فعالیت میکنم .
همه اش واسه اینکه کسی نفهمه که درد دارم . دردم شده حریم خصوصی .
حریمی که شده گوشه ی این وبلاگم .
خوبی مخاطب خاموش همینه دیگه .
فکر میکنی داری توی دفترچه ی یادداشت رمز دار مینویسی . یادداشت های کاملا یواشکی !
بی خيال ربات ها که پست هام را کپی میکنن .
بی خيال اونایی که میخونن و سکوت میکنن .نه من میشناسم شون نه اونا منو.
بی خيال او
به قول مصدق: بی تو می رفتم، تنها، تنها خدایا در خيالم بود که دستت را از دستم بیرون کشیده ای که گم شدم و در هزار توی راههای زندگی سردرگم و آواره ام. نه کسی منتظر است، نه کسی چشم به راه               نه خيال گذر از کوچه ی ما دارد ماه (مشیری). مثل بچه های تخس خيال می کردم اگر خطا کنم می بینی و به چشم می آیم اما بدتر شد که بهتر نشد و مثل همان بچه از چشم افتادم. بلند شدم که تو را پیدا کنم.  چراغی در دست، چراغی در دلم زنگار روح
اگر بی کسی مثل من بیخيال
دلت را به دریا بزن ، بی خيال
اگر قبر دادند فوری بگیر
نکن فکر پول کفن…بی خيال
و یا جای طاووس در رختخواب
شبی دیده شد کرگدن ، بی خيال!
خری داد آواز کای بی هنر
به هر جای دیدی چمن…بی خيال!
الاغ از تریپ تو در حیرت است
نکن هر جُلی را به تن ! بی خيال
اگر یک نفر رفت دور از وطن
در آن خطه شد بی وطن ، بی خيال
فرو گر شود پای او از قضا
پس از گِل  ، درون لجن! بی خيال
به نام خداوند ِ قفل و کلید
بزن قفل را بر (دهن) ! بی خيال
به قفل ِ بزرگ ِ بزرگا
گفتمش ، گفتا بخواب ، آسوده باش .گفتمش ، گفتا که در خواب ، بوده باش .گفتمش ، گفتا که از این کن ، حذر .گفتمش ، گفتا که معنا کن ، خطر .گفتمش ، گفتا که معنایش توئی .گفتمش ، گفتا که فردایش توئی .گفتمش ، گفتا کجا کردم خيال .گفتمش ، گفتا که گشتم بی خيال .گفتمش ، گفتا که بستم ، چشم خویش .گفتمش ، گفتا که مستم ، خشم خویش .گفتمش ، گفتا که اینک باش خموش .گفتمش ، گفتا که خشم باشد چموش .
تا کجا قرار است همدیگر را عذاب دهیم ؟ تا کجای این دنیا ؟!کی دست بر می داریم از این بازیِ مسخره ی کم نیاوردن و تلافی کردن ؟ از حرص خوردن و حرص دادن ؟رابطه است ! میدانِ مسابقه نیست که اینقدر جسارت و غرورمان را به رخِ هم می کشیم .مدام از جبهه ی بی منطقی که گرفته ایم کوتاه نمی آییم و به خيالِ خودمان پیروزِ میدانیم ، اما حواسمان نیست کسی که شکستش می دهیم همرزمِ ماست ، نه حریفِ ما . رفیقِ ماست ، نه رقیبِ ما !و آخرِ این بازی ، ما می مانیم و غرورمانو آدم ها
اگر آدم ماجراجویی را فطرتا دوست داشته باشد و کمی هم عملگرا باشد کلاهش پسِ معرکه هست.چند سال پیش بودچیزی شبیه به نقشه گنج به دستم رسید.از آنجا که قدمت مکان مورد نظر و گنج های کشف شده و افسانه های قدیمی بسیار بود با دوستی امین و مطمئن تصمیم به جست و جو گرفتم.با دو عدد تیشه و یک بیلچه و برخی وسایل دیگر راهی نقطه مورد نظر شدیم.حاصل شب ها کنده کاری شد یک تونل شیش متری در عمق چهار متری زمین.البته چون آن محوطه کم عمق بود فکر کنم در عمق بیشتری بودیم.استر
دانلود آهنگ علی اصحابی – خيال باطل
Download New Music Ali Ashabi – Khiale Batel 
 
دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل

 دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل
متن آهنگ علی اصحابی با نام خيال باطل
 
 
سرده تنم اون گرمه سرش کاش برگرده سخته باورش
اول راه رسیدیم به تهش عاشقم کرد و نموند آخرش
یادم میاد خاطره هاش یادش رفته اون همه حرفاش
آخرشم منو تنها گذاشت اصلا انگاری منو دوستم نداشت
عاشق نمیشدم زهی خيال باطل دیدی چطور عاشق شدم ای دل غافل
گاهی یه شهر بدون بارون
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل با بالاترین کیفیت Download New Music Ali Ashabi – Khiale Batel برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید … متن آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل : سرم اومد از هرچی میترسیدم سرم تو برف بود انگاری نمیدیم من که تا حرفی از عشق میشد […]
دانلود با کیفیت 128 - 3.70 مگابایت
[دانلود - Download]
دانلود با کیفیت 320 - 9.10 مگابایت
[دانلود - Download]
The post دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل appeared first on دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم.
د
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل با بالاترین کیفیت Download New Music Ali Ashabi – Khiale Batel برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید … متن آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل : سرم اومد از هرچی میترسیدم سرم تو برف بود انگاری نمیدیم من که تا حرفی از عشق میشد […]
دانلود با کیفیت 128 - 3.70 مگابایت
[دانلود - Download]
دانلود با کیفیت 320 - 9.10 مگابایت
[دانلود - Download]
The post دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل appeared first on دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم.
د
وقتی توفان تمام شد یادت نمی آید چگونه از آن گذشتی،چطور جان به در بردی.
اما یک چیز مسلم است.وقتی از توفان بیرون آمدی دیگر آنی نیستی که قدم به درون توفان گذاشت.
     کافکا در کرانه
________________________________________
این روزها هر چی به کنکور نزدیک تر میشم،فکر و خيال و محاسبات نتیجه ام اوج میگیرن و بیشتر میشن.
باید ازشون بگذرم،باید از امروز تا کنکور،حداقل هر روز،بهتر از دیروز باشم.
رام خیلی دعا کنید، ذهنم خسته تر از همیشه است.
+راستی بخش "دنیای خيال"  به وب ا
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل با بالاترین کیفیت Download New Music Ali Ashabi – Khiale Batel برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید … متن آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل : سرم اومد از هرچی میترسیدم سرم تو برف بود انگاری نمیدیم من که تا حرفی از عشق میشد […]
دانلود با کیفیت 128 - 3.70 مگابایت
[دانلود - Download]
دانلود با کیفیت 320 - 9.10 مگابایت
[دانلود - Download]
The post دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام خيال باطل appeared first on دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم.
د
بسم الله الرحمن الرحیم چشم را پلک، پرده است . نخواهی ببینی ، پرده را می کشی و تمام . !نفس را ، دهان  دربان است ، نخواهی بکشی ، میبندی اش ، حبس می کنی هوا را به همان قفسه ی بسته ای که سینه نام دارد و بس . ! عطر را ، بو را ، رایحه را بینی نگاهبان است . نخواهی بشنوی ، دهان را باز می کنی و نفسی از بینی عبور نمی دهی تا بتواند رهاورد عطر در دست گیرد و عرضه کند ! مزه ابتدا سلامی به دو لب عرض می کند و بعد ، از کنار رفتن آنان خود را به زبان می رساند ! خل
دوباره تنگ می گردد،به دریا می زنم دل راکدامین موج می شوید من مجنون عاقل را؟کدامین باد می رقصد درون سینه ی مستم.که از خود بی خبر هر دم ،نمی دانم کجا هستم؟من و حال و هوای تو عجب غوغای مفلوکی.عجب!من با خيال تو چنین تنهای متروکی.به تو دل را نمی بستم اگر؛دنیا چه حالی بود؟درونم از غم و دوری همیشه پوچ و خالی بود!اگر دلتنگی از من دور می شد شاه می گشتمقرین صد ستاره ،همنشین ماه می گشتم!اگر دلتنگی از من دور می شد نور می گشتممرا کوچک نمی دیدی زنی مغرور می
دانلود آهنگ علی اصحابی – خيال باطل
Download New Music Ali Ashabi – Khiale Batel
 
