نتایج جستجو برای عبارت :

وقتی بهت میگم.

 یه پیشنهاد ویژه:مردا وقتي خونه هستندسرتون رو بکوبین یه گوشه اُپن! ترجیحا سابکورتیکال مغز پودر شود! +وقتي میخواد بهم مشاوره آشپزی بده +وقتي میخواد بهش مشاوره ازدواج بدم +داداش 24ساله و تعطیلی 24ساعته +یک عدد متن ننوشته کلاس خودسازی و یک عدد فرشته مسئول منتظر متِن من در گروه و یک عدد ریحانی که پای گپ یک عدد علی جرات ندارد دست به گوشی ببرد! + کجا هی فرار می کنی ریحان¿ بیا غذا یادت بدم¿  :)_تا اون جوش بیاد من مخشامو بنویسم واس
اگه یکی پیدا میشدوقتي یکم اخم کردم بگه چتهوقتي ساکتم بگه به چی فک میکنیوقتي بغض کردم تو جایی که کسی نیس بیاد پیشموقتي دلم شیطونی میخاد پا به پام باشهوقتي حالم گرفته اس گرفته شهوقتي خوردم زمین دستمو بگیره .وقتي همه هستن فقط منو ببینهوقتي چیزیو خراب کردم بهم انگیزه بده بگه اشکال ندارهوقتي ناراحتش کردم طاقت نیاره بگه ببخشیداگه یکی بود منم قطعا خوشبخت بودم.
تو جملات تهدیدش واس اینکه ما مسئول ورودیا باید گزارش مون رو تحویل بدیم,میگه:تهاترمیگم یعنی چی¿میگه نمیدونم, دکتر میگفتمیگم اگه نمیدونی پس واس چی استفاده میکنی¿ + فقط لفاظی.با گنده حرف زدن گنده نمی شیم.+ فک میکنیم اگ دونه درشت حرف بزنیم همه میگن به به چقد طرف حالیشه+ والا همه بلدند یه فرهنگ لغت بردارند چهارتا کلمه گنده ازتوش دربیارن+ خاک بر سر اون مدرکی ک بگیرش.متاسفانه وقتي ماها تو خط ها هم دکتر دکتر میبندیم ب عبا
میرم همین متن رو واس صدیقه پی وی میزارم.آفلاینه.بعد ده دقیقه از پی وی ش  پاک می کنم و راهیش میکنم متن رو تو سررسید  خودمچرا¿ میگم اون چه میدونه حال تورو¿ ک بخواد جوابم بده بهت.گیرم جوابم بده , جای تو ک نیستمتن رو میارم همینجا .همینجای همینجای همینجا.گوشه خلوت دلم.  صدیقه یه چی بگم¿¿¿ :(عاغا من خیلی دلم میخواد تو دورهمی افطاری با بچه های کلاسم باشم ولی از طرفی اصنم دلم نمیخواد سر اون سفره حوزه باشمچیکا کنم¿می
وقتي بهت میگم اینکارو بکن اون کارو نکن
وقتي بهت میگم بافلانی حرف نزن
وقتي بهت میگم یه کاریو انجام نده.
وقتي بهت میگم پیش فلانی نرو.
وقتي بهت میگم عکستو به هرکسی نده
وقتي بهت میگم همه چیزتو به هرکسی نگو
وقتي بهت میگم به فلانی دست نزن.
وقتي یکی میاد سمتت یا بهت دست میزنه یا بغلت میکنه،بهت اخم میکنم ومیرم اونطرف
وقتي بهت میگم اگه اینکارو بکنی ناراحت میشم.
یعنی واقعا ناراحت میشم
یعنی دلم نمیخواد کس دیگه ای بهت نزدیک بشه.
یعنی و
خونه که برم دلم برای اینجا خیلی تنگ میشه.
همینجایی که وقتي احساس تنهایی میکنم بهش میگم منزل ویران.
همینجایی که وقتي آدماش اذیتم میکنن بهش میگم خراب‌شده.
همینجایی که وقتي استادا اعصابمو از فرط سخت‌گیری خرد میکنن بهش میگم جهنم‌دره‌ای که توش قبول شدم!
به قول قناری معدن، آدم خانه‌اش یک جاست؛ دلش هزار جای دیگر.
مرثیه ای برای مردانگی.
وقتي كه مردانگی و همه چیزت پایمال می شود.
وقتي كه دیگر هیچ برایت نمی ماند! 
وقتي كه مفهوم خیانت فقط جنسی است!!! 
وقتي كه آرش می میرد در من و من در آرش.
حالا ریش هایم هم در راه آب حمام. 
 
