نتایج جستجو برای عبارت :

متن آهنگ امو باند دلم میره برات

رفت تا نزدیک‌ترین ایستگاه اتوبوس شهر. ایستاد کنار درخت روییده در جوی جلوی ایستگاه. نگاه به آسمان کرد. هوا غبار داشت. گمانش این شد که تا غروب آفتاب چیزی نمانده است. اما ساعت می‌گفت که فعلاً، غروب نزدیک نیست: چرا ساعت مچی‌اش می‌گفت که دقیقاً ۲ ساعت مانده است به غروب؟ به نظر او، همان موقع هم غروب بود. بعد این واقعه، او مشاهدات چند روز قبل خود را مرور کرد و دانست که خورشید فقط دارد غروب می‌کند. ولی ساعت مچی او می‌گفت که خورشید در ساعت ۶ و نیم صبح

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها


قلب شكسته من سیستم همکاری در فروش- سامانه کسب درامد *فصل بودن * Jeff گروه فرهنگی هنری اچ پلاس بیاناتی فرهنگ اسلامی cxcdarman Black Swan