 
دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل
 
 
دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل
 
متن آهنگ علی اصحابی با نام خيال باطل
 
 
سرده تنم اون گرمه سرش کاش برگرده سخته باورش اول راه رسیدیم به تهش عاشقم کرد و نموند آخرش یادم میاد خاطره هاش یادش رفته اون همه حرفاش آخرشم منو تنها گذاشت اصلا انگاری منو دوستم نداشت عاشق نمیشدم زهی خيال باطل دیدی چطور عاشق شدم ای دل غافل گاه
دل می‌بندیم، نزدیک می‌شویم ودور می‌شویم، در فاصله مشتاق تر یم  و در دیدار ها دلتنگ تر  و میان هجوم همه فکرها و بیهودگی این روزها تمام لحظه های نبودنت را گره میزنم بهم تا فاصله کوتاه تر شود که می‌دانم هم نزدیکی و هم دور و  دلم را گره میزنم به چشمهات وقتی کی نگاه می‌کنی تا این روزها را با همین خيال‌های دور زندگی کنیم که گاهی زندگی با یک خيال می ارزد به تمام بودنها و با خودم زمزمه میکنم "مارا به جز خيالت فکری دگر نباشد"  
تا خيال دلکشت گل ریخت در آغوش چشمصد بهارم نقش زد بر پرده یِ گل پوش چشممردم بیگانه را یارای دیدار تو نیستخفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشموقت آن آمد که ساغر پُر کنیم از خون دلکز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشمچشم و دل، نادیده، بر آن جسم پنهان عاشق اندآفرین بر بینش دل، آفرین بر هوش چشمآتش رخساره روشن کن شبی، ای برق عشقتا چراغی بر کُنم در خانه یِ خاموش چشممژده یِ دیدار می آرند؟ یا پیغام دوستاشک شوق امشب چه می گوید نهان در گوش چشممی رسد هر صبح ب
گاهی مابین هزاران دلواپسی و اندوه غصه های قد و نیم قد، خواندن شعر ناب هم به سر نمی زند و از قطار واژگان بی احساس صدای قلقل عشق هم به جان نمی رسد.   شاید پشت پرچین خيالی جایی مابین درختان کاج قد کشیده ی پیر بشود عشق ورزید.   پشت این پرچین خيالی یک طرف کوه غریبی ست چون همیشه استوار، ولیکن از سر بی مهری دنیا، گهی قامت شکسته است. سوی دیگرش رودی خروشان است که به دنبال یار خویش راه می پیماید و نعره های مستانه سر می دهد. اگرچه عاشق تر از ق
 
خيال باطل‎از خود پرسیده ام آیندگان کس ندارد بر کسیپوششی حقانیت که خدا داند پیامبر نشاید بر بسی
آیندگان نموده ام ذکر بر خيال شنیدم نام حق یا ولیچو گفتم اگر که آینده باشد پیامبر چیست نام و دلی
ای از این خيال باطل که حسین می دانست و زخم دیدهر چه گفتم به در بسته خودم که این را منکر نام ندید
ز بسیار فصل ها خزان ها که گفتند فاطمه دانداو نمی داند چو خدا گفت که بهترین یار ندا داند
ز ترحم یک دل شکست که خدا بهترین نام چیستگفته ام بعد مرگ خدا داند
دانلود آهنگ علی اصحابی – خيال باطل
Download New Music Ali Ashabi – Khiale Batel
 
 
دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل

 
دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل
متن آهنگ علی اصحابی با نام خيال باطل
 
 
سرده تنم اون گرمه سرش کاش برگرده سخته باورش
اول راه رسیدیم به تهش عاشقم کرد و نموند آخرش
یادم میاد خاطره هاش یادش رفته اون همه حرفاش
آخرشم منو تنها گذاشت اصلا انگاری منو دوستم نداشت
عاشق نمیشدم زهی خيال باطل دیدی چطور عاشق شدم ای دل غافل
گاهی یه شهر بدون بارون خیس میشه ع
دانلود آهنگ علی اصحابی – خيال باطل
Download New Music Ali Ashabi – Khiale Batel
 