مهم نیست.
کی از بهترین احساس های دنیا :از خواب بیدار بشی و نگران این باشی که الان وقت بیدار شدنت بودهولی ببینی که هنوز 2 ساعت مونده و میتونی بازم بخوابی …خداییش بد میگم !؟با دختری که میگه “میسیییی” به جای “مرسی” باید درجا قطع رابطه کردچون تا بیای براش توضیح بدی که نگو “میسییی”بهت میگه “چلااااااا؟؟”یکی از اعصاب خورد کن ترین کارایی که یه پدر و مادر میتوننبکنن اینه که وقتي پای کامپیوتر نشستی بیاد پشتت وایسهو الکی دنبال یه چیزی ب
دلبر میگماچجوریه كه نبودنت هم مثل بودنت شبیه بقیه نیست؟! یعنى نیستىی‌ها. جای خالیتم بیشتر شبا زل میزنه تو چشمام جیغِ بنفش میكشه، اما بازم به جون میخرمش!یعنی حتی این نبودنت هم یجوری قشنگ و خاصه كه دلم نمیاد بودن یه نفر بیاد خرابش كنه! میخوام بگم انقدر دلبری كه نبودنت رو به بودن بقیه ترجیح میدم.ملتفتی چی میگم؟! دارم میگم دلبر چیكار میكنی با بود و نبودت كه انقدر خوشگلن!
1. بهش میگم میدونستی تکانشی بودن ذاتی و ارثیه؟ ینی تو از اول خونسرد آفریده شدی و من نه. بهش میگم چیکار کنم بشم مثل تو؟ میگه خودت باش. نمیخواد تو یه ویژگی هم حتی شبیه بقیه بشی.2. نوشته بود «بگو ببینم از تمام نقص هایم کدامشان را بطور خاص دوست داری؟»و من یادِ این افتادم که چرا جنبه های مثبتِ نقص هام رو نگاه نمیکنم؟ چرا دیگه جنبه های منفیم رو تو آغوش نمیگیرم و تنهاشون گذاشتم؟ نیمه تاریکم رو . من هیجانی بودن و گاهی تکانشی بودن رو بطور خاص دوست د
دروغ شده راستدنیا مال ماستنه داداشکسی مالشو نمیدهحتی کاسه ماستچرخیدن توخیابوناوقتي هرکی از مردمواس خودش کارگاستوقت بازیشیش نمیشه سمت تاسزاویه  راستتو گچ کاریمعادل زاویه بازقانون سرچشمه میشه ازدلار،مواد،اختلاسمخ سرمتیر میکشهازالفازبه هرفازراست میگه دروغهقیمت به روزهپمپ گازبازما میگمبا اینکه دروغ شده راستدنیا مال ماست
باهات صحبت میكنم و حرف دلمو میزنم،از ترسام میگم!از تمام چیزهایی كه این روزا فكرمو مشغول كرده و اعصابم رو بهم ریخته و نگرانشوم.بهت میگم میترسم از آینده،از این كه ده سال بعد به گذشته نگاه كنم و به خودم بگم چرا یه سری از كار هایی كه میتونستی انجام بدی رو تجربه نكردی،میگم میدونم كه اگه الان این كارا رو نكنم دیگه هیچ وقت نمیشه،فرصتش برام پیش نمیاد.زندگی برای من خیلی متفاوت خواهد بود و تو هم میدونی.و من میترسم!دیگه كم كم واقعا ترس وجودمو گرفته.ولی
باهات صحبت میكنم و حرف دلمو میزنم،از ترسام میگم!از تمام چیزهایی كه این روزا فكرمو مشغول كرده و اعصابم رو بهم ریخته و نگرانشوم.بهت میگم میترسم از آینده،از این كه ده سال بعد به گذشته نگاه كنم و به خودم بگم چرا یه سری از كار هایی كه میتونستی انجام بدی رو تجربه نكردی،میگم میدونم كه اگه الان این كارا رو نكنم دیگه هیچ وقت نمیشه،فرصتش برام پیش نمیاد.زندگی برای من خیلی متفاوت خواهد بود و تو هم میدونی.و من میترسم!دیگه كم كم واقعا ترس وجودمو گرفته.ولی
باهات صحبت میكنم و حرف دلمو میزنم،از ترسام میگم!از تمام چیزهایی كه این روزا فكرمو مشغول كرده و اعصابم رو بهم ریخته و نگرانشوم.بهت میگم میترسم از آینده،از این كه ده سال بعد به گذشته نگاه كنم و به خودم بگم چرا یه سری از كار هایی كه میتونستی انجام بدی رو تجربه نكردی،میگم میدونم كه اگه الان این كارا رو نكنم دیگه هیچ وقت نمیشه،فرصتش برام پیش نمیاد.زندگی برای من خیلی متفاوت خواهد بود و تو هم میدونی.و من میترسم!دیگه كم كم واقعا ترس وجودمو گرفته.ولی
باهات صحبت میكنم و حرف دلمو میزنم،از ترسام میگم!از تمام چیزهایی كه این روزا فكرمو مشغول كرده و اعصابم رو بهم ریخته و نگرانشوم.بهت میگم میترسم از آینده،از این كه ده سال بعد به گذشته نگاه كنم و به خودم بگم چرا یه سری از كار هایی كه میتونستی انجام بدی رو تجربه نكردی،میگم میدونم كه اگه الان این كارا رو نكنم دیگه هیچ وقت نمیشه،فرصتش برام پیش نمیاد.زندگی برای من خیلی متفاوت خواهد بود و تو هم میدونی.و من میترسم!دیگه كم كم واقعا ترس وجودمو گرفته.ولی
"" وقتي باهات قهر میکنم ازت بدم نمیاد، فقط میخوام ببینم اونقدر مهم هستم که قانعم کنی، برام توضیح بدی؟وقتي به جای جانم میگم بله، میخوام بفهمی حالم بده و خوبش کنی. "" سلام سلامی که خیلی وقته جواب ندیدههر شروعی پایانی داره و چقدر تلخه که پایان رابطه ای اینطور باشهخیلی حرف زدم و زدی ولی نه من قانع شدم نه واسه تو مهم بود که قانع شم. خیلی توقع بیجایی بود که یه بار شده زنگ میزدی من و ببینی؟ خودت رو دوباره اثبات کنی؟ توضیح بدی که هیچی نبوده؟؟حسم خ
دارم برای خودم شربت درست می کنم.لیوان توی هوا تابش می دم  میگم این آخری را فقط برای تو  می نوشم دستم روی جداره لیوان بی حس شده. این چندمین باره که از دیروز فکرت هجوم آورده توی سرم. از صبح دارم دنبال عکس آنا می گردم.چرا وقتي همه چیز  جابجا می کردم فکر امروز را نمی کردم که ممکن که دلم بخواد اینقدر سر به سرم بگذاره و لج در بیار باشه. حالا می خوام عکست لااقل عکست روبروم باشه تا این یک لیوان آخری بخاطر تو سر بکشم.
وقتي گریبان عدم با دست خلقت می دریدوقتي ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتي زمین ناز تو را در آسمان ها می كشیدوقتي عطش طعم تو را با اشك هایم می چشید من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلیچیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یك آن شد این عاشق شدن دنیا همان یك لحظه بودآن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتي كه من عاشق شدم شیطان به نامم سجده كردآدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده كرد من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلیچیزی نمی دانم از این دیوانگ
 بیماریِ جدیدی که درگیرش شدم اینه که بعد از خوندن پستاتون کامنت می‌نویسم اون کد امنیتی رو وارد می‌کنم و بعد میگم گوه خوریش به من نیومده و صفحه رو می‌بندم و می‌رم پی کارم .+ وقتي به گه میگم گوه احساس میکنم تاکید بیشتری توش وجود داره
صبح که پسر چشم باز کرده ازش می پرسم نهار چی می خوری؟میگه پلو مرغ!میگم تازه خوردیم نمیشهمیگم ماهی هم داریم.میگه کجاست؟میگم خوب معلومه فریزرمیگه نه اون دوستتو میگممنم شاخ دراورده و می پرسم حالا چطور یاد دوست من افتادی؟میگه خیلی مهربون بود دلم براش تنگ شده.
آدم ها كنارت هستند،تا كی؟    تا وقتي به تو احتیاج دارند.    از پیشت میروند یك روز. كدام روز؟    وقتي كسی جایت آمد.    دوستت دارند، تا چه موقع؟     تا وقتي كه كسی را برای دوست داشتن پیدا كنند.    میگویند عاشقت هستند برای همیشه!   نه.!     فقط تا وقتي كه نوبت بازی با تو تمام شود.    واین است بازی با هم بودن .
میگم چقدر میتونه ضایع باشه که آدم تا این سن ندونه گروه خونی اش چی بوده!:))) تبریک میگم به خودم؛ بالاخره فهمیدم!:)))) تازه در واقعه ای جالب تر،  وقتي تمام طول زندگیت بعنوان o منفی خودتو معرفی کردی ولی بعد از بچه دار شدن  تبدیل به b مثبت شدی!!!!:))))) این دیگه خدایی بینهایت ضایع اس!:))))
وقتي نورپردازی و مجسمه‌سازی ترکیب می‌شوند
 


