نتایج جستجو برای عبارت :

رشوه 10 میلیاردی

آفتابی گرم بر فرق سرم شعله می زد و عرق از صورتم چیکه 
مبارک بود رمضان ، فصل بود بهار ، بهاری که آفتابش امان نمی داد 
 الاغی را دیدم در قل روز ، که در خشک جایی اوسار شده بود . 
و گرسنگی و تشنگی از چهره اش هویدا بود .
 انسان را روزه تو را چه سلب ، انسان را عقل تو را چه فهم 
اینجا جایگاه تو نیست تو باید در علف زارت باشی ، آنقدر که سم بر زمین زده بود زیر پایش خالی شده بود . مگس های وحشی پاهایش را خورده بودند آن گونه که پوست بدنش سیاه شده بود و موهای پایش
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها


دانلود آهنگ عاشقانه چشم انتظارم نـــــــــــازنــیـــــــــن مــــــــــــــن شعر دلتنگی تقدیم به تویی که دوستت دارم کولر گازی به فارسی درب فلزي ليزري بزرگمهر پروژه های مهندسی مکانیک Charles هر چی بخوای هست