 
دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل

 
دانلود آهنگ علی اصحابی خيال باطل
متن آهنگ علی اصحابی با نام خيال باطل
 
سرده تنم اون گرمه سرش کاش برگرده سخته باورش
اول راه رسیدیم به تهش عاشقم کرد و نموند آخرش
یادم میاد خاطره هاش یادش رفته اون همه حرفاش
آخرشم منو تنها گذاشت اصلا انگاری منو دوستم نداشت
عاشق نمیشدم زهی خيال باطل دیدی چطور عاشق شدم ای دل غافل
گاهی یه شهر بدون بارون خیس میشه عاش
سودای دلم می نوازد قلبم را،و طنین اش می شود طنین انداز جان.و جان می گیرد این جان از آهنگ خوش دل.دل می سراید عاشقانه،می نوازد با بهانه،بی بهانه.وصال یار،تنها دلیل تک نوازی دل و ترانه سرودن قلب.جانا:بیدارم اما خيال تو در سر دارم.چشمانم بسته و خواب هایم خلاصه می شود در کابوس.و کابوسی نیست برایم هراس انگیزتر از شکستن میثاق میان من و تو.به اسارتت درآمده ام در این قفس بی اسیر.محبوس زندان قلبت شدم و تو،زندانبان زندانی عاشق،که منم.لحظه های ب
☘☘☘☘☘☘یه چند وقتی بود که :در مورد یه سری چیزها ننوشته بودم تو وبلاگم(تلنگرتفکر) با خودم میگفتم «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است»ولی تو این یکی دو روزه،خبرهایی بگوش رسید و نتونستم از کنارش بسادگی بگذرم⇩⇩
الان دیگه مُد شده، دوستان مثلا «هنرمند» کشورمون واسه 《زاییدن》و 《بچه دار شدنشون》 یکی دو ماه میرن اروپا ⇦تا خدایی نکرده بچه شون ایرانی نشه.این شده واسشون کلاس!!یک ماه بری اروپا، بچه ات رو بدنیا بیاری و برگردی!!! اسم اینو چی میشه گذاشت،
رادیو ایران - 25 آبان 98- 14:00| محمدرضا تابش معاون وزیر صنعت در گفتگو با «پیک نیمروزی» گفت: کالا و موجودیت شبکه های توزیع به حدی است که خيال م.لیمو دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
پیش از آنکه چشم هایش مرزی برای حضور 'او' پیدا کنند،
آن زمان که 'او' برایش تصویرى بود بافته از کلام و قلم،
هر صبح، خورشید که سر بر می آورد، گویی که او جانی در جانش می دمید. 
پرتو گرم 'او' به نقطه نقطه ی وجودش می تابید. 
آبی که به سر و رو می زد، باران نرم بوسه های 'او' بود و در مقابل، بوسه ها از چشم لبریزش مى بارید. 
پنجره را هم که می گشود، عطر شیرین 'او' پیچیده در خنکای نسیم، می وزید و هوایش را تازه می کرد. 
پرنده ها آیینه اش می شدند، به سرودن و پریدن و گر
از هر طرف، به حال جوانان نگاه کن
پر می شوم ز درد ، ز هر سو بخوانی ام
وقتی به حال و روز خودم، فکر می کنم
دارد حرام می شود اینجا جوانی ام
مدرک، هنر، جوانی و سر زندگی، ولی
این ها ملاک سنجش کشور نبوده است
این حجم اختلاس، برای خدای ما
باور بکن که قابل باور نبوده است
من شرم می کنم ز غمِ مرد، سفره اش
گرچه درست، در گذر راه نفت بود.
اما چنان به فقر، دچار و اسیر بود
روزش دقیق، شکل همان چاه نفت بود
من شرم می کنم ز خجل بودن پدر
چون در وجود خسته ی او نان نمانده ا
 