وقتي نورپردازی و مجسمه‌سازی ترکیب می‌شوند

867058
02 خرداد 1398 - 22:41
6819 بازدید

خبرآنلاین: همزمان با برگزاری جشنواره سالانه ویوید سیدنی، از 24 می تا 15جون، نمایشگاه مجسمه‌های درخشان به شکل حیوانات مختلف در باغ‌وحش تارونگا این شهر برگزار می‌شود.
عکس‌ها: theguardian
سلام 
من اهل نفرین کردنو این حرفا نیسم
مثلا بگم اللهی فلان بشی .
ولی وقتي کسی دل منو بشکنه(مثل امشب)
هی خدا رو جلو چشام میبینمو بهش میگم:
خدا ،دیدی این یکی بندت با من چیکار کرد.دیدی رفیق؟
و نفس عمیق میکشمو ضربان قلبم ریتپش یه لحظه یه جور دیگه میشه.
امشب فقط میگم خدایا خودت منو از شر این قضاوت ها رهاکن.
#التماس به خدا
کودکان وقتي با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتي با خشونت زندگی می کنند، می آموزند که جنگجو باشند. وقتي با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتي با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتي با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتي با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق ز
كوچیك كه بودم مامانم بهم میگفت تو یه دختر گندمی با چشمای درشتی كه توی نگاه ات برق خاصی هست و موهای چتری گونه داری حالا تبدیل شدم به یه دختر سفید كه موهاش موج داره و دیگه چشماش برق نمیزنه ، همشون میگن شخصیتت ولی من تنها یك هوس و تنهایی در همه كشف میكنم ، شما میدونین من ازدواج كردم یعنی عقدم با یك فرشته ازدواج كردم كه تمام این ابرازها رو میدونه و سنگ صبورم انقدر ادمی كه باهاش ازدواج كردم واسم مقدسه كه نمیخوام راجع بهش هیچ كجا حرف بزنم نشستم
ـــمناجات نامه:  خدایا ، دیگه کم کم داری از دست من و نق زدن هام راحت میشی، هر چند من که می دنم دلت غش می ره واسه یه قطر اشکی که از سر دلتنگی میریزم و تو اوج تنهایی ها هم کنارم وایسادی و میگی خیالت راحت ، من هستم.اما این دفه دیگه آخرین باره ، باور کن،  این آخرین باره که ازت می خوام همه چی خوب پیش بره ، بعد از این ( چه این بار اجابت کنی ، چه به هر دلیلی نکنی ) دیگه هیچ وقت همچین چیزی ازت نمی خوام ، خدایا چقدر صحبت کردن با کسی که از آینده خبر داره سخته!! م
دیروز صبح قبل اینکه برم سرکار بهش زنگ زدم  میگم صبح شنبه ت بخیر عزیزم هفته ی طلایی پیش رو داشته باشی میگه قربونت برم که همیشه شنگولی میخندم میگم چطور ؟ میگه آخه صبح شنبه چیش جذابه که انقدر پرانرژی صبح بخیر میگی ؟؟ میگم اولا زندگی همیشه زیبایی ها و جذابیت هاش رو داره, همیشه پرشور و قشنگه, دوما تا وقتي تو رو دارم که بتونم صبح به صبح بهش زنگ بزنم و صدای گرمش رو بشنوم , خب معلومه که حتی صبح شنبه ی گرم ماه رمضان هم جذابه و قبل اینکه حر
بهت میگم  مگه  میم منت نبودمبهم میگی من مردبهت میگم  بذار زندگیمونو با هم بسازیممیگی می خوام تنها باشممیگم دیوونتم شب و روزم شده اشک و اه و حسرتمیگی  خلیمیگم مگه یادت رفته نار هم بهترین روزها و لحظه هارو داشتیممیگی توی دوستی خوش گذشت ولی به درد ازدواج نمی خوریمتومار پیام های منو میبینی و انلاینی و حتی رید نمیکنیدست خودم نیست این احساسدست خودم نیست
نمی دونی وقتي میگم نفس های من یعنی چی .
یه حرف عاطفی و رمانتیک نیست .
نفس یعنی وقتي نیست قلبت خودش را به سینه میکوبه .
یعنی تنگی نفس میگیری .
یعنی فشارت میره بالا .
یعنی بعد از یک مدت نه قلب داری و نه ریه .
یعنی رگ هات داغون میشن .
یعنی کم کم تند تند داری میمیری .
دقیقا حالی که الان دارم .
شدم مثل مجروحان شیمیایی که با دستگاه نفس می کشن و روزی هزار بار میگن کاش اینی که میره دیگه برنگرده .
روح وحشی
+نمیفهمید چی میگم . نکشیدید درد من را .
آمین که سلامت با
 فك كنم ٥ بهمن بود تصمیم گرفتم عكسشو بدم برام بكشن و بعد تا ٢٥ ام پست کنم بره برسه به دستش تو خیال خودم فك میكنم هنوز دوسم داره هنوز به یادمه ولی هركاری كردم نتونستم حتی بهش ی پیام بدم عکسشو براش بفرستم دیگه چه برسه به خود نقاشی اخه میدونی همون روز ك گفت دیگه براش مهم نیستم به خودم قول دادم دیگه مزاحمش نشم همین بود ك نقاشی موند پیش خودم جلو چشم خودم و اون نمیدونه ك هر روز چقدر با عکسش حرف میزنم چقدر اشك میریزم و بهش میگم دوست دارم بهش میگم من بد
الوداع الوداع یارمضاننماز و روزه های همتون قبول حق باشهچقدر زود تموم شد کاش دوماه بود آدم دلش میگیره وقتي به این زودی تموم شد کاش خدا مارو ببخشه و اگه توبه ای کردیم پای حرفمون واییستیم یاالله مارا عمری ده که ان شاالله سال دیگه هم باشیم دلمون واسه نماز تراویح و قیام خیلی تنگ میشه یه حس و حالی داشت وقتي نمازمیخوندیم وقتي هم رفت دل ها همه پر غم شد و چشما تر ایخداااااااا خودت به بزرگی خودت ببخش اگه از این ماهت خوب استفادع نکردیم????????????
وقتي میگه میخواد بچه ی 45 روزشو سقط کنه ، میگم کارت اشتباهه ، میگه جای اینکه سه تابچه داشته باشم که کلی حسرت دارن ترجیح میدم همین دوتا رو با حسرت های کمتری بزرگ کنم و من میگم بچه هات حسرتی ندارن ، زندگیشون خیلی هم خوبه ، میگم سقط نکن گناه داره ، عذاب وجدان میگیری بعدش ، نباید میومد ولی حالا که اومده بزار بمونه . همه ی اینارو میگم ولی منم ته ته قلبم باهاش موافقم . موافقم که به دنیا اوردن یه بچه ی دیگه تو این شرایط یه اشتباه محضه  . . . موافقم که
زیر زبونم دو هفته است که یه بالشتک متورم دراومده و گاهی بزرگ و گاهی کوچک مییشه. روز اول که دیدمش درباره اش سرچ کردم و از مطالب موجود اینطور استنباط کردم که احتمالاً حسایت غذائیه و اهمیت نداره. دیروز به همسر میگم این بالشتکه هنوز خوب نشده هااااا میگه فکر کنم مجبور شیم زبونتو ببریم. میگم چه بهتر! زبون میخوام چی کار؟ وقتي که من یه چیز میگم و آدمها هرچی خودشون دلشون میخواد میفهمن، همون بهتر که حرف نزنم.
میدونی سخته یکم که الان بخام بگم اما میگمتو واسه من تموم شدی.میخوای باز بیا امتحانم کنمیخوای باز نگاه ببین من هنوزم همون ادمیم که همیشه دوست داشت و به احترام دوست داشتنت حرفی نمیزدمیدونم دیگه حرفام رو تو تاثیر نمیزاره.و هیچ نتیجه ای ندارهچون نه تو نزدیکی نه من کنارتنمیگم این عشق واسم تجربه نشد چون شد .ولی مهم ترش اینه قشنگ ترین خاطره ی تلخم توی پرونده ی زندگیم شدتو خودت خودتو تموم کردیاین یه حقیقته.تو میتونستی بمونی.میتونستی فقط یکم
ترانه سرا یاسر امیری یکی از کهنه کارهای نویسندگی که در اهنگ یا موزیک خودنمایی زیادی میکند مدیریت موزیک هم سعید رضایی و در اخر میرسیم به تنظیم کننده که هومن آزما گرامی میباشدآهنگ جدید و متفاوت پیلوت از سینا سرلک به صورت مستقیم و با پخش انلاین در ای وان موزیکاز کجای ماجرا باید بگموقتي هیشکی خنده هامونو ندیدوقتي که اون همه احساس قشنگیه دفعه از دل ماجرا پرید   از ته قصه به اولش برم یا از اول برسم به آخرشبی سر و ته به نظر نمیرسه وقتي پا
 دانلود موسیقی حامد پهلان به نام حرف دلمDownload New Music Hamed Pahlan – Harfe Delamدانلود آهنگ جدید حامد پهلانمتن آهنگ جدید حامد پهلان به نام حرف دلمامشب میگم حرف دلمومیمیره دلم واسه چشاتقربون اون لحن حرفاتآخ دلم رفت واسه تو سختمیخوام که باشی خوشبختامشب میگم حرف دلموبهت میگم من عشق دلمواصلا میگم دوست دارمو عشقماونیکه تو دنیا دلم بهش خوشهاون یه نفر فقط توییاونیکه هی یواش یواشداره با کاراش دیوونم میکنه فقط تویی فقط توییامشب میگم حرف دلموبهت میگم من عشق
وقتي که قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود،وقتي نمیتوانیم‌ اشک هایمان ‌را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌و بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم آه میشکند .وقتي احساس‌ میکنیمبدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ استو رنج‌ها بیشتر از صبرمان .وقتي امیدها ته‌ میکشدو انتظارها به‌ سر نمیرسد .وقتي طاقتمان تمام‌ میشودو تحمل مان‌ هیچ .آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریمو مطمئنیم‌ که‌
