نتایج جستجو برای عبارت :

دانلود رمان ققنوس

خانم آقدایی مهمانی داده بود. خانه ی آقا دایی نبود که ،گودال قتلگاه بود. زندان بود.  تاریک و بی هوا. مهمانی خنک و بی مزه بود بدون بابای من. حرف ها توی هوا می ماسید. بعد همه یکی یکی پناه می بردند به آشپزخانه  و بغض ها می شکست. چشم مامانم به در بود و من می دانستم چرا. زن سوگوار آه کشید: ای خدای نر کش و مادینه پرور!  ننه ریحون ترجمه کرد: مردها زودتر از زن‌ها .میدانی کهتازه تحقیقات علمی هم  ثابت کرده زن حسود جیغ میزند:بابای من پنجاه و نه سا
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها


پرواز آزاد ساخت سوله و اسکلت فلزی-سقف کاذب کناف Rusty عرقیات پدیده کاشان تجهیزات آشپزخانه صنعتی خليج هميشه فارس درس های مهندسی برق امید احمدیانی خلاقیت کودک و نوجوان