خورشید غروب کرده ولی هوا تاریک نشده.موج های سرکش آب جسورانه خودشونو ب ساحل ماسه ای جزیره خيالم می کوبن.صدای مرغ های دریایی که هنوز تا فصل کوچشون چند هفته ای مونده از اطراف ب گوش میرسه.من عاشق این کنسرت بی نظیر طبیعتم،صدای ی دسته کوچیک مرغ دریایی با صدای موج های دریایی ک احاطمون کرده.جزیره ی من ی جزیره ی خيالی وسط اقیانوس ذهنمه.جزیره ی خيال ی جزیره ی کوچیکه که میشه تو ده دقیقه ی دور کامل و دورش چرخید.جزیرمون پره از موز و انبه و نارگیل و ی نوع د
آدمای خوب هم در شرایطی کارای بد انجام میدن ،
گرچه یه روزایی هم میتونن بد باشن و کارای خوبی بکنن ،
وقتی در میانه ی همه حرفای نگفته ام به گلایه هام میرسم اونا رو تو خیسی چشام حل میکنم و به خودم میگم ،
تو که همه جوره از تقدیر طلب کاری  اینم روش ،:
و این منم 
که دیگه  حتی با خودمم دردودل نمیکنم به گمانم غم وغصه هم از دست من عاصی شده ،
خیلی ها فکر میکنن چون کسی دور و برشون نیست یا با هیچ کس رفت و آمدی ندارن ،
تنهان 
ولی تنهایی رو کسی میفهمه که شلوغی دورو
تکلیف تاریخ کنکور هنوز مشخص نیست ولی اگه عقب بیوفته معلومه که به نفع همه است
.
.

امروز شروع کردم به انجام دادن یکسری از کارایی که صد سال پیش قرار بود انجام بدم ی+کارایی که نصف و نیمه رهاشون کرده بودم!!!!
دلم کلی انرژی و جسم خستگی ناپذیر میخواد که بتونم همه ی کارامو انجام بدم ولی خب چه کنم که من همیشه خسته ام  و حالم خوب نیست ولی با این حال تلاشم رو میکنم 
.
.
.
احتمال میدم تا اخر هفته ی دیگه همه چی نظم خاص خودشو میگیره تو زندگیم و منم راحت میشم از ا
و بار دیگر عشق .و هیاهوی عاشقی .شیدایی محض و پریشانی حال / عاشقی رسم قشنگی است چون خواب و خيال /در سر سودای عشق و در دل رقص محبت .من حالی مست چشمان خسته یار می باشم /همین چون دل به دلش بند است ، دگر از دیو هراسی نیست مگر هست ؟  در وصف عاشقی ، خیانت دیو است و عشق ، چون فرشته ای بی بال و پر حال دلیل این تهی بودن عشق ، راحتی خيال است و آرامش دل .سخن از چشمان یار، دلی چون دل شیر می خواهد ، اری من تسلیم دو دیده ی چون شب سیه کوتاه او ام .سیاهی چشمان او با
آیا هنوز هم نیاموختی که اگر همه عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و اگر خدا نخواهد نمی توانند پس به تدبیرش اعتماد کن به حکتمش دل بسپار به او توکل کن و بسمت او قدم بردار بی خيال نداشته هایت بی خيال غصه هایت بی خيال هرچه که خيالت را ناارام میکند به من بگو ببینمامروز نفس کشیده ای؟پس خوش بحالت عمیق نفس بکش عمیق عشق را زندگی را بودن رابچش ببخش لمس کن وبا تک تک سلولهایت لبخند بزن.
. المرتقب الخائف 
. که در حال انتظار و هراس بِسَر بِرَد
چه بی‌خيالیم ما !
هر چه انتظار است ،تو می‌کشی
هر چه هراس است ،تو داری
چه بی‌خيالیم ما !
بی‌خيال حال و روزت
بی‌خيال روزهای بی‌تو
دلمان به چه خوش است ؟
کوردلیم !
نمی‌بینیم جای خالی ات
کوردلیم !
نمی‌بینیم گذر زمان را
انتظار نکشیده ما هم به سر می‌رسد
می‌ترسم از روز هراس
از روزی که بیایی و من هنوز
مانده باشم #درغفلت !
چوپانی عادت داشت تا در یک مکان معین زیر یک درخت بنشیند و گله گوسفندان را برای چرا در اطراف آنجا نگه دارد. زیر درخت سه قطعه سنگ بود که چوپان همیشه از آنها برای آتش درست کردن استفاده می‌کرد و برای خود چای آماده می‌کرد. هر بار که او آتشی میان سنگها می‌افروخت متوجه می‌شد که یکی از سنگها مادامی که آتش روشن است سرد است اما دلیل آن را نمی‌دانست.چند بار سعی کرد با عوض کردن جای سنگها چیزی دست‌گیرش شود اما همچنان در هر جایی که سنگ را قرار می‌داد سرد ب
کودک بودیم با قصه پریان شب تا صبح غرق رویا بودیم!
گاهی سیندرلا،
گاهی دلبر،
گاهی سفید برفی.
بزرگ شدیم .
در دنیای ماشینها و شتاب،وحشت زده از واقعیت تا خيال!
میدانم پیر هم که شدیم توی خلوتمام پری ظاهر میشود چوب دستی جادویی اش را تکان میدهد و دوباره قصر خيال جان میگیرد!
ما هنوز در قصه هامان دنبال شهر رویاهاییم!