میگم شازده به نظرت یکی رو دوست داشته باشی بهتره یا یکی دوستت داشته باشه؟
میگه یکی رو دوست داشته باشی و نتونی بگی بدتره یا یکی دوستت داشته باشه و نتونه بگه؟
میگم ای منفی باف. نتونی چیه؟ اینا همش اداست، اگه یکی رو بخوای باید بگی.
میگه تو گفتی؟
میگم نه بابا من کسی رو دوست ندارم که. میگه داری.
میگم نه، کو؟
میخنده. 
حمید_سلیمی
اره تقصیر خودمهکه وقتي یکی دوستم داره قدرشو نمیدونم.تقصیر خودمه که براش مهم ام من توجه نمیکنمتقصر خودمه که وقتي نگرانمه توجه نمیکنماون بیش از توانش بهم محبت میکنه اما من چیمن قولمو شکستم.عذاب وجدان دارمک وقتي دوستم داره اینجوری جوابشو میدمدارم دیوونه میشمچشامو میبندم حسش میکنم کنارماما من چیکار کردم خداا؟؟>>
چقدر اسم تو رویاییه ، حسن جانم فقط کارتو آقاییِ ، حسن جانم چقدر حیدرییِ صولتت ، حسن جانم چقدر رویِ تو زهراییِ ، حسن جانم میگم یاحسن تا که آسمون ، درهاشو رویِ من وا کنه میگم یاحسن تاکه فاطمه ، منم تویِ دلش جا کنه میگم یاحسن به آقام حسین ، براتِ منم امضا کنه ماه عالمینِ حسن امامِ حسینِ حسن  _____________من از عشق تو دم میزنم ، حسن جانم برایِ تو قلم میزنم ، حسن جانم ان شالله میاد اون روزی ، حسن جانم تو صحن تو قدم میزنم ، حسن جانم میگم یاحسن
از کشیک دیشب بگم براتون که خیلی خوب و خلوت بود. ساعت ۱:۳۰ صبح رفتم پاویون یه کم استراحت کنم که دیدم یکی از اینترنهام نشسته داره عین ابر بهار گریه میکنه! رفتم کنارش نشستم میگم چی شده؟ میگه هیچی و دوباره قلپ قلپ اشکش میاد بچه م! میگم نیدل استیک شدی؟ میگه نه خانوم دکتر. میخندم و با شیطنت میگم شکست عشقی؟ وسط گریه ش میگه نه خانوم دکتر. میگم پس چی شدی تو دختر؟ میگه هیچی و به گریه ش ادامه میده.
اینترن هم کشیکش یه آقا بود. صداش کردم پشت در پاویون. میگم چرا
هوالمحبوب.خواستم سرسری رد شوم از شما ولی اینبار هر چه فکر کردم دیدم نه می شود نه امکانش هست نه من ساکت می شوم نه شما راضی می شوید نه من آرام می شوم نه شما حلال می کنید .! راستش را بگویم دیدم نمی شود که آخر کار وقتي دستهای مرا بخاطر بی تفاوتیهایم می بندن شما با دستانی باز شاید، شاید به نجاتم بیایید دیدم خیلی ناجوانمردی است هم زمان بیداری شما ظلم شد به شما هم زمانی که به خواب رفتید و من چیزی نگویم و ننویسم و نخوانم دیدم حق کشی است اینهمه عاشق و شید
 بیایید کمی منطقی باشیم. ما که تا وقتي زنده ایم به درد کسی نخوردیم حداقل وقتي مغزمون مثل پنیر لیقوان شد، به درد دیگران بخوریم! هوم؟ بد میگم؟ امروز سی و یکم اردیبهشت , روز اهدای عضوهشما کارت اهدای عضو گرفتید ؟ کد ملی رو به شماره 3432 پیامک کن
میخواست همه چیز را با عقل و علم اثبات کند و دل را به رسمیت نمیشناخت .
مگر روح لطیف تو چیزی غیر از دل توست .
و تو را چه شده ؟
+ میگم ادم اگه از عقلش تجربه بدی بدست بیاره عقل زده میشه
   اگه از دلش تجربه بدی بدست بیاره دل زده !
+ از کی انقدر محدود و بی ظرفیت شدی؟
.
+ تمامی امال و غایات تو به اینجا می رسید؟
پرستش علم ؟
و کاش کمی دست برداری !
همین !
+ میگه : وقتي بهت میگم همه بر سر زبانند و تو در میان جانی لطفا باور کن !
+ باید باور کنم 
   باید این دل را باور
1 ساعت مونده تا شروع 29 اسفندولی اسم متنمو همون 29 اسفند گذاشتممردها عجیب دنیای غمگینی دارندبه مرتضی گفتم مرتضی پول برای روز مرد چقد میزاری گفت هیچی نداره.350 داد برا ماشین گفتم به جات بزارم گفت نه ولش کنگفتم اخه برا مامی گرفتی برا بابا نه.البته خدایی همون شب برای بابا شیرینی گرفت.ولی برا روز وکیل شیرینی خرید برا روز مهندس نهشایدم دنیای پدرم خیلی غم انگیزهنمیدونمدلم سوخت.میدونی من میگم باباها نمیان بگن منو دوست داشته باش.ما
چقد خوبهیکی با وجود تو دلش ارومهیکی که میدونی هیچوقت تنهات نمیزارهادعا نمیکنه عاشقتهاما تو رفتارش کاملا معلومه.چقد خوبه که میگه باهات راحتموقتي درد داره میاد پیشتوقتي میخندهوقتي کلی حرف واسه گفتن داره بی اراده کنارتهحالا هرچقدم میخوای سرد باش اما باز کنارته.حس خوبیه یکیو بعد از چن سال داشتن باز بدست بیاریهمین که یکی با وجود من احساس خوشبختی یعنی منم قشنگ زندگی کردمحس امنیت دادن به کسیوقتي میگه بین تموم ادما فقط با تو احساسمو درمیون م
میدونی صبح که پا میشم بهش نگاه میکنم و با خودم میگم یعنی دو ماه دیگه ام هنوز پیش منه ؟ مامانم و میبینم و غصه میخورم میگم از این قضایا جون سالم به در میبره ؟ خودم و لیست آرزوهام و با خودم میگم بهشون میرسم ؟ به مهران میگم یعنی ما هم میگیریم ؟میگه هممون میگیریم. ميگم. من ک بگیرم ک زنده نمیمونم میگه خدا نکنه اول سالی اول صبحی ذهنم درگیره همه اتفاق های بد نیوفتاده ست. مدت هاست حال روحی م خوب نیست. مدت هاست می جنگم با هرچی حس بده آهنگ میذارم میرق
عزیز دلم نفسم عمرم جوجه کوچولوی فسقلیه منوختی حس میکنم دستاتو ت میدی یا سر یا دستاتو فشار میدی به شکمم یا پاهاتو ت میدی و شوت میزنی آخ نمیدونی چه حالی میشممیرقصی و من حس میکنم شادی و ازین یه حس قلبم پر میشه از خوشیخدایاجونم بوس بهت که این لذت رو به من میچشونیهمش میگم کاش میشد این حس خوب و عجیب و هیجان ناک رو میشد برا همیشه یه جا سیوش کنم هر وخ دلم خاس بتونم دوباره تجربش کنم و طعمش فوق العادشو دوباره و هزار باره بچشم و تو دلم قند و عسل هم ب
اطلاعات کارتم رو اشتباه وارد کردم و پذیرنده ی احمقانه قبول کرد و نمیدونم چرا :| ی؟ فردا میرم رمز دوم کارتمو عوض میکنم :| 
+ بهش میگم من باختم. خیلی کمی. کاش تو دست و پا بودی که ازت زده شم. میگه اصلا وجود ندارم :))) . میگم وقتيم که هستی من عاکوارد دو عالمم. میگه وقتي هستم تو انگار نیستی. اصلا تو یه عالم دیگه ای همش. حرفم نمیزنی. قبلنا حداقل چارتا کلمه میگفتی :)) . 
+ درسته. من همینقدر عاکواردم. ولی با تمام وجودم میخوام پیشم باشی 
همان چیزی است کهوقتي اسمش می ایدوقتي نبودنش را یادت می ایدیک چیزی مثل بغض و خندهدلت میخواهد بخندیو ثابت کنی هنوز هم دوسش داریاما بغض نبودنش اشک را یادت می اوردچه سخت میشود وقتيحین دیدنش مات باشیو او بپرسد چرااینجوری نگام میکنی؟و تو چیزی نگوییچون میدانی تمام خنده هایشحرف هایشو تمام اجزای صورتش را میخواهی ثبت کنیتا هروقت دلتنگش شدیو خودش نبودبا تصورتخوش باشی و بخندینبودن به معنی دوست نداشتن نیستشاید دیگر توانی نمانده که باز عاشق باشد.!
سر امتحان دینی (که کاملا پی پی بارم بود) سوال اولو دیدم و پرام شکست؛ به دوستم میگم چیه سوال اول؟ منم هیجان زده که میشم نمیشنوم کلا :| 
هی میگه "سنجشمه" 
میگم چی؟ 
میگه سنجشمه
میگم چی؟
میگه سنجشمه لعنتی سنجشمه
امتحانو که دادم از پله ها که  اومدم پایین یکی خوابوند پس کله م گفت اسکل نوشتی "سرچشمه" رو؟ 
#یک_روز_معمولی_از_زندگی_یک_ناشنوا:|
به نظرم سخت ترین کار دنیا از شیر گرفتن بچه است، شاید بهتره درست تر بگم تا این لحظه از زندگی من سخت ترین کار دنیا از شیر گرفتن بچه بوده، آخه من موندم توی حکمتش، چرا من مادر باید نه بگم به بچه؟ خب بابا جان همونجوری که با تولد بچه شیر جاری میشه سر ی تایمی هم شیر قطع بشه دیگه اینجوری سختیش برای من مادر کمتر میشه به خدا، الان وقتي پسرکم از ته دل گریه میکنه منم گریه میکنم، البته برای اینکه پسرکم خیلی اذیت نشه تصمیم رگرفتم تدریجی از شیر بگیرمش و فعلا د
دلم گرفته
به یکی از دوستام زنگ زدم
با تعجب میگه چطور شده زنگ زدی
میگم دلم برات تنگ شده بود
بیشتر تعجب می کنه
بهم میگه پیش دوست پسرشه و قطع میکنم
به این فکر میکنم که در نظر بقیه چقدر بی رحم و دل سنگم

به یکی دیگه زنگ می زنم
خاموشه
میرم تلگرام
می بینم چت هامونو پاک کرده :/

الانم غمبرک زدم پای گوشیم
پیش ل
می پرسه خوبی؟
میگم آره
میگم زدی تو برق؟
میگم نه
می خنده میگه آها از برق در آوردی
میگم اصلا تو برق نبود که بخوام در بیارم
سخته قبولش
اما همین ل که الا
من هی میگم از حاملگی مثل سگ میترسم و ایشون هی یادآور میشن که از هر چی بترسی سرت میاد. بعد میگم خبالا نترسم سرم نمیاد؟ میفرمان که نه عب نداره بترس ولی بیان نکن. من میگم بیان نکردن ریسک بارداری رو کاهش میده؟ اسپرما بفهمن تو همچین کفری رو بیان میکنی گازانبری حمله میکنن؟ میگن چرا خفه نمیشی؟ چرا قانع نمیشی؟ میگم والا شما شروع کردین! ایشون پشتشون رو میکنن و احتمالا این مدل ترس رو درک نمی‌کنن. و من همچنان از بچه نداشتن و نخواستن و نشدن و نبودن و امثا
میگه خب حرف بزن لامصب چه مرگته. میگم اردیبهشت نزدیکه. میگه عنشو درآوردی دیگه! میخوام حرف بزنی حالیت نیس؟ میگم نیش هزار تا بغض تو گلومه. عفونتش پیچیده تو جونم. نمی بینی؟ حرف زدن مرگه برام. میگه حرف بزن داستان نباف. میگم حرف میزنم اما کلمه هام همه بوی آه میدن. تو نمیفهمی. آه میکشه دود سیگارشو فوت میکنه تو صورتم. عصبیه. هیچی نمیگه. هیچی نمیگه.
امروزكتاب نتونستم بخونم صبح حالم بد شد بعدشم سعی كردم بخوابم عصریم نشستم هیولا دیدم:)دوسدارم انتقاداشو با نمكه!الان بیشتر از هرچیزی نیاز به خنده و سرگرمی دارم!یكی ازدوستام كه از اول مخالف این قضیه ما بود میگفت یكتا بهت گفتم لقمه بزرگتر از دهنشی ادم وقتي لقمه بزرگتر برمیداره واسه اینكه اندازه دهنش بشی خردت میكنه كوچیكت میكنه تحقیرت میكنه!اهای كسایی كه دارین پست منو میخونین خودتون و دوست داشته باشین حاضرنشین واسه هركی هركاری كنین وقتي مغای
+چرا بیدارش نکردی ساعت 8؟_خودت میگی وقتي استراحت میکنه کاریش نداشته باش! 
+من وقتي میگم بیدارش نکن که بین درساش 5 دقیقه میخوابه نه صبح!
_ای باباع من نمیدونم به کدوم ساز تو و دخترت برقصم دیگه!
مکالمه ی والدین یه کنکوری روزی که به جای 7 و 45 دقیقه 9 و 37 دقیقه بیدار شده :/
و زمان چقدر حلال قشنگیه.دید مخاطبای این وبلاگ رو نمیدونم نسبت به مخاطب نوشته های این چند روزم چقدر تغییر کرده.راستشو بخوایین برام هم اهمیتی نداره اما.از دید خودم میگم اینجا که برام مهمه.نسبتا اوضاع خوبه.اون دعواها اون گیرا.منشاء شون چیزی غیر از تفکرات من بود.اما.همچنان.تحریم ادامه داره.چون.یه چیزی رو باید بهم ثابت کنه.که وقتي ثابت شد پیشم رو سفید میشه.اون وقته که میام و میگم از اون چیزی که به دنبال اثباتش بودم.
چند سال دیگر ‎دلت میلرزد‎برای منی که دیگر تو را در گوشه ترین جای قلبم‎هر شب میبوسم تا کنار بگذارمت‎دلت تنگ میشود‎برای منی که حرفهایت را از لبهایت نه ‎از چشمهایت می خواندم‎دلت تنگ میشود‎برای لعنتی ترین دختری که‎دیوانه وار قلمش را به رقص موهای تو وا میداشت‎به خداوندی خدا سوگند‎دلت برای همه ی دیوانه بازی هایم تنگ میشود‎برای صدایم‎برای آغوشم‎برای نگاهم‎حتی برای گریه هایم‎قسم‎قسم به همه ی سیب هایی که در خیالم برا
هفته پیش یه شماره بهش دادم و تاکید کردم که دوستم خیلی سفارش این یکی رو کرده. حتما زنگ بزن.
گفت که حالا باشه بعدا و دارم الان میرم شهرستان و نمیشه زنگ بزنی، کلی بحث کردم که خب چه ربطی داره یه زنگ بزن بگو ببینم چی میگن اصلا.
اول بهونه میکنه که خب این شماره معلوم نیست مال کیه! میگم خب زنگ میزنی میپرسی میفهمی! چرا سختش میکنی؟!
بعد بهونه میکنه که میخوام برم شهرستان و نمیشه! میگم آخه چه ربطی داره؟!
بعد بهونه میکنه که اگر زنگ زدم و گفت همین فردا قرار بزار
دوستان عزیز اگر نوازنده سه تار هستید ، حتما براتون پیش اومده که سازتون « گز» بزنه . شاید بپرسید گز چیه؟ یه صدای اضافی هست که وقتي مضراب میزنید یا انگشت گذاری میکنید این صدا میاد واذیتتون میکنه . و اختلالاتی رو در نواختنتون ایجاد میکنه . من بهتون میگم علتش چیه . شما باید چهار جای سازتون رو بررسی کنید . «اول» شیطانک . ببینید سیمها دقیقا داخل دندانه های روی شیطانک قرار دارند یا نه .«دوم» پرده ها . گاهی پیش میاد بعضی پرده ها براثر، ا
چقدر خوبه اینقدر راحت راجب ارزوها و هدفاشون حرف میزنن:(
من مثل احمقای بزدل نگاشون میکنم لبخند میزنم و میگم کاری کن براورده شن:/
ازم میپرسن تو چی؟ منم میگم تا حالا بهش فکر نکردم و ایده خاصی ندارم در حالی که ثانیه به ثانیه فکرام اطراف ارزوها و هدفای هیجان انگیز میچرخه:(
تا وقتي هم کائنات نشنون تو قراره چه غلطی بکنی هیچوقت کمکت نمیکنن و میزارن توی همون ایده خاصی ندارم کوفتی بپوسی
تو که تا دیروز چند روز پیش  حالت خوب بود هر چه زمان به جلو میره تو بدتر داری می شی علتش چیه با من حرف بزن میگم چرا احوالپرسی نمیکنی میگه گوشت به بدنم نمیرسه و حوصله هیچکس و هیچ چیز رو ندارم میگم خوب گوشت بخور میگه گوشت نمیتونم بخرم گرونه و اگه هم به بدنم ویتامین به اندازه کافی نرسه همیشه کلافه و بد اخلاقم و  نمیتونم شاد باشم و تمام  بدنم  درد  می کنه میگم چاره چیه میگه شاید معجزه بشه و همه چیز ارزون بشه میگم اگه ارزون نشد و گرونتر شد
یه مشتری داریم همیشه میاد جز وقتي نیست تو شهر
از جیرفته همه دیگه بهش میگن پسر جیرفتیه
ده بار اسمو فامیلشو گفته ولی هیچکس یادش نمیمونه:)))
من همون جیرفتم یه ماه طول کشید یادم بمونه همش میگفتم بجنورد بروجرد حتی جهرم
بعد امروز بهم میگه من با اقای #غین صحبت کردم شما بهشون بگین حسن اومد خودشون میفهمن
حالا صدا اهنگ زیاد بود من هی میگفتم باشه میگم عسل 
میگه نه من حسنم
میگم شما عسلی؟
آخرا میخواست سرشو بکنه لا در فشار بده:)))
نمیشنیدم خب:/
وقتي تو باشیزندگی برایم زیباست ؛ عاشقی برایم با معناستوقتي تو باشیقلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهاییوقتي تو عزیز دلم باشیهمدمم باشیسر پناهم باشیطلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پر خاطره دیگر با تو استتو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستیحالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم !وقتي تو باشیعشق در وجودم همیشه زنده استبی تو در سرزمین بی درخت و سایه ام ، بی تو زمان نمی گذرد ثانیه ها سال می شوند و سالها همه سال کبیسه اند. بی تو ب
یه بار اومدم با سامی حرف بزنمگفتم: دایی میگم که.گفت: چی گفتی؟ چی گفتی؟گفتم: نذاشتی حرف بزنم که!با خوشحالی و شمرده شمرده گفت: نه! بهم گفتی دایی!منم بهش گفتم: جدی نگیر از دهنم پرید!فکر کنم برای اولین بار به اسم، صداش نکردم! بچه بودم مادربزرگم خیلی گیر میداد که بهش بگم دایی. منم وقتي با مادربزرگم درباره اش حرف میزدم میگفتم دایی. بعد اگر میگفت ازش فلان چیز رو بپرس. همونجا داد میزدم: ساااامییی. (مادر بزرگم :| ) یه بار دیگه هم وسط یه بحثگفتم: ببین
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتي دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتي امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتي هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
تولید دانش و پژوهش پایانی :بِسمِ اللهِ . ، إِذْ قَالَ یوسُفُ لِأَبِیهِ یا أَبَتِ إِنِّی رَأَیتُ أَحَدَ عَشَرَ . . سلام علیکم :"یاد"آوری : شب بخیر (الف) .  "یاد"مون باشه :"یه" چیزی رو که دیده بودم ، با شما :در میانگذاشتم ، پیش از اینکه بپرسم یا بپرسین :چی رو !؟بد نیست یادی کنم ، و انشاء الله که یادی کنیم ! از استادشهید مرتضی مطهری یکی :"دو" نکته دارن از :"یادآوری" ، که قبلا نقل کردم از آثار بدون استثناء خوبشون که :الف : وقتي "یه" چیزی یادآوری میشه ، بعبا