آدنا
چی باعث شده که من دلتنگ 
گذشته ی بی ارزشم بشم؟
هووف هر جور فکر میکنم 
نمیدونم چی توی گذشته بوده که منو جذب خودش میکنه
من لعنتی بدجوری دلم برای بچگیام تنگ شده
موقع هایی ک یه بچه بی گناه معصوم بودم  
روزایی ک هیچ غذاب وجدانی بخاطر کارام و حرفام نداشتم
اون بچگی کجاست؟
اون دختر شیطون و شاد کجا قایم شده؟…پشت کدوم در؟
قایم موشک تموم شدهلطفا برگرد!من دلم برات تنگ شده!
پ.ن:من به خواب نیاز دارم درستش اینه:من به خيال پردازی نیاز دارم تا زنده بمون
صبح شنبه را میانه آغاز کردم. ۵ بیدار شدم و تا ۵.۵ ول گشتم تا ۷.۵ حدودا ۱ تا ۱ساعت و نیم درس خواندم. بعد هم حمام کنم و ادامه.
چرا اینجام الان؟ به یقین برای گزارش صبح تا به حالم نیست که معمولی گذشت بلکه بخاطر تمایل شدیدم به ح و خواستنش است. احساس می‌کنم پایم در دنیای خيال او گیر کرده و در خيالش اسیرم. با من چه می‌کند در خيالش؟ می‌بوسدم؟ نوازش و مهر؟ من چه می‌خواهم. نمی دانم تنم میل دارد یا روحم یا هر دو یا هر دو هیچ؟ خلاصه گیر کرده‌ام در خيالات ک
دانلود آهنگ سینا سرلک – هفت شهر عشقDownload New Music Sina Sarlak – Haft Shahre Eshgh  دانلود آهنگ سینا سرلک هفت شهر عشق   دانلود آهنگ سینا سرلک هفت شهر عشق متن آهنگ سینا سرلک با نام هفت شهر عشق  آنچه باران با ترک های میکند تیشه فرهاد با دیوار کرد بیستون هم مانع راهش نشد عشق حتی کوه را هموار کرد هر چه را باید در عالم دیده ام شور و شادی غصه و غم دیده ام هفت شهر عشق را هم دیده ام آنچه انسان ساخت از ما عشق بود جای جای این جهان را گشته ام هم زمین هم آسم
ارباب ده سال‌هاست که مالک تنها آسیاب آبادی است و مردم را استثمار
می‌کند. او از ساخته‌شدن آسیابی که بتواند منافع مردم را تأمین کند
جلوگیری می‌کند. مدت‌هاست که مردم ده سنگ عظیمی را برای آسیاب تراشیده و
آماده کرده‌اند، اما برای حملش آدمهای ارباب همیشه مانع شده‌اند. بالاخره
یک کولی به ده می‌آید. ورود کولی به روستا احساسات فروخفتهٔ مردم را
بیدار می‌کند؛ ولی اکثریت او را همراهی نمی کنند و بی‌تفاوت با
سخنانش روبه‌رو می‌شو
پشت شیشه باد شبرو جار می زدبرف سیمین شاخه ها را بار میزدپیش آتشیار مهوشنرم نرمك تار میزدجنبش انگشتهای نازنینشبه چه دلكشبه چه موزوننقشهای تار و گلگونبر رخ دیوار میزدموجهای سرخ می رفتند بالا روی پردهبچه گربه جست می زد سوی پردهجامهای می تهی بودند از بزم شبانهلیك لبریز از ترانهتوله ام با چشمهای تابناكشمن نمی دانم چها می دید در رخسار آتشابرهای سرخ و آبیروزهای آفتابیچون دل من پنجه نرم نگار خوشگل منبسته میشد  باز میشدجان من لرزنده از ماهو
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

راد موزيک کانال دوازدهم تلگرام حقوقدانان نیشابور سرای دل sabat درخت بلوط chinese language لوله پلي اتيلن مقالاتی درباره یادگیری زبان آلمانی