3
درس میخوندم که صدای تق تق درو شنیدم رفتم درو باز کنم میبینم سپر درب و داغون ماشینو گرفته دستش و غش غش میخنده!!! بریده بریده میگه: هیچی . از ماشینت. نمونده!! 
میگم: خببب؟! 
میگه: مامانت دماغش شکست. زنداییت پاش شکست. داییتم با کله رفت تو شیشه!!! 
میگم:خببب؟! 
میگه: مهم اینه خودم سالمم مگه نه بابا؟! یه لبخند گل و گشادم میزنه :))) 
میگم: فدای سرت :) بعدشم شماره ی مامانو میگیرم!دقیقا همینقدر خونسرد مثل خودش در این جور مواقع :)
من فقط نمیفهمم چرا وقتي پیام میدم خوشحال میشیوقتي حالتو میپرسم میگی الان خوبم.وقتي میگم خوشحالی میگی الان ارهچرا هنوز حرفات طنز دارهچرا شیطنت دارهچرا از عکسام تعریف میکنی.وقتي نمیخای باشم چرا حالت باهام خوبه.بهم میگی دلم میخواست بودیولی نمیتونم نگهت دارمحس انتظار پیام دادنمسین کردن های به سرعتتحواست به کارام بودن.بعضی چیزارو میفهممولی خیلی چیزارو هم نمیفهمممن فقط خیلی چیزهارو نمیفهمم 
۱_ بهش میگم بگو بابا. مبگه بابامیگم بگو مامان. باز میگه بابا :/میگم بگو سارا. میگه سارا (البته به زبون خودش و نه خیلی واضح)ظاهرا تنها مشکلش با من طفلکه. بچه ست ما داریم؟!:))))۲_ مامان حلوا درست کرد واسه فاتحه. بردم درخونه ی  همسایه ی دوتا ا ونورتر. یعنی این خونه ای که کوبیده و داره میسازه، بین ما دوتاست.بعد من اینا رو بارها دیدم ولی هیچوقت سلام و علیکی نداشتیم. به آقاهه میگم من فلانی ام. همسایه ی اونوری.یهو بی مقدمه و خیلی بامزه گفت واااای، شما هم م
به مهماندار میگم خیلی گرمه ینی اینجور که پیداس همه گرمشونه جریان چیه؟میگه: این هواپیماها ساخت هلنده و اونجا هم تابستوناش مث اینجا نیس!!!میگم: پس از مای بخرین!میگه: نداره کهمیگم:خداروشکر اونوقت زمستونا واویلا بود.
برای پاهای مادرموقتي كه چشمانمآهسته می لغزیدبر قفل پای تورعد دلم واشدبرق نگام خشكید.در سینه ام غوغا، طبل عزا می زددر بستر چشمم، اشكم خدایش رابا درد صدا می زد.آن پا كه روزی دورگهواره ام می بودبا درد می لرزید،آن پا كه پیوسته چون یك عصای جانهركاره ام می بود،از راه می ترسید.آن پا كه لالایی بر روی آن می كردآن پا كه هر روزش با عشق، نان می كرد،اینك چه پر درد است،چون شاخ خشكیده چون یك گل زرد است.وقتي كه لنگِ لنگ آن پا قدم برداشتهری دلم می ریختچون یك ز
نمیدونم چرا بیشتر از همیشه شك دارم كه نكنه خودت نباشیُ این هم یكی از اون هزارتا فیك باشه البته كه دیه واسم مهم نیست فقط در همین حد میگم كه لیاقت كه نباشد جان در عذاب است ادمِ دروغگویِ خائنِ ِ معتادِ روانیِ بلاتكلیفُ باید گذاشت زیرِ هجده چرخُ به اندازه یِ سنش از روش رد شدُ دلت واسش نسوخت
هر سری پیش خودم میگم همه چی رو روالی که میخوام و ایول به این موقعیت
یهو از یه جا و یطوری میخورم که حدود نیم ساعت میگم چی شد چطو شد؟؟
کلا این روزگارم بازیش گرفته با من
انگار هرچی میخوام ازش دور بشم بیشتر میاد سراغم ‍♀️
بعد مدت ها سلام
پست‌های بعضی دخترا اینجوریه که طرف یهو بی‌مقدمه شروع می‌کنه میگه: از وقتي رفتی یه چشمم اشکه یه چشمم خون. (تا اینجا تصور می‌کنم داداشش رفته مسافرت) چقدر دلم تنگ شده برای زمان‌هایی که سرم رو می‌ذاشتم روی شونه‌ت (اینجا تصورم عوض میشه میگم احتمالا دوس‌پسرشو میگه) کاش یه بار دیگه میشد بوی تنت رو حس کنم (اینجا تصورم مجددا عوض میشه میگم قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست احتمالا با هم زن و شوهر بودن) بعد از یارو میپرسی راجع‌به کی نوشتی؟ میگه هم‌کلاس
دانلود ریمیکس جدید سروش هامون به نام دیدم که میگم Soroosh Hamoon – Didam Ke Migam (DJ PS Remix) ریمیکس سروش هامون دیدم که میگم
نوشته دانلود ریمیکس سروش هامون دیدم که میگم اولین بار در بیرموزیک , دانلود آهنگ جدید , موزیک. پدیدار شد.
نقد فیلم های ایرانی - بررسی متفاوت من
هیچ وقت وقتي شکسته عشقی میخورید یا عاشق میشید با من م نکنید چون یا میگم گور باباش بزار بره یا میگم بیخیال بابا عشق چیه :/البته بی احساس نیستم و این اخلاقم الکی نیست خودم یکبار خیلی سخت شکستم و این باعث شد نسبت به رفتن و اومدن آدما و عشق کاملا سرد و بی احساس باشم نه اینکه بگم دوست ندارم نه فقط دیگه برام اونقدر ارزش نداره که بخوام خودمو اذیت کنم براش :) +یادمه یه روز با این اهنگ وبم گریه میکردم اما حالا حالم خوب میشه :)+من تلخ ترین شعر جهانم ت
  جای مُهرِ روی پیشونیشو میبوسم حواسش نیست تا میبوسمش یهو نگام میکنه میگه دستت درد نکنه بهش میگم دست شما درد نکنه. میگه چرا؟ میگم آخه اگه شما نبودی، منم نبودم. میگه تو سال چندمی؟ لیسانستو گرفتی بالاخره؟ اصلاً چرا رفتی چابهار درس بخونی؟ همینجا پیش خودمون میموندی من یه وقت چیزیم بشه تو نباشی چیکار کنم؟ میگم من همینجا درس خوندم بابا تموم شد. رفتم چابهار واسه سفر نه دانشگاه. میگه خب پس لیسانستو گرفتی. خیالم راحت شد. + الان که حواسش دیگه به
* وقتي بهش میگم چند باری که با مامانت حرف زدم نی نی حسابی ت خورده و با وجود خستگی زیادش هر شب میریم شهرستان و میگه فقط به عشق نی نی میرم که ت بخوره 3>* وقتي میگه هفتاد درصد فکرم حتی وقتي سر کارم پیش دخترمونه* وقتي برامون از رویاهاش واسه دخترمون حرف میزنه* وقتي از در میاد تو و میگه ت خورد؟ چند بار؟ محکم؟* وقتي هر لباس جینگولی رو میبینه اصرار داره بخریمش و من باید یادآوری کنم باید به فصلی که این لباس اندازش میشه هم توجه کنیمچقد پدر بودن ب
میدونم واقعی نیست. میدونم شدنی نیست. میدونم وقتي با خدا شوخی میکنم اون صدای خنده فقط توو ذهن خودمه. میدونم گرفتن دستت توو خواب نشونی بر دوست داشتن من نیست. میدونم وقتي به گربه ی شل و یه چشم خرابه بغل سوپرمارکتی که همیشه وقتي میگی سایز کوچیک دستکش ظرفشویی میخوام، سایز بزرگشو میده، میگم "به خدا نمیخوام اذیتت کنم" نمیفهمه چی ميگم.میدونم وقتي به گنجشکهای گرسنه تووی تراس گفتم فردا بیان قول میدم براشون برنج بذارم، نباید انتظار داشته باشم بیان.مید
   چرا در اغلب خانه های امروزی پنجره ها کوچک هستند؟ آیا معمارها و مهندسها نشده است شب باشد، دلشان گرفته باشد، خواب به چشمشان نیاید؟ اگر پنجره ها کوچک باشند به کدام آسمان می توان نگاه کرد؟ با کدام ماه، با کدام ستاره ها می توان همراز شد؟ شب وقتي شب است که آسمان صاف باشد، ماه وسط دشت آسمان نشسته باشد، گاهی به تو کامل نگاه کند و گاهی ناز کند و نصف و نیمه رخ بپوشاند، شب وقتي شب است که ماه، ستاره ها را دور خودش چیده باشد، هر از گاهی یکی از
سلام وقت تون بخیرو نیکی امیدوارم حالتون خوب یا لااقل بهتر از من باشه حوصله درد دل دارین یا نه نمیدونم به هر حال خواستین بخونین ازادین.
بریم سر اصل مطلب جونم براتون بگه یادتونه یه کاری رو با کلی امید وارزو  شروع کرده بودم اره همون رو میگم تو چند پست قدیم تر انجامش دادم و خیلی هم تلاش کردم اما الان تقریبا دیگه تلاش افزوده ندارم و فقط دارم ادامه میدم نمیدونم درسته یا نه ادامه بدم یا نه اینده داره یا نه باور کنین خیلی تلاش کردم اما تلاشم نتیجه ندا
Download Shadmehr Aghili – Vaghti Ke Bad Misham
 متن آهنگ جدید شادمهر عقیلی به نام وقتي که بد میشم
وقتي که اینجایی وقتي که میخندی

وقتي که بد میشم چشماتو میبندی

وقتي که دنیارو تنها با من میخوای

از هر طرف برم بازم باهام میای

جز عاشقت شدن چه کاری میشه کرد

میخوامت خواستنت تو دلم ریشه کرد

وقتي که دنیارو تنها با من میخوای

از هر طرف برم بازم باهام میای

به قدری بی هوا امروز هوای حالمو داری

بجز عاشق شدن راهی جلوی پام نمیزاری

غرور تو نکاه تو یه کوه امید بهم م
یه فامیل جالبی دارم ، سه بار منو تو این سال 98 دیده هر سه بار هم پرسیده که چه رشته ایی میخونم ، میگم فلان ، میگه : عه همینجا ؟ میگم بله ، میگه فلان دانشگاه اینجا ؟ میگم بعله ! بعد تو هر سه دفعه من علامت تعجب شدم که چرا اینجوری میکنه ! واقعا یادش میره یا نه یه مردم ازاریی داره تو وجودش!
. حوصله ی هیچی جز خواب رو ندارم ، کی تموم میشه این دانشگاه یکم بگیرم بخوابم ! به تحویل پروژه فکر میکنم مغزم داغ میکنه |:  
Download Shadmehr Aghili – Vaghti Ke Bad Misham

متن آهنگ جدید شادمهر عقیلی به نام وقتي که بد میشم

وقتي که اینجایی وقتي که میخندی

وقتي که بد میشم چشماتو میبندی

وقتي که دنیارو تنها با من میخوای

از هر طرف برم بازم باهام میای

جز عاشقت شدن چه کاری میشه کرد

میخوامت خواستنت تو دلم ریشه کرد

وقتي که دنیارو تنها با من میخوای

از هر طرف برم بازم باهام میای

به قدری بی هوا امروز هوای حالمو داری

بجز عاشق شدن راهی جلوی پام نمیزاری

غرور تو نکاه تو یه کوه امید بهم مید
«لن تنالوا البرّ، حتی تنفقوا مما تحبّون. وماتنفقوا من شیءٍ، فإنّ اللهَ به علیم»
 
آخه خوبی چیه، جز بودن با تو کنار تو خوب‌ترین چیز عالَم که نگاه گرم و پر از عشق تو هست! وقتي چشماتو با محبت بهم می‌دوزی، یه جوری که احساس میکنم هیچ کاری جز نگاه کردن به من نداری!! بهت میگم: عشقم! چی شده؟! چرا حیرت کردی! میگی آفرین به خودم که تو رو مالِ خودم کردم! از حرفت حسم میشه کللللی ذوق، کللللی عشق، کللللی خجالت،. اون لحظه دنیا برام میشه مثل یه ذره از غبار.
قبلا نه گفتن برام خیلی سخت بود حتی به غریبه هااز وقتي که از آغوش گرم و پر مهر ؛) خانواده جدا شدم عادت کردم به راحتی در مقابل غریبه ها نه بگم.مثلا دختر خوابگاه بغلی یا همکلاسی یا یا 
اما همچنان نه گفتن به دوستهام بخصوص صمیمی ها یکککم برام سخت بود.میگفتما اما عذاب وجدان داشتم یا یه جوری نه میگفتم که طرف بهش برنخوره :))
الان یکی از دوستهای خوابگاهیم که خیلی هم خوبه اومد اتاقم.میگه لیمو یه چیزی میخوام
میگم چی 
میگم شلوار مشکی چسب! و به چوب لباسی من و
میگم گاهی احتیاط خلاف احتیاطه
نظام زندگی نباید بهم بخوره
میگه احتیاط در همه حال خوبه
میگم نیست
میگه هست
میگم نیست
میگه اونی که نیست مرد میدانه!
میگم جناب لک! اجازه میدین احتیاطا لک لکتون بخونم؟!
برای لحظه ای جا خورد
ازم توقع همچین حرفی نداشت انگار
قرائن نشون میده کوتاه اومده باشه. هرچه باشه پای خودش به میون اومد، حرف خدا و دین خدا دیگه نیست!!!
+ بارون اومده کوچه خیسه سگها میرن ومیان ماشینا میرن و میان ادما میرن ومیان
مسجد وخونه و مدرسه و کوچه
بغل گوش 98، بین کتاب های نخونده و کارهای نکرده و اسهال گم شدم. صدای بارون میاد اما از آسمون دونه های سفید می باره. رادیو دیو بیستم از اسپیکر پخش میشه اما از وقتي شروع کردم به نوشتن حواسم کامل بهش نیست. مامان قرص اسهال میاره. به نوشتن یه برنامه ی حسابی فکر می کنم و به اینکه چطور مغزم فکر می کنه تا برنامه ننوشته آزاده هر کاری دلش می خواد بکنه. انگار زمان از وقت نوشتن برنامه معنا پیدا می کنه. به ف هم فکر می کنم. نمی دونم دلم تنگ شده یا احساس گناه می کنم
چرا اینقدر اصرار میکنی وقتي دوست نداره؟چرا هی میری پیشش در حالی که اون تموم لحظاتشو کنار یکی دیگه اس؟وقتي درد داره هیچی نمیگه و تو هی میخای بپرسیاما با خودت میگی خب بهم که نمیگهچرا این همه فداکاری میکنی واسش وقتي خودش فقط بلده ذوق کنه و این خیلی عادیه؟واقعا چرا باید یکیو ب زور دوست داشته باشیمگه بین این 7 میلیارد ادم .ی عاشق پیدا نمیشه/؟اصلا الان پیدانشهدوروز دیگه هستهمه چیو که نباید همون لحظه خواستعشقش ب اینه همون لحظه که ارزو میکنی برا
گاهی اوقات این جمله میاد توی ذهنم:آدما باهات خوبن تا زمانی که بهتر از تو گیرشون نیاد.اتفاقی هم نمیاد توی ذهنم. چون میبینم این جور مسائل رو. چون شخصیت در حال شکل گیریه، هر بار یه جور فکر میکنم.مثلا یه بار میگم پس تنها باشم و دوست صمیمی نداشته باشم بهتره چون راحت ترمگاهی اوقاتم میگم پس باید انقدر خوب باشم که من کسیو از دست ندم، بلکه دیگران منو از دست بدن (سنگین بود)گاهی اوقات هم میگم بیخیال، همه که اینطوری نیستن
گاهی اوقات این جمله میاد توی ذهنم:آدما باهات خوبن تا زمانی که بهتر از تو گیرشون نیاد.اتفاقی هم نمیاد توی ذهنم. چون میبینم این جور مسائل رو. چون شخصیت در حال شکل گیریه، هر بار یه جور فکر میکنم.مثلا یه بار میگم پس تنها باشم و دوست صمیمی نداشته باشم بهتره چون راحت ترمگاهی اوقاتم میگم پس باید انقدر خوب باشم که من کسیو از دست ندم، بلکه دیگران منو از دست بدن (سنگین بود)گاهی اوقات هم میگم بیخیال، همه که اینطوری نیستن
اون کسیه که وقتي کز کردم گوشه مبل و گریه میکنم، بهم پیام میده و میپرسه که خوبی؟ چیزیت شده؟ و میفهمه عجیب شدن یعنی چی و میفهمه دلم بغلشو میخواد یعنی چی و نازم میکنه و میگه بچه افسرده شده :))
اون کسیه که میدونه من از تاریکی میترسم و میگه خودشم اصلا میترسه، پس برای من شعر میخونه وقتي قراره از این راهرو بگذرم تا نترسم و حس کنم باهامه و باعث میشه من مثل بچه ها بخندم :) 
اون کسیه که میذاره همه احساساتم رو که ماه های قبل براش نوشته بودم، براش بفرستم و بخ
وقتي خدا رو دوست دارمیکی
که اشتباهی شمارِه ام رو میگیره و شروع میکنه به دردِ و دِل کردن باهام ،"
میذارم تا آخر حرفِش رو بزنه و خالی شه ، آخرشم میگم خیالت تخت
نِمیشناسمت"
این روزا بیشتر از همیشه حواسم سر جاش نیست و تمركز ندارم،حالم بده و همش به خودم تلقین میكنم نههه تو خوبی و همه چی درست میشه!ولی خستم،از همه چی خستم و بریدم.دیگه برام مهم نیست هیچی و باز مهمه.ذهنم همش درگیره،دو سال پیش من آدمی بودم كه تك تك حرفام و رفتارم رو نسبت به بقیه كلی انالیز میكردم و همیشه برام مهم بود كه الان از این كار من چه برداشتی شده تو ذهنشون؟از آبان پارسال بخاطر اتفاقایی كه افتاد و بعید میدونم هیچ وقت یادم بره،دیگه بیخیال همه چی شد
این روزا بیشتر از همیشه حواسم سر جاش نیست و تمركز ندارم،حالم بده و همش به خودم تلقین میكنم نههه تو خوبی و همه چی درست میشه!ولی خستم،از همه چی خستم و بریدم.دیگه برام مهم نیست هیچی و باز مهمه.ذهنم همش درگیره،دو سال پیش من آدمی بودم كه تك تك حرفام و رفتارم رو نسبت به بقیه كلی انالیز میكردم و همیشه برام مهم بود كه الان از این كار من چه برداشتی شده تو ذهنشون؟از آبان پارسال بخاطر اتفاقایی كه افتاد و بعید میدونم هیچ وقت یادم بره،دیگه بیخیال همه چی شد
این روزا بیشتر از همیشه حواسم سر جاش نیست و تمركز ندارم،حالم بده و همش به خودم تلقین میكنم نههه تو خوبی و همه چی درست میشه!ولی خستم،از همه چی خستم و بریدم.دیگه برام مهم نیست هیچی و باز مهمه.ذهنم همش درگیره،دو سال پیش من آدمی بودم كه تك تك حرفام و رفتارم رو نسبت به بقیه كلی انالیز میكردم و همیشه برام مهم بود كه الان از این كار من چه برداشتی شده تو ذهنشون؟از آبان پارسال بخاطر اتفاقایی كه افتاد و بعید میدونم هیچ وقت یادم بره،دیگه بیخیال همه چی شد
این روزا بیشتر از همیشه حواسم سر جاش نیست و تمركز ندارم،حالم بده و همش به خودم تلقین میكنم نههه تو خوبی و همه چی درست میشه!ولی خستم،از همه چی خستم و بریدم.دیگه برام مهم نیست هیچی و باز مهمه.ذهنم همش درگیره،دو سال پیش من آدمی بودم كه تك تك حرفام و رفتارم رو نسبت به بقیه كلی انالیز میكردم و همیشه برام مهم بود كه الان از این كار من چه برداشتی شده تو ذهنشون؟از آبان پارسال بخاطر اتفاقایی كه افتاد و بعید میدونم هیچ وقت یادم بره،دیگه بیخیال همه چی شد
همش گشنمه ، حس میكنم باز افزایش وزن دارم اگه منو از نزدیك ببینین میگین خدا دختر چرت نگو تو كه خیلی لاغری ولی من به شما میگم این لاغری نتیجه ی یك عمر حرص خوردن من و نگرانی برای چاقی و كنترلشه مشكل اینجاست كه من بعد از كشیك های طاقت فرسا اورژانس دارم میرم انتالیا و اونجا هتل همیشه پر از غذاهای جور واجوره و من الان نگران وزن امم چون نمیدونم چه مرگمه همش گشنمه
تو، برام ترکیبی هستی از جمله‌های «دوستِ آدم مسئول درک کردن و بودن نیست» و «چقد کم میذاری همیشه برام». طبق مترومعیارای "اون چقد بهت محبت کرده؟" بخوام حساب کنم، 6-0 عقبی ولی چن ساله که دارم میگم گور بابای مترومعیار؟ یکجور حماقتِ شیرین که به بی‌حسی میرسه
تصمیم گرفتم دیگه به نظرشون ذره ای اهمیت ندم
خوشم اومد میگم آره و مجبورشون میکنم که کاری که میخوام انجام بدن . خوشم نیومد هم میگم که نه و هیچ اهمیتی به نظرشون نمیدم.
واقعا از دستش خسته شدم. همیشه سر بهانه ها و مسائل جزئی باید ده بار بحث کنیم آخرش باز بر میگرده خونه اول میگه خب میگی چیکار کنم؟
میگم هیچی بزار تا ده سال دیگه ما فقط هی حرفامون رو تکرار میکنیم و فرداش از اول.
انگار نه انگار که من دو ساعت حرف زدم و مقدمه و بدنه و نتیجه گیری کردم و جو
تو عاشق نبودی که درد دل عاشقا رو بفهمی
تو بارون نموندی که دلگیری این هوا رو بفمی
تو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگم
دل تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم
تو تنها نموندی که حال دل بیقرارو بفهمی
عزیزت نرفته که تشویش سوت قطار بفمی
تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن
جای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من
تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا انتظار و بفهمی
پریشون نبودی که نگذشتن لحظه ها رو بفهمی
تو اونی که رفته چی میدونی از غصه جای خالی
من اونم ک
دوست عجب عشق جالبی استوقتي میخندد انگار دنیا متوقف میشودوقتي میگرید انگار دنیا تمام شدهراستش حس جدیدی استاسمش عشق نیستاز عشق بالاتر است اگر عاشقانه همدیگر را درک کنیمبفهمیمو هیچوقت همدیگر را تنها نگزاریم.(نمیخاد به دوستی بقیه حسودی کنیم باید خودمون سعی کنیم این حس قشنگ رو به وجود بیاریممیشه ما هم عین اونا بگیم که دلتنگ شدیم.واسه کسی که حتی خیلی وقت نیس میشناسیمش)
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

Anasofia Christine Joshua یادداشتهای گاه و بی گاه وبلاگ هواداران حـامد برادران فروشگاه اینترنتی ایران خريد كيف پول تبلت زنانه دخترانه دانشجویی اداری مردانه 2019 gharch.fadak سکوت پر از